كتابدار

 

کتابداران و کتابخانه هاي ديجيتالی قسمت اول

چكيده :

كتابخانه ها در اواخر قرن بيستم و هم اكنون در آغاز قرن بيست و يكم از ويژگي ها ، امكانات و ساختاري متفاوت با گذشته برخوردارند . اين دگرگوني ها كه همچنان با شتاب ادامه دارد ، حاصل پيشرفت ها و دستاوردهايي است كه طي سالهاي اخير در حوزة فناوري اطلاعات به وقوع پيوسته است . از آنجا كه ابزار ، شكل و نوع منابع موجود در كتابخانه ها متحول گرديده ، بنابر اين چگونگي عملكرد كتابداران نيز دستخوش تغييراتي شده است . ابزار و منابعي كه امروزه كتابداران در اختيار دارند ، با آنچه كه قبلاً در كتابخانه هاي سنتي داشته اند كاملاً متفاوت است . آنچه مقاله حاضر به آن مي پردازد ، مروري اجمالي بر نقشي است كه كتابداران در كتابخانه هاي عصر ديجيتالي به عهده دارند با گسترش منابع الكترونيكي نه تنها نقش كليدي كتابداران در كتابخانه ها كم رنگ نمي شود ، بلكه بر اهميت آن نيز افزوده خواهد گرديد . كتابدارن با تكيه بر مباني نظري حرفة خود ، در اختيار گرفتن ابزارهاي جديد همچنان به عنوان متوليان گرد آوري ، سازماندهي و اشاعة دانش خدمت خود را به جامعة بشري استمرار مي بخشند . اين مهم تنها زماني ميسر مي شود كه كتابداران خود را به مهارت هاي تازه مجهز سازند . مهارت هايي كه در جهت بهره گيري بهينه از امكانات موجود و خلاقيتهايي در ارائة روش هاي نوين مي باشد .

      

مقدمه :

 

كتابخانه هاي ديجيتالي به عنوان تجلي تحولات در رسانه هاي اطلاعاتي ، متعلق به آينده اي نزديك هستند. بنا براين اغراق آميز نيست اگر بگوييم كه در حال حركت به سوي محيط ديجيتالي هستيم و ممكن است اطلاعات ديجيتالي به مقياس وسيع جايگزين اطلاعات چاپي گردد . كتابخانه سازماني است داراي مأموريت ، و اين مأموريت فراتر از موانع مكاني و زماني  است و وجود آن وابسته به شكل فيزيكي مدارك نمي باشد . مأموريت كتابخانه ايجاد پيوند ميان گذشته و حال و ساختن آيندة جامعه از طريق حفظ پيشينه هاي فرهنگي بشري و امكان تسريع در تحولات جهاني بوسيله يكپارچه سازي فناوريهاي اطلاعاتي موجود است . احتمال تغيير مأموريت كتابخانه ها در آيندة نزديك بعيد است .

كتابخانه هاي ديجيتالي ماهيتاً نامتجانس هستند . اين كتابخانه ها با كارهاي مربوط به اطلاعات و ديحيتال سازي ، ذخيره سازي ، جستجو ، ارتباط ، مشاهدة استفاده ، انتشار ، اداره و به اشتراك گذاشتن اطلاعات سر و كار دارند . هدف كتابخانه هاي ديجيتالي ايجاد دسترسي سريع به اطلاعات ديجيتالي است . آنها انواع منابع اطلاعاتي در اشكال كاغذي و بدون كاغذ و از جمله چند رسانه ها را در اختيار دارند . 

كتابخانه هاي ديجيتالي بدون ترديد نيازمند فناوريهاي ديجيتالي هستند . اينها كتابخانه هاي نامتجانس بوده و در بر گيرندة نسخه هاي چاپي تا نظامهاي پيوسته مي باشند . در كتابخانه هاي تمام ديجيتالي ، تمامي اطلاعات به شكل ديجيتالي در دسترس هستند هر چند كه ممكن است دستيابي به آن مشكل باشد . كتابخانه هاي ديجيتالي تا همين اواخر بطور عمده شامل مدارك الكترونيكي بودند و در عين حال ، پيشينه هاي ديجيتالي را مي توان از پايگاههاي اطلاعاتي محلي و خارجي به طور متناوب ، براي مقاصد مختلف به كار گرفت .

امروزه در بحبوحة انفجار اطلاعاتي و دگرگوني فناوريهاي اطلاعاتي هستيم كه منجر به ظهور عصر اطلاعات الكترونيكي شده است . پيشرفتهاي سريع در پردازش و ذخيره سازي اطلاعات و فناوريهاي ارتباطي ، نقش كتابخانه ها را در اشاعه خدمات اطلاعاتي براي استفاده كنندگان متحول ساخته است . در نتيجه كتابخانه ها با چالشهاي جديد ، رقباي جديد ، تقاضاهاي جديد ، انتظارات جديد و انواع خدمات اطلاع رساني متناسب با نيازها و خواسته هاي استفاده كنندگان روبرو شده اند .

كتابخانه ها در حال تجديد و استحكام موقعيت خود ، طراحي مجدد خدمات و محصولات اطلاعاتي ، بكارگيري فناوريهاي جديد ، ارتقاء منابع اطلاعاتي ، آموزش مردم ، تغيير مواد اطلاعاتي ، مدل هاي ارتباطاتي و ارسال اطلاعات براي ارائه خدمات بهتر و برآوردن نيازهاي متغير اطلاعاتي جامعه استفاده كنند هستند .

كتابخانه ها خدمات اطلاعاتي فراهم ميآورند و بايستي نيازهاي اطلاعاتي حال و آيندة استفاده كنندگان كتابخانه را برآورده سازند .

كتابخانه هاي سنتي هنوز در حال ادارة مواد چاپي گران و حجيم خود هستند . جويندگان اطلاعات به هيچ وجه راضي به دريافت اطلاعت در قالب فقط مواد چاپي نيستند و مي خواهند كه از مدارك چند رسانه اي الكترونيكي به عنوان مكمل اطلاعات چاپي استفاده كنند . تقاضاي استفاده كنندگان براي دريافت اطلاعات ديجيتالي بر سر ميز كار خود در حال افزايش است .

 

كتابخانه هاي ديجيتالي

كتابخانه ها داراي اشكال و انواع گوناگون هستند . فناوري چند رسانه اي سبب پديد آمدن كتابخانه هاي تصويري ، صوتي و حتي ويديويي ديجيتالي شده است . حتي مي توان در باره كتابخانه هايي فكر كرد كه داراي مجموعه هايي بصورت پايگاههاي اطلاعاتي ، پايگاههاي متني ، گوفر و يا وب جهان گستر باشند . كتابخانه هاي سنتي نيز مقدار زيادي از بودجة خود را به خدمات الكترونيكي اعم از لوح فشرده ، فهرست هاي دستيابي عمومي پيوسته يا پايگاه هاي اطلاعاتي پيوسته اختصاص مي دهند .  

 همان گونه كه هزينه هاي ذخيرة ديجيتالي به نسبت هزينة فضاي قفسه كتابخانه ها كاهش مي يابد و همزمان با اينكه خدمات الكترونيكي بصورتي مفيدتر ، ممكن تر ، دسترس پذيرتر و قابل استفاده تر در    مي آيد ، گامي به سوي چالش بزرگ نظام كتابخانه ديجيتالي جهاني برداشته مي شود . در كتابخانه ديجيتالي كاربران لازم است كه بطور همزمان با منابع اطلاعاتي توزيع شده كار كنند كه از لحاظ محتوي ، شكل و منابع با يكديگر متفاوت هستند . كاربران بايستي مجموعه هاي بزرگ مواد را در منابع ارائه شده درك كرده و به گونه اي آنها را سازماندهي كنند كه امكان تصميم گيري سريع در بارة مناسب بودن يا كلي بودن الگوهاي موجود را در بين مواد بدهد .

كتابخانه ها حد اقل سه نقش را در يادگيري ايفا مي كنند . آنها در اشتراك منابع پر هزينه – هم منابع فيزيكي و هم منابع انساني – داراي نقش عملي هستند . آنها در نگهداري و سازماندهي فنون و عقايد داراي نقشي فرهنگي هستند . سومين نقش كتابخانه ها وظيفه اي است كه از طريق گرد آوردن مردم و عقايد آنها در يك مكان ابفا مي كنند . كتابخانه ها به عنوان مراكز ميان رشته اي به شمار مي روند كه داوطلبان فراگيري تمامي رشته ها در آن سهيم مي باشند . كتابخانه هاي ديجيتالي اين رويكرد ميان رشته اي را به وسيله قابل دسترس ساختن منابع اطلاعاتي متنوع تقويت مي كنند .  اين منابع فراتر از محل فيزيكي هستند و گروه فراگيران در آن سهيم هستند . منابع اطلاعاني – هم فيزيكي و هم انساني براي اهداف خاصي تهيه مي شوند كه به طور سنتي تفكيك شده اند ، هرچند كه فناوري هاي رايج مانند چاپ ، عكاسي و محاسبه در همه جا وجود دارند و تمامي موانع فيزيكي بين اين منابع را از بين مي برند .

كتابخانه هاي ديجيتالي در آموزش رسمي داراي وظايف آشكاري هستند و براي معلمان و فراگيران ، دانش پايه انواع رسانه ها را فراهم مي كنند . تفاوت آشكار بين كتابخانه هاي سنتي و كتابخانه هاي ديجيتالي در اين است كه كتابخانه هاي ديجيتالي فرصت بيشتري براي كاربران در واسپاري اطلاعات و استفاده از آن فراهم مي كنند .

كتابخانة ديجيتالي به عنوان نسخة الكترونيكي كتابخانة عمومي مطرح است . در ذخيره الكترونيكي بجاي  ذخيره سازي برروي كاغذ ، سه تفاوت اصلي وجود دارد : ذخيره به شكل الكترونيكي ، ارتباط مستقيم براي به دست آوردن ماده ، و نسخه اوليه ، اين تفاوت هاي بيشتري به دنبال خواهد داشت ، بطوري كه در نهايت كتابخانه ديجيتالي ، ديگر شباهتي به كتابخانة سنتي نخواهد داشت .

 

تبديل كتابخانه هاي ديجيتالي    

تغيير در جامعه مستلزم تغيير در مديريت ، فناوران ، مؤسسات و كاربران است . از طرف ديگر ، اختراعات به دليل فقدان آگاهي ، تجربه ، تحليل ميزان سود ، زيان و تناسب هزينه كاربر نهايي از سوي جامعه سريعاً پذيرفته نمي شود .

در مورد كتابخانه ها ، تحول بعدي بعد از رسانه هاي چاپي ، ريز نگاشت ها و مواد ديداري – شنيداري بود و در مورد امكانات ارتباطي رايانه اي ، تحول هم در رسانه هاي اطلاعاتي و هم در سرعت ارتباطات است . تغييرات مربوط به كتابخانه ها عبارت است از :

الف . ابتكار اوليه اين است كه مواد ( كتابها ، نشريات ، مجلات ، روزنامه ها ، تصاوير و غيره ) به شكل ديجتالي ذخيره شوند .

ب . دومين ابتكار مربوط به ارتباطات است .

مواد در كتابخانه الكترونيكي هميشه از روي نسخه اوليه اثر نسخه برداري مي گردد . تمامي اين چالشها تأثيرات دامنه داري خواهد داشت .

اطلاعات درقالب ديجيتالي شده و در شبكه جهاني وب قابل دسترس خواهد بود . مديريت حق مؤلف در دنياي الكترونيكي تغيير خواهد كرد . معرفي كتابخانه هاي ديجيتالي بر كار كاركردهاي سنتي تأليف ، ويرايش ، نشر ، نقد و بررسي ، فروش كتاب ، كتابخانه ها ، خوانندگان و مشتريان تأثير خواهد گذاشت .

 چالش مديريت نشر الكترونيكي به تغييرات بنيادي در روش سازماندهي و مديريت كتابخانه ها احتياج پيدا خواهد كرد .

راهبردهاي مديريتي مورد نياز عبارتند از :

-        ارتقاي انعطاف پذيري در سازماندهي ،

-        تسهيل هماهنگي و همكاري در بخش هاي مختلف سازماني ،-

-        ارتقائ توانايي كاركنان براي سازگاري با تغييرات مداوم ، و

-        حذف قلمرو در سازماندهي و توسعة اهداف و ارزش هاي مشترك كه همكاري را در ميان واحدهاي اجرايي براي توسعة مجموعة كتابخانه هاي ديجيتالي گسترش خواهد داد .

نشر الكترونيكي مفاهيم بنيادي زيادي براي توسعة مجموعه در بر دارد و به عنوان گرد آوري آگاهانه و منظم مجموعه منابع اطلاعاتي تعريف شده است كه كتابخانه دسترسي به آن را فراهم مي سازد . انتخاب نشريات الكترونيكي بر هر واحد كاري در كتابخانه تأثير مي گذارد خصوصيات ويژة رسانه هاي جديد و مفاهيم عميق سازماني در تصميم گيري براي فراهم آوري امكان دسترسي به انتشارات در قالب هاي نوين به توسعة مدل هاي سازماني جديد براي انتخاب و چار چوب نظري براي تبديل به كتابخانة الكترونيكي احتياج دارد .

در فرآيند توسعة كتابخانة ديجيتالي براي توسعه مجموعه به يك الگو نياز داريم . بر اساس مشخصه هاي منابع اطلاعاتي و چگونگي استفاده از اين منابع ، دماس پنج نوع اصلي براي اين منابع ارائه داده است كه آنها را (( انواع اصلي اطلاعات )) مي نامد . اين پنج نوع عبارتند از : 1 )نرم افزارهاي كاربردي 2 ) فايل هاي كتابشناختي 3 ) تمام متن 4 ) فايل هاي عددي و 5 ) چند رسانه ايها .

 

مشخصه هاي كتابخانه هاي ديجيتالي     

سه مشخص مهمي كه كتابخانه هاي ديجيتالي را متمايز مي سازد عبارتند از :

1 – اسناد : مجموعه هاي كتابخانة ديجيتالي در بر گيرنده اسناد ثابت و هميشگي هستند .

2 – فناوري : كتابخانه هاي ديجيتالي بر پاية فناوري مي باشند ؛

3 – كاركرد : كتابخانه هاي ديجيتالي  بوسيله اشخاصي مورد استفاده قرار مي گيرند كه به طور مجزا كار مي كنند .

ما در آستانة ورود به فضاي الكترونيكي و كاوش در اينترنت و وب جهانگستر هستيم . از طريق اينترنت مي توان جزئي از دهكدة جهاني بود و به طور مداوم به مبادلة اطلاعات پرداخت . وب جهان گستر پيشرفته ترين نظام كاوش و جستجويي است كه بر اساس الگوي فرامتني در اينترنت به كار مي رود . وب امكان كاوش نامحدود دانش بشري دنياي ديجيتالي را فراهم مي سازد . با وجود اين امكانات ، امكان دسترسي به صدها پايگاه اطلاعاتي و در دسترس قرار دادن اطلاعات براي جامعة استفاده كنندگان فراهم مي شود . دسترسي به پايگاههاي اطلاعاتي لوح هاي فشرده از طريق شبكه هاي محلي و شبكه هاي گسترده مزيت ديگري به حساب مي آيد .

 

يكپارچه سازي اطلاعات     

كتابخانه هاي ديجيتالي به عنوان تجلي تحولات در رسانه هاي اطلاعاتي متعلق به آينده اي نزديك هستند بنا بر اين اغراق آميز نيست اگر بگوييم كه ما در حال حركت به سوي محيط ديجيتالي هستيم و اطلاعات ديجيتالي ممكن است جانشين اطلاعات چاپي گردد . اين نوشتار به بررسي اين مطلب مي پردازد كه كتابخانه سازماني است داراي هدفي معين كه موانع مكاني و زماني را پشت س مي گذارد و وجود آن وابسته به شكل فيزيكي مدارك نيست . هدف كتابخانه برقراري ارتباط بين گذشته و حال و شكل دادن به آيندة جامعه است . كتابخانه اين هدف را بوسيله حفظ پيشينه هاي فرهنگي بشري انجام مي دهد . تغيير اين رسالت در آيندة نزديك بعيد مي باشد .

بنابر اين تمركز بر كتابخانه ها بايستي برروي فراهم آوري ، سازماندهي و اشاعه دانش و اطلاعات باشد و نه رسانه ها . با ديجيتالي كردن دانش و اطلاعات ، هردو به صورت سيال در آمده و از ظرف خود جدا شده اند . بدين ترتيب ، احتمال تغيير در نقش و موقعيت كتابخانه سنتي وجود دارد .

با ظهور فناوري ديجيتالي امكان تلفيق طولي و عرضي دانش و اطلاعات افزايش يافته است . از نظر تاريخي ، انتقال دانش و اطلاعات سه مرحله را پشت سر گذاشته است : كدام : دست نوشته و چاپ .   (( بزرگرههاي اطلاعاتي )) به عنوان نتيجه (( نوشتار الكترونيكي )) چهارمين تحولي است كه حلقة گم شدة انتقال فوري دانش و اطلاعات را به وجود آورده است . در حال حاضر امكان انتقال مقادير زياد صوت و تصوير داده در جهان در يك لحظه واحد وجود دارد .

 

دانش و اطلاعات  

رايانه و فناوري هاي اطلاعاتي ما را به سوي موج سومي هدايت مي كنند كه تأثير مهم بر توسعه اجتماعي ، اقتصادي بشر گذاشته است . دو موج اول شامل موج كشاورزي و صنعتي بوده اند .

متخصصان كتابداراي و اطلاع رساني بايستي از اين واقعيت آگاه باشند كه امروزه ديگر كار و سرمايه درآمد اصلي نيستند ، بلكه به عنوان منبعي راهبردي در توسعه اجتماعي ، اقتصادي ملت ها مطرح هستند . در اين زمينه دانش اطلاعات براي رهبري ، راهنمايي و حمايت جامعة اطلاعاتي ضروري مي باشد . در اين مقوله بين اطلاعات و دانش بايستي فرق قائل شويم . دانش مجموعه و تمام آن چيزي است كه براي جامعه شناخته شده است و ارزش اجتماعي بيشتري دارد ، حال آنكه اطلاعات مخصوص كاربران بوده و درونداد لازم براي توليد و توسعه دانش بيشتر و محصولات مبتني بر دانش مي باشد .

از اين رو ، متخصصان كتابداري و اطلاع رساني براي حل مسئله ؛ نظام توليد ، مديريت و مهارت هاي اطلاع رساني ؛ ارزش بالاي اطلاعات و سرانجام استفاده از اطلاعات براي تحليل و حل مسائل شخصي و كاري در اختيار داشته باشند .

كتابخانه ها هميشه از فناوري هاي جديد براي انجام تعهدات اساسي خود بهره گرفته اند و بهره گيري از فناوري ديجيتالي در كتابخانه ها بخشي از اين فرايند تاريخي است . اصطلاح كتابخانه ديجيتالي ، كتابخانه الكترونيكي و كتابخانه مجازي تقريباً به طور مترادف بكار مي روند و هيچكدام اصطلاح دقيقي و درستي نيست . كتابخانه ديجيتالي و الكترونيكي تقريباٌ يك معني دارند و يك چيز واحد     مي باشند كه الزاماً در شبكه قرار نمي گيرند ولي داراي اطلاعات ديجيتالي همراه انتشارات چاپي هستند . اما كتابخانه ديجيتالي كتابخانه اي است كه هيچگونه حد و مرز فيزيكي ندارد ، در سرتاسر جهان گسترده است و هر كس مي تواند از طريق ايستگاه هاي كاري متصل به شبكه ، به بازيابي در دنياي اطلاعات بپردازد . به هر حال ، كتابخانة ديجيتالي ، كتابخانة الكترونيكي و كتابخانة مجازي تنها به عنوان وسيله اي براي دست يافتن به اهداف كتابخانه ها و تغيير ظاهر آنها در طي زمان است . متخصصان بايستي خود را با فناوري هاي جديدتر تطبيق داده و از فرصت هاي به دست آمده از سوي رسانه هاي جديد استفاده كنند ، ولي نبايستي اين هدف اوليه را فراموش كرد كه پيام ، مهمتر از    رسانه اي است كه از طريق آن انتقال مي يابد . بايستي ذكر شود كه هر چند فناوري هاي خبره باشند ، دانش و اطلاعات نيز به همان ميزان و به طور هم زمان پيچيده هستند . اين عمل نتيجة تنوع زياد     رسانه هايي است كه قبلاً وجود نداشته اند . رسانه هاي جديد چالش هاي زيادي را به بار آورده اند و بزرگترين چالش اطمينان از مساوات در دسترسي به اطلاعات است كه احتياج به تلاش براي تغيير ديدگاه عمومي مسئولان رده بالا ، متخصصان كتابداري و اطلاع رساني و كار بران نهايي دارد . ايجاد اين تغيير نياز به توجه به فراسوي هدف ، به اخلاق حرفه اي و فلسفه حرفه دارد . با ديجيتالي كردن اطلاعات امكان گسترش شكاف موجود بين (( داراها )) و (( ندارها )) افزايش يافته است .

 

كاربران اطلاعات ديجيتالي           

كاربران اطلاعات ديجيتنالي شده را مي توان به چهار گروه تقسيم كرد :

1 .  كساني كه به تازگي به استفاده از جديدترين فناوري و اطلاعات ديجيتالي شده روي آورده اند .

2 .  كساني كه از اين فناوري ها و اطلاعات ديجيتالي شده استفاده مي كنند و به سرعت در حال گسترش استفاده از آن هستند .

3 .  كساني كه به نسبت به استفاده از فناوري هاي جديد براي بازيابي اطلاعات ترديد دارند .

4 . كساني كه مجموعي از سه گروه بالا هستند ولي براي استفاده از فناوري به منظور دسترسي به اطلاعات جهاني آموزش نديده اند .

آخرين گروه ، بزرگترين گروه كاربران هستند . بنابر اين سواد اطلاعاتي عمومي مورد نياز است تا فاصله بين (( داراها)) و  ((ندارها )) كم شود و ما را براي حركت به سوي هدف فراهم آوري دسترسي برابر به اطلاعات قادر سازد .اين هدف مسئله خدمات رايگان يا كم هزينه را مطرح مي سازد . دامنة خدمات اطلاع رساني ارزش افزوده و پولي توسط فروشندگان اين اطلاعات نه تنها پذيرفتني نيست بلكه با كاهش بودجة كتابخانه و افزايش انتظارات كاربران ، افزايش مي يابد .

 

چالش ها و فرصت ها

يكپارچه سازي و روز آمد سازي ، حفظ تعادل نسبي بين آموزش اطلاعات چاپي و ديجيتالي ، آموزش متخصصان و كاربران نهايي ، موضوعات مربوط به حق مؤلف ، امنيت ، شخصي بودن اطلاعات ، چند زبانه بودن اطلاعات و اتصال به اينتر نت و ISDN ها از جمله چالش هاي معدودي هستند كه در اين حرفه با آنها روبرو هستيم .

فناوري ديجيتالي از چند نظر گسترش يافته است . احتمال شكستن انحصار ناشران تجاري از طريق نشر الكترونيكي وجود دارد . اين موضوع در شرف تكوين است و اگر به سرعت اقدام نشود ممكن است كه فرصت از دست برود . براي اين منظور همكاري فعالي بين مؤسسات و سازمان هاي مختلف عموم نظير كتابخانه ها ، دفاتر انتشاراتي و مراكز رايانه اي در دانشگاهها و همچنين همكاري بخش هاي عمومي و خصوصي در سطح جهاني لازم است . از اين فرصت نيز مي توان براي ترويج وجهة حرفة خود استفاده كنيم . قبلاً متخصصان كتابداري و اطلاع رساني دريافت كنندة نهايي بودند . مداركي را مي پذيرفتند كه بوسيلة ناشران تجاري عرضه شده و شكاف بين تقاضا و عرضه را پر مي كردند . با وجود امكانات نشر الكترونيكي بايستي نقش خود را وسيع تر كرده و شرايط را با نشر در سطوح محلي به كمك فناوري جديد تغيير دهيم .

اين عقيده كه با ديجيتالي كردن اطلاعات ، موجوديت كتابخانه ها مورد تهديد قرار مي گيرد بي اساس است . همانگونه كه قبلاً اشاره شد ، بعيد است كه مأموريت كتابخانه ها تغيير كند بلكه نقش كتابخانه ها ممكن است در اثر ديجيتالي كردن اطلاعات گسترش يابد . بدون شك ساختار و سازماندهي فعلي كتابخانه هاي سنتي ممكن است تغيير پيش بيني نشده اي به خود ببيند ، اما كتابخانه نه عنوان سازماني كه نيازهاي جامعه مورد نظر خود را تأمين مي كند جزء جدايي ناپذير از جامعه باقي مي ماند . برخلاف ديدگاهها و پيش بيني ها انتشارات چاپي و كتابخانه ها شوك رسانه هاي جديد جان سالم بدر خواهند برد .

 

 

شبكه سازي و كتابخانه هاي ديجيتالي   

  كتابخانه هاي ديجيتالي در هر سطحي كه باشند بايستي جزء جدايي ناپذير از شبكه جهاني را تشكيل دهند . ارزش كتابخانه ها و شبكه هاي اطلاع رساني نبايستي كم اهميت تلقي شود . پست الكترونيكي (E-mail ) ، پروتكل انتقال فايل (FTP ) ، تله نت (Telnet ) ، فرامتن ( HTTP ) ، گوفر  ( Gopher ) ، WWW ، فهرستهاي پيوسته ( Online catalogs) ، راهنماها Directories ، نقشه ها ، پايگاههاي اطلاعاتي ( Databases ) ، مجلات الكترونيكي ( E-Journals ) ، خبرنامه هاي الكترونيكي ( E-newsletters ) ، گروههاي بحث ( Discussin lists ) ، آگاهي نامه ها      ( Bulletin boards ) ، گروههاي خبري يوزنت ( Usenet News groups ) ، آرچي              ( Archie ) ، ورونيكا ( Veronica ) ، وايز ( Wais ) ، موزاييك ( Mossaic ) ، نت اسكيپ      ( Netscape ) و غيره از جمله خدمات ارزشمندي هستند كه از طريق اينترنت قابل دسترسي          مي باشند . اين خمات ما را در دسترسي گسترده به اطلاعات جهاني كمك مي كنند .

بيان ارزش اطلاعات براي اقتصاد ، جامعه و توسعه فكري تقريباً حالت كليشه اي به خود گرفته است . حال آنكه شبكه ، خدمات با ارزشي را براي افزايش دسترسي به دنياي اطلاعات نويد مي دهد . بزرگراه هاي اطلاعاتي انتقال سريع صدا ، تصوير و داده ها را به مقدار زياد تسهيل مي كنند .

 

ملزومات   

نياز مبرم به اتخاذ سياست اطلاع رساني ملي و توسعة زير ساخت اطلاع رساني ملي حس مي شود . به اين منظور كميته اي دائمي در سطح ملي بايستي تأسيس گردد . همچنين در بخش ارتباطات لازم است رقابت شديدي بوجود بيايد . اگر به شركت هاي خصوصي اجازه داده شود كه به اين عرصه وارد شوند ، همانند آنچه در بريتانيا و ايالات متحده آمريكا صورت گرفته ، مشكلات بسيار موجود در رابطه با تعرفة ارتباطات حل خواهد شد و اين ايدة خوبي براي ديجيتالي كردن پيشينه هاي موجود است. بخش خصوصي مي تواند زير ساخت لازم را كه بخش عمومي براي ديجيتالي كردن دانش و اطلاعات موجود مورد استفاده قرار مي دهد ، فراهم سازد . توسعة محيط كابرپسند و به استاندارد درآوردن پروتكل ها ، فعاليت هايي هستند كه احتياج به توجة مداوم متخصصان كتابداري و اطلاع رساني و كساني كه درگير صنعت اطلاع رساني هستند ، دارد . سواد اطلاعاتي از ديگر شرايط واجب است به اين منظور آموزش و تربيت متخصصان كتابداري و اطلاع رساني و كاربران نهايي يك موضوع اصلي است كه بايستي حل شود .

سواد اطلاعاتي در برگيرندة سواد سنتي ، سواد رايانه اي ، سواد رسانه اي و سواد شبكه اي در زمينة مهارت هاي حل مشكل اطلاعاتي است . در واقع نياز واقعي و فرايند كلي حل مشكل نيروهاي اصلي هستند كه باعث بوجود آمدن نياز به آموزش و تربيت مي شوند . هم اكنون از طريق اينتر نت امكان دسترسي به تعدادي از آشيوهاي غني الكترونيكي فراهم شده است . آگاهي نامة كتابخانه ها در بريتانيا، سرويس گوفر دانشگاه ايالتي كاروليناي شمالي ، Infoslug ( كاليفرنيا ) ، CICNET ( ميشيگان ) و سرويس گوفر كتابخانه كنگره در ايالات متحده آمريكا مراكز با ارزشي هستند كه اطلاعات مورد علاقه متخصصان كتابداري و اطلاع رساني را در اختيار مي گذارند .

همچنين موضوعات زيادي توسط سرويس گوفر و آرشيوهاي اطلاعاتي الكترونيكي از طريق وب جهان گستر (www ) بر روي اينتر نت در دسترس قرار دارند . آرچي ، ورونيكا ، وايز ، موزاييك و نت اسكيپ ابزاري مفيد براي شناسايي اطلاعات مناسب در شبكه مي باشند . DCLC و BLDSC از ديگر منابعي هستند كه امكان دسترسي به اطلاعات شبكه را افزايش مي دهند .

 

محيط اطلاعات الكترونيكي        

در محيط الكترونيكي لازم نيست كه مالك انتشارات باشيم تا بتوانيم دستيابي سريعي به آنها داشته باشيم تا بتوانيم سريعي به آنها تدارك ببينيم . منابع اطلاعاتي فراواني را مي توان در دسترس جامعة استفاده كننده قرار داد كه كتابخانه نمي تواند آن منابع را از طريق فراهم آوري يا خريد و ذخيره سازي در اختيار آنها قرار دهد .

مجموعه الكترونيكي مي تواند تغيير پذيرتر و پوياتر و متنوع باشد و مي توان تنها قسمتي از مدارك را انتخاب كرد كه مناسب تر باشد و احتياجي نيست كه تمام مدارك را تهيه نمود . مكان يابي تمامي موارد موجود در شكل ماشين خوان سريع تر از مجموعه هاي سنتي چاپي موجود در قفسه هاست . تمامي كتابداران در كشورهاي توسعه يافته كلاً به محيط الكترونيكي گرايش پيدا كرده اند و در كشورهاي در حال توسعه در فرآيند حركت به سوي محيط الكترونيكي جديد قرار دارند تا مكان شايستة خود را يافته و خود را با جامعة اطلاعاتي متغيير ، عليرغم تمامي محدوديتهاي آن تطبيق دهند .

در محيط ديجيتالي منحصراً اطلاعات ديجيتالي اشاعه داده مي شود و اغلب اطلاعات از طريق دسترسي دور دست به دست مي آيد . بسياري از اين اطلاعات داراي طول عمر و دوام كمي هستند . در اين شرايط براي كتابداران مشكل است كه تصميم بگيرند :

1 . از آنجا كه بيشتر اين اطلاعات مستقيماً در دست كار بران قرار مي گيرد ، چه كسي بايد آن را بدون دخالت دانش كتابداران قابل دسترس سازد .

2 . از چه استانداردهايي بايد پيروي كرد .

3 . چه گروه از كاربران مورد شناسايي قرار گرفته و اطلاعات در دسترس آنها قرار گيرد . اطلاعات معمولاً ساختار يافته نيست ، هيچ قانون يا رمزي مورد پيروي قرار نمي گيرد ، و هيچ كس بر روي اطلاعاتي كه در دسترس قرار مي گيرد كنترلي ندارد .

سازماندهي داده ها يا اطلاعات احتياج به فهرست نويسي داريم و نيازمند الگوي مناسبي براي سازماندهي داده ها با شاخص استاندارد هستيم .

فناوري تخصصي براي فشرده سازي و سازماندهي اطلاعات مورد نياز است . اينها چالش هاي عمده در محيط كتابخانة ديجيتالي هستند . مي توان فناوري هاي كتابخانة ديجيتالي را در تمامي مؤسسات به كار برد اين فناوريها در چند سال گذشته تقريباً نا آشنا بوده اند ولي هم اكنون سرعت پيشرفت و كابرد آنها سريعتر شده است .     

 كتابخانه هاي دانشگاهي هنوز تا دستيابي به اهدافي كه به خاطر آن به وجود آمده اند راه زيادي در پيش دارند . از اين رو بايستي امكان استفاده از شبكه هاي موجود از جمله اينترنت را در نظر بگيرند . اينترنت هزاران رايانه و شبكه رايانه اي را در سراسر دنيا به هم متصل مي كند كه بوسيلة آن دسترسي به ثروتي از اطلاعات در سراسر دنيا به هم  متصل مي كند  و فرصت هايي براي بهره گيري از اطلاعات الكترونيكي فراهم مي شود .

مشكلات پيش روي كتابخانه هاي دانشگاهي در استفاده بهتر از رسانه هاي الكترونيكي به منظور برآوردن نيازها و احتياجات كاربران ، زياد است . مالك بودن انتشارات الكترونيكي به منظور برآوردن نيازها و احتياجات كاربران ، زياد است مالك بودن انتشارات الكترونيكي به منظور برآوردن نيازها و احتياجات كاربران زياد است . مالك بودن انتشارات الكترونيكي با توسعة امكانات زير ساختي به منظور دسترسي به اطلاعات بدون داشتن انتشارات ، موضوع مهمي است كه بايستي كتابداران در رابطه با آن تصميم بگيرند . چالش آشكار كتابخانه هاي دانشگاهي اين است كه چگونه اشكال سنتي را با

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        شنبه ۱٥ دی ،۱۳۸٦ - vahidaghaahmadi

کتابداران و کتابخانه هاي ديجيتالی قسمت دوم

منابع الكترونيكي يكپارچه سازند در حالي كه رسانه هاي چاپي اكثريت را تشكيل مي دهند .

چالش ديگر عامل هزينة توسعه و ايجاد دسترسي به منابع الكترونيكي است . منابع الكترونيكي هميشه به قدر كافي از لحاظ كتابشناختي كنترل نمي شوند . گاهي اوقات نيز به آساني قابل شناسايي و بررسي نيستند . منابع الكترونيكي غالباٌ سيال ،  تعاملي و متغير هستند و اغلب متعلق به هيچ كتابخانه اي نمي باشند . مفهوم ارزشيابي به منظور مرتبط بودن اطلاعات موجود به شكل الكترونيكي ، چالش اصلي بعدي است كه احتياج به رويكرد متفاوتي نسبت به رسانه هاي چاپي دارد .

در عصر اطلاعات الكترونيكي و محيط شبكه سازي ايجاد دسترسي مهم تر از توسعة مجموعه است . هچنين ماهيت و ويژگي ها ، تنوع زياد و گوناگوني انتشارات الكترونيكي ، چالش هايي را براي متخصصان در سازماندهي و ادارة كتابخانه ها ايجاد مي كند .

ديگر چالش مهمي كه كتابخانه ها دانشگاهي با آن روبرو هستند آموزش و تربيت متخصصان كتابخانه هاي دانشگاهي براي برآوردن مقاصد ذيل است :

1 .  ايجاد فرهنگ رايانه اي ،

2 . استفاده از رايانه براي چاپ بر روي كاغذ ،

3 . اداره ، توسعه ، سازماندهي و توزيع نسخه هاي الكترونيكي انتشارات چاپي و انتشاراتي كه فقط به شكل الكترونيكي هستند ،

4 . استفاده از كنفرانس رايانه اي براي تسهيل نگارش هاي گروهي ،

5 . توليد محصولات متني و طراحي انواع جديد انتشارات با استفاده از حركت ، صدا و ديگر قابليت هاي رسانه هاي الكترونيكي .

چالش ديگري نيز وجود دارد كه مربوط مي شود به آموزش كاربران نهايي در استفاده از ابزارها و خدمات ، ابزارهاي بازيابي ، مرورگرها ، امكانات دفتر چه يادداشت ، امكانات كپي كردن و چسباندن، كمكهاي پيوسته ، شيوه هاي آموزشي ، واژه نامه ها و فرهنگ لغات ، مسيرها ، گرد آورنده ها ، امكانات مسير برگشت فايل ها و ابزارهاي جستجو كه استفاده از اطلاعات انتشارات الكترونيكي از طريق برنامه هاي آموزشي كاربران را ممكن مي سازد . وجود اين چالش به خاطر اين است كه كاربران به استفاده از كتابهاي معمولي عادت كرده اند .

ديجيتال سازي   

ديجيتال سازي به معني تبديل رسانه هاي آنالوگ – كتاب ها ، مقالات ، مجلات ، عكس ها ،     نقاشي ها ، ريز نگاشت ها ، به قالب الكترونيكي از طريق اسكن كردن ، نمونه گيري يا حتي ورود مجدد اطلاعات آنها است ايجاد مجموعة ديجيتالي اطلاعات با ويژگي هاي چند رسانه اي باعث دسترسي سريع و آسان تعداد زيادي از كاربران مي گردد . بهبود دسترسي به منابع اطلاعاتي يكي از انگيزه هاي اصلي ديجيتال سازي مدارك مي باشد .

ديجيتال سازي راه حل هايي براي مشكلات كتابخانة سنتي مثل نگهداري ، حفاظت ، فضاي ذخيره ، مدارك چند رسانه اي ، دسترسي دوردست به مجموعه هاي اطلاعاتي و فراهم آوري آثار اصلي ديجيتالي توليد شده توسط ناشران ، سازمان ها و محققان ارائه مي دهد و دسترسي به موادي را كه در مجموعه وجود ندارند ممكن مي سازد و نكاتي را كه در مورد وب سايت ها ، مجموعه هاي كتابخانه هاي ديگر و سرورهاي (servers ) ناشران به دست مي دهد .

  

محيط كاري كاربر كتابخانه  

كاربران خدمات كتابخانه علاوه بر استفاده از فنآوري قديمي كاغذ ، قلم و نسخه برداري به  طور فزاينده از فناوري جديد اطلاعات و ذخيرة الكترونيكي نيز استفاده مي كنند . ابزارهاي جديد گزينه هاي توانمدي را براي كار با داده ها ، متون ، صدا و تصاوير ارائه مي دهند . به عنوان مثال ، كاهش ميزان كار براي ارسال يك پيام يا متن به صورت الكترونيكي براي همكاري در فاصله دور ، جمع آوري فهرست اعلام ولغات يك كتاب ، محاسبه و شبيه سازي پيچيده ، بزرگ سازي تصوير و تجزيه و تحليل مجموعه اي بزرگ از داده هاي عددي را در نظر بگيريد . پيش بيني مي شود در پردازش اطلاعات به طور روز افزوني از الگوي سنتي ًً خواندن ، فكر كردن و نوشتن ًً فاصله گرفته مي شود و از رايانه بسيار بيشتر از روشهاي سنتي ً محاسبه ًً استفاده مي گردد .

چون خدمات كتابخانه  براي استفاده افراد ارائه مي شود ، دو رابطه اهميت مي يابد : چگونه تغييرات در ارائه خدمات كتابخانه بركاربران كتابخانه تأثير مي گذارد و آنها چه مي كنند ؟ و چگونه تغييرات در وظايف و عادتهاي كاري كاربران كتابخانه بر ارائه خدمات كتابخانه تأثير مي نهد ؟

تغيير از كتابخانة كاغذي به كتابخانة خودكار اساساً براي رايانه اي كردن راهكارهاي داخلي كتابخانه بوده است . البته تا زماني كه فهرست پيوسته كاملاً جايگزين فهرست برگه شود ، تأثير كمي بر كاربران كتابخانه داشته است و دلايل كمي وجود دارد كه بيش از اين باشد . قبل از آن زمان ، ممكن است به فرايندهاي توسعه يافته امانات ، و نيز شايد به فهرستهاي گوناگوني كه بهتر توليد شده اند توجه كرده باشند ، ولي حركت به سمت كتابخانه خودكار بيشتر تأثير داخلي بر كتابخانه داشته است و مستقل از تغييرات در عادت هاي كاري كاربران كتابخانه بوده است .   

فهرست پيوسته دو نوع تأثير دارد . براي تمام كساني كه به كتابخانه مراجعه مي كنند به جاي استفاده منفعلانه از برگه دانها ، نوع متفاوتي از فهرست با صفحه كليد ، نمايشگر رايانه و روش جديد جستجو وجود دارد كه بايد آموخته شود .

تأثير متفاوت ديگر فهرست پيوست بر تعداد روز افزون كاربراني است كه عادتها و محيط كاري آنها به نحوي تغيير كرده كه همواره از رايانه استفاده مي كنند . براي اين افراد امكان دسترسي راه دور به فهرست كتابخانه ، توسعه جديد و مهمي در خدمات كتابخانه اي است . در زمان چاپ و توزيع فهرست كتابخانه به شكل كتابي ، در قرن نوزدهم ، اين نوع دسترسي به فهرست امكان پذير نبوده است. حقيقت آن است كه اين نوع گسترش خدمات از طريق خودكار سازي فهرست تنها به نفع كساني است كه فنآوري لازم براي استفاده از آن را در اختيار دارند .

تأثير ويژة دوم – غني سازي خدمات براي كسانيكه عادتهاي كاري و تجهيزات شان به آنها اجازه بهره گيري را مي دهد – ويژگي اساسي تغيير از كتابخانه خودكار به كتابخانه الكترونيكي است . توانايي كتابخانه در ارائه خدمات دسترسي به منابع ذخيره شده الكترونيكي از درون كتابخانه و چاپ نسخه هاي كاغذي آن آشكارا گسترش مفيد خدمات است . اين خدمت را مي توان با ارائه نتايج چاپي جستجوي كتابشناختي كه بوسيله كتابدار براي كاربر كتابخانه انجام شده است هماهنگ دانست . اما توانايي كتابخانه در مديريت دسترسي به منابع ذخيره شدة الكترونيكي در خارج از كتابخانه ، به نحوي كه كاربران با تجهيزات و مهارت مناسب خوشان بتوانند از اين منابع استفاده كنند ، به مراتب توسعة بيشتر خدمات كتابخانه اي بشمار مي رود .

استفادة گسترده از كتابخانة الكترونيكي به تغيير عادتهاي كاري و محيط كار كاربران كتابخانه بستگي دارد . در بسياري از محيط هاي كاري بخصوص در دانشگاهها و شركتها ، و بين متخصصان و كاركنان اداري و نويسندگان ، استفادة گسترده و فزآينده اي از رايانه و ارتباطات دور معمول شده است . اشخاصي كه انجام كارشان به محيط رايانه اي بستگي دارد . به كتابخانه الكترونيكي نياز دارند . زيرا مديريت مؤثر بر كارشان به دستيابي به پيشينه هاي الكترونيكي بستگي دارد .

به دلايل فوق تحول از كتابخانة خودكا به كتابخانه الكترونيكي بايد همراه و همگام با تغييرات مشابه در ًً محيط كاري ًً افراد باشد كه كتابخانه به آنها خدمت مي كند . وقتي كاربران كتابخانه به صورت الكترونيكي كار مي كنند . فقدان دسترسي را دور به يك فهرست پيوسته و عدم دسترسي به منابع الكترونيكي ممكن است به عدم استفاده از خدمات كتابخانه منجر شود . كتابخانه الكترونيكي مفيد خواهد بود ، ولي تا زماني كه كاربران كتابخانه به صورت الكترونيكي كار نكنند كارايي آن كامل نخواهد بود . فناوري قديمي كاغذ ، قلم واخيراً نسخه برداري تغيير زيادي در استفاده از كتابخانه به عنوان محل ًً خواندن ، فكر كردن و نوشتن ًً ، به وجود نياورده است . در مقابل ، فناوري جديد اطلاعات با روشهاي مبتني بر رايانه در حال تغيير استفاده از مواد كتابخانه اي است ، مانند ؛ شناسايي ، مكان يابي ، دسترسي ، انتقال ، تجزيه و تحليل ، دستكاري ، مقايسه و ويرايش متون ، تصاوير ، صداها و داده ها .

پيوند نزديك بين توسعة خدمات كتابخانه و تغيير در روشهاي كاري كاربران به چشم انداز جديد افراد مسئول خدمات كتابخانه اي نياز دارد . دستيابي تلفني ضيعف و كند به فهرست پيوسته در ارسال ، محدوديت دامنه ، يا از دست دادن فيلدهاي پيشينة فهرست ناراحت كننده است .

 

زير بناي فني               

در برنامه ريزي و طراحي كتابخانة امروزي عدم توجه به اين نكته كه بخش مهم فزاينده اي از كابران كتابخانه از يك رايانه و ارتباطات راه دور براي اتصال بين رايانه ها ، كتابخانه ها و پايگاههاي اطلاعاتي استفاده مي كنند ، احمقانه به نظر مي رسد . نشان دادن نياز هاي مورد نظر چندان مشكل نيست : نقطة شروع پذيرش اين اصل است كه انواع خدماتي كه تاكنون در كتابخانه هاي كاغذي ارائه مي شد ، براي كساني كه در حال حاضر از فنآوري جديد اطلاعاتي استفاده مي كنند بايد قابل دسترس باشد . بنا بر اين كاربر كتابخانه از طريق رايانه و در هر كجا بايد بتواند اعمال زير را انجام دهد :

1 . بدون اينكه به مراجعه به فهرستهاي برگه اي و يا فهرستهاي بر روي ميكروفيلم نياز باشد ، در فهرست كتابخانه ، شامل تمامي موجودي فهرست شده جستجو كند . ًًًً فهرست ًً كتابخانه همچون مجموعه اي از دايره هاي هم مركز هستند كه شامل موجوديهاي كتابخانه هاي محلي و نزديك و دور است . در هر فهرست ، جستجوگر بايد امكان گسترش جستجو به فايل ها مرتبط مانند پيشينه هاي امانت ، مواد فهرست نشده و فايل هاي مواد در دست سفارش را داشته باشد .

2 . در كتابشناسيها جستجو كند و بتواند محل مواد فهرست شده اعم از شكل كاغذي ، ميكروفيلم و يا پيوسته را بيابد .

3 . در راهنما و آثار مرجع جستجو كند .

4 . داده هاي عددي را در پايگاههاي اطلاعاتي علمي ، اقتصادي ، فني و اجتماعي جستجو كند و به راحتي هر مجموعه اي از داده هاي مورد نياز را بازيابي نمايد .

5 . تصاوير و تصاوير متحرك را جستجو كند – عكسهاي روي اسلايد ، فيلم ، عكس و نوار ويدئو را جستجو و نسخه هايي از آن را براي استفاده بازيابي نمايد .

6 . در متن جستجو كند ، چه متوني كه از قبل مي شناخته يا آنهايي را كه در فهرست يا كتابشناسي يافته است .

اين منابع ( فهرستها ، كتابشناسيها ، راهنماها ، داده هاي عددي ، تصاوير و متن ) بايد در محل كار كاربران كتابخانه با ابزاري كه معمولاً كار مي كنند قابل دسترس باشد و امكان نسخه برداري از شكل الكترونيكي و ذخيره در رايانه شخصي ، چاپ يا سفارش نسخه اي از مواد چاپي وجود داشته باشد . منابع بايد متناسب با راحتي استفاده كننده باشند . در موقع لزوم در دسترس قرار گيرند ، احتياج به حداقل كوشش يا مراحل رسمي باشد و به تدريج با تجربه هاي رايانه اي شخصي هماهنگ شود . آنها بايد امكان حركت راحت از يك فايل يا وظيفة به فايل يا وظيفة ديگر و يكپارچه سازي فرآيندها   رايانه اي و غير خودكار را به وجود آورند . كتابخانه الكترونيكي شامل سخت افزارها و نرم افزارهاي ناهمگني است كه بر سازگاري ، ارتباط و توانايي انجام اعمال متقابل از طريق توافقنامه هاي استاندارد تاكيد زياد دارد . پيچيدگيهاي فني ارائه چنين خدماتي بايد از ديد كار بران كتابخانه پوشيده بماند .

 

 

از خدمت به خود خدمتي ( سلف سرويس )    

استفادة بالقوه از خدمات كتابخانه تا حد زيادي از استفاده بالفعل آن ، سهولت استفادة آن احساس مي شود ، بيشتر است . از يك طرف ، استفاده از كتابخانة الكترونيكي به يك زير ساخت فني بستگي دارد كه به طور فزاينده اي موجود است – حداقل تا آنجا كه كاربران خدمات كتابخانه اي در دانشگاهها و شركتها مدنظر باشند اينگونه است . از طرف ديگر،به نظرمي رسد كه كتابخانة الكترونيكي بسياري از محدوديتها كتابخانه كاغذي را حل مي كند ، مانند : محدوديتهاي كارايي مجموعه هاي محلي ، تمايل دسترسي به كتابهاي غير قابل دسترس ، ساعتهاي محدود كار كتابخانه ، و به خصوص نياز به حضور در كتابخانه براي استفادة از آن . با برطرف شدن اين محدوديتها و يا تعديل آنها افزايش قابل توجه استفاده از كتابخانه قابل تصور است .

به دليل امكان ارائه خدمات بيشتر در كتابخانة الكترونيكي ، به نظر مي رسد كه احتمالاً استفاده گسترده تر از خدمات كتابخانه اي بيشتر و بيشتر به تسهيل خود خدمتي بستگي داشته باشد ، تا اينكه صرفاً متكي  به خدمت فرد به فرد به وسيلة كاركنان كتابخانه باشد – اگر چه مورد اخير مطلوبيت و ضرورت خواهد داشت و وظايف كاربران كتابخانه پيچيده تر خواهد شد . تامين اعتبار براي افزايش متناسب كار كنان كتابخانه محتمل به نظر نمي رسد حتي اگر تأمين مالي صورت گيرد ، استفاده از خدمات كتابخانه به طور افزايشي در خارج از ساختمان آن خواهد بود . به نظر مي رسد كه يك تغيير راهبردي  ( استراتژيك ) از ارائه مستقيم خدمت فرد به فرد به سمت طراحي و ارائه خدامات كتابخانه به صورت خود خدمتي اجتناب ناپذير باشد . اگر چه خدمات كتابخانه اي غني تر و پيچيده تر مي گردند.

 

سازگاري با پيچيدگي    

براي كاربراني كه در استفاده مهارت كافي ندارد ، با افزايش پيچيدگي كار مشكلاتي پيش مي آيد . راه حل هاي مختلف احتمالي عبارت اند از ( 1 ) :

1 . آموزش استفاده كننده : مهارت كاربر افزايش مي يابد .

2 . راهنمايي : در صورت امكان سيستم به نحوي طراحي گردد كه قادر به ارائه راهنمايي يا كمك مفيد باشد .

3 . ساده سازي : اگر پيچيدگي كار براي كاربر كاهش يابد ، به طور نسبي مهارت وي براي انجام كارها بيشتر كفايت خواهد كرد .

4 . ميانجي : پيش بيني يك فرد ميانجي مجرّب براي كمكهاي لازم ، مانند يك كتابدار مرجع ، عمل خوبي است .

5 . واگذاري : احتمالاً برخي از وظايف پيچيده را مي توان به سيستم واگذار كرد تا هوشمند تر كردن آن ، كار بعدي توسط خود سيستم پيش بيني و انجام گردد . اين راه حلهاي متفاوت مانعه الجمع  نيستند . در موقعيت هاي متفاوت ، كار آيي هر كدام از اين روش ها يا تركيبي از آنها ممكن است بسيار متفاوت باشند .

 

 

كمك به كاربران

 به دليل تنوع گستردگي نياز هاي كاربران ، و نيز به دليل پيچيدگي ، نقص و نا كافي بودن سيستمهاي اطلاعاتي مشكلاتي را بوجود خواهد آورد كه سبب عدم كفايت روش " خود خدمتي " در كتابخانه خواهد بود . اين تصور كه بدون كمك كار كنان كتابخانه ، كاربران قادر به استفاده از روش هاي خود خدمتي هستند اسا ساّ غير منطقي است . كمك به كاربر از طريق سه روش همپوشان امكان پذير است : خدمات مرجع ، آموزشهاي كتابخانه و ارجاع .

 

خدمات مرجع

كتابدار مرجع تقريباً علاوه بر پاسخگويي به هر موضوع قابل تصور ، در انجام طرح هاي تحقيقاتي كمك مي كند ، استفاده از ابزار هاي پيچيدة كتابشناسي را توضيح مي دهد ، در بسياري پايگاههاي اطلاعاتي به صورت رايانه اي جست وجو مي كند ، جست وجوي اطلاعات درون خطي را رهبري  مي كند ، و  آموزش هاي رسمي و غير رسمي استفاده از خدمات كتابخانه اي را نيز انجام مي دهد . برخي از اين درخواستها با استفاده ازاطلا عات ساده و واقعي پاسخ داده مي شوند ، در حالي كه پاسخ به پاره اي از سؤالات  به ساعتها يا حتي روز ها بررسي نياز دارد .        

اولين و مهمترين وظيفة كاربر ، شناسايي و مكان يابي منابع مورد نياز است . براي بسياري از انواع مواد، ابزارهاي كتابشناختي موجود بسيار پيچيده يا حتي ناقص هستند و احتمالاً كاربر براي يافتن مواد مورد نياز خود به كمك كتابدار احتياج دارد . تشريح استفاده از ابزارمزبور تنها با كمك كتابدار امكان پذير است و كتابداران بايد مطمئن شوند كه تمامي منابع اطلاعاتي احتمالي مناسب را به خواننده معرفي كرده اند .

ابداع خدمات رايانه اي براي جستجو در پايگاههاي اطلاعاتي ماشين خوان ابعاد جديدي به خدمات مرجع و اطلاعاتي داده است . بسياري از خدمات اصلي چكيده نويسي و نمايه سازي مانند ًً چكيده نامه شيمي ًً و ًً راهنماي خوانندگان ًً علاوه بر شكل كاغذي به شكل پيوسته نيز جستجو مي شوند . كتابشناسي هاي زيادي نه تنها از طريق خدمات جستجوي درون خطي بلكه با ديسكهاي فشردة نوري در دسترس هستند . اين كتابشناسي ها در داخل كتابخانه همانند فايل هاي فهرستهاي درون خطي كتابخانه قابل جستجو هستند . فرمان هاي استفاده از اين سيستمها متفاوت مي باشند و نسخة درون خطي ممكن است با شكل كاغذي آن  تفاوت داشته باشد .

 

آموزش استفاده از كتابخانه

  براي آموزش استفاده از كتابخانه راههاي گوناگوني وجود دارد . در ساده ترين سطح ، روش آشنايي  ًًً جلسه توجيهي ًً (Orientation ) يا  ًً گردش هدايت شده ًً (Guid tour ) است كه هدف اصلي آن آشنايي دانشجويان با طرح ساختمان كتابخانه و محل منابع خدمات مختلف است . سطح تخصصي تر آموزش ، آموزش در ًً هنگام استفاده ًً ( Point of uae ) مي باشد . مانند : راهنماي چاپي فنون استفاده از منابع كتابخانه ، جزوهايي در بارة چگونگي استفاده از ابزارهاي كتابشناختي مانند خدمات چكيده نويسي و نمايه سازي ، نوارهاي ويدئويي ، نوارهاي صوتي ، نمايش نوارهاي اسلايد و راهنمايي شخصي به به وسيلة كتابدار مرجع براي پي گيري تحقيقات در رشته هاي خاص .

سطح سومي از آموزش نيز وجود دارد كه در كتابخانه هاي دانشگاهي از پشتيباني روز افزوني برخوردار شده است : كلاسهاي رسمي روش تحقيق و استفاده از كتابشناسيها كه به عنوان واحد دانشگاهي ، به ويژه براي دانشجويان دورة كارشناسي ، طراحي شده است . هدف اصلي چنين كلاسهايي افزايش مهارتهاي خود آموزي دانشجويان است .

آموزش استفاده از كتابخانه هزينه بر و زمان بر مي باشد ، اما به دليل تأثير بر افزايش خودخدمتي ( سلف سرويس ) به عنوان يك سرمايه گذاري مهم توجيه پذير مي شود . خدمات كتابخانه اي را    مي توان تداوم آموزش به شمار آورد و براي تمامي سازمانها مواجهه با استفاده كنندگان ناموفق و نااميد مطلوب نيست .

 

ارجاع (referral )

شكل سوم كمك به خواننده ، ارجاع به منابع ديگر است و ممكن است شامل ارجاع يك سؤال مشكل به كتابخانه هاي تخصصي تر ، كتابدار يا ساير متخصصان ( ارجاع مرجع ) (Reference referral ) باشد و يا ارجاع استفاده كنندة كتابخانه به منابع مناسب تر باشد . در هر دو حالت بايد بدانيم كه ارجاع را به كجا يا به چه شخصي بدهيم تا شانس موفقيت بيشتري كسب شود . براي كارآيي بيشتر ارجاع ، شناخت دقيق منابع ضروري است .

استفاده از كتابخانه و تحقيق كتابشناختي پيچيده مي باشد و پيچيده تر نيز مي شود . براي اطمينان از استفادة مؤثر از منابع كتابخانه ، سرمايه گذاري بيشتر در آموزش استفاده كننده ضروري است . منابع هر كتابخانه شامل منابع تمامي كتابخانه هاي همكار نيز خواهد بود . اگر قرار باشد استفاده كنندگان كتابخانه از سرمايه گذاري در ارائه خدمات كتابخانه هاي آينده منافع بيشتري كسب كنند ، چنين سرمايه گذاري لازم خواهد بود .

 

سازمان و مديريت           

اجراي هر طرح خدماتي موفق نخواهد بود و يا موفق باقي نمي ماند ، مگر ساختار سياسي ، اقتصادي درستي براي مديريت ، اختيار ، تخصيص منابع و پاسخگويي وجود داشته باشد . عدم موفقيت در توسعة يك ساختار مطلوب براي سازمان و مديريت عواقب بسياري خواهد داشت . با اين حال ، به سه دليل ، به جز ذكر چند نكتة كلي وارد جزئيات بيشتر نخواهيم شد .

نخست ، ساختار سازماني و مديريت آن به موقعيت بستگي خواهد داشت : ساختار سازماني و مديريت آن بايد با فرهنگ و سنتهاي سازمان مادر يا جامعة كتابخانه سازگار باشد . مديريتي كه در يك موقعيت مورد قبول است ، ممكن است در موقعيت ديگر مطلوب نباشد .

دوم ، انعطاف پذيري و سازگاري در سازمان و مديريت مهم مي باشد . ويژگيهاي كتابخانة خودكار به اندازة كافي با كتابخانه كاغذي متفاوت است تا تغيير در سازمان كتابخانه را توصيف كند . كتابخانة الكترونيكي به نوبة خود داراي ويژگيهايي است كه تغييرات بيشتري را در مديريت و سازمان    كتابخانه ها موجب خواهد شد .

سوم ، سازمان و مديريت بايد آخرين جنبه اي باشد كه مورد ملاحظه تاكتيكي است . ساختارهاي متفاوت سازماني به فعاليتهاي گوناگوني كه در آن صورت مي گيرد بستگي دارد . به دلايل فوق هر ساختار موجود يا هر ساختار خاصي كه ممكن است طراحي شود لزوماً براي برخي از فعاليتها و شرايط مناسب تر از ساختار ديگر خواهد بود . به اين ترتيب  ًً فنآوري سازماني ً ويژگي هر فناوري ديگر را خواهد داشت : هر رهيافتي بر حسب فعاليتهايي كه با آن متناسب است ، محدوديتهاي متفاوتي خواهد داشت . با در نظر گرفتن اهميت سازگاري بين فعاليتها و ساختار اداري ، شروع كار با هر ساختار سازماني فرضي يا توصيه شده به منزلة مواجه شدن با محدوديتها و موانع آن ساختار سازماني در آغاز خواهد بود . به نظر مي رسد كه بهتر است ملاحظات اداري را به تأخير انداخت و از ابتداء بر نيازهاي استفاده كننده و بر امكانات بالقوة فناوري اطلاعات موجود تاكيد كرد . پس از انجام اين كار      واقعيت هاي سياسي و اقتصادي بايد در نظر گرفته شود .

ساختار سازماني يك كتابخانه ممكن است نسبتاً به پيچيدگي گرايش داشته باشد . زيرا تركيبي از فناوريها را منعكس مي كند : خدمات فني شبيه فرآيند مداوم توليد است ؛ امانت و قفسه گذاري فعاليتها ي خدماتي روزمره هستند ؛ و كار مرجع يك فعاليت حرفه اي – خدماتي است . پس يك كتابخانه سه نوع از پنج نوع ساختارهاي سازماني متفاوت ، را كه قبلاً از هم متمايز شده اند ، در بر دارد.

مسئوليت با همراه با اختيار و منابع باشد.

اختيار بايد پاسخگويي متعادل و همراه باشد

پاسخگويي به توزيع مؤثر اطلاعات و مكانيسمي براي تصميم گيري بستگي دارد .

هر ساختاري بايد با سازمان مادر و قابل قبول آن سازگار باشد .

انعطاف پذيري و قدرت سازگاري ، يك سازمان را تكامل مي بخشد .

 

 

منابع و مأخذ

 

1 . كتابخانه هاي ديجيتالي در عصر اطلاع رساني الكترونيكي . نويسنده : كريشان گوپال ، ترجمه عليرضا رستمي گومه ، تهران : چاپار ، زمستان 1383 .  

2 . كتابخانه هاي آينده . نويسنده : ميكل باكلند ، ترجمه بابك پرتو ، مقابله و ويراستاري حميد محسني ، تهران : كتابدار ، 1379 .

3 . كتابخانه هاي ديجيتالي ( گزيدة مقالات همايش سراسري بسوي كتابخانه هاي ديجيتالي : تغيير يا تحول كتابخانه هاي سنتي ) گرد آورنده و ويراستار ي : دكتر سعيد رضايي شريف آبادي – مقالة مروري بر نقش كتابداران در كتابخانه هاي عصر ديجيتال ، يزدان منصوريان – تهران : دبيزش ، بهار 1381 . 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        شنبه ۱٥ دی ،۱۳۸٦ - vahidaghaahmadi

درباره گونتر گراس : نگاهی به زندگی و آثار گونتر گراس قسمت اول

                                 استاد راهنما : جناب آقای حميدرضا ناظمی

                         محمدرضاآقااحمدی دانشجوی کتابداری و اطلاع رسانی

 اشاره :

                            گونتر گراس متولد ( 1927 ) معروفترين نويسندة معاصر آلمان است

                                        او در سال 1999 جايزة نوبل ادبيات را به دست آورد گونتر گراس

                                       هرچند به خاطر رمانهاي خود شهرت بيشتري كسب كرده است ، اما

                                      شاعر ، نمايشنامه نويس و گرافيست نيز هست . 

سالشمار زندگي گونتر گراس

1927 – 1944

گونتر گراس در شانزدهم اكتبر 1927 در شهر ‹‹ دانتْسيك ›› ( Danzig ) (شهر گدانسك ) متولد مي شود. پدرش ويلهلم آلماني تبار و مادرش هلنه لهستاني بودند  – در ‹‹لانگ فورت›› ، حومه شهر دانتسيك ، صاحب يك مغازه خوار و بار فروشي هستند . در آن زمان به مغازه خوارو بارفروشي ‹‹ مغازة كالاهاي مستعمراتي ›› مي گفتند . در سال 1930 خواهرش والتراوْت ( Waltaut ) متولد مي شود . 1933 دبستان و 1937 دبيرستان را آغاز مي كند . در تابستان 1944 وارد خدمات تداركاتي مي شود . 

1944-1947     

سرباز ارتش هيتلر ، خدمه در رستة ضد هوايي ، اعزام به جبهه به عنوان خدمه تانك ، جراحتي سطحي ، اسير جنگي ايالات متحدة آمريكا . كارهاي كوتاه مدت پس از آزادي از اسارت : كارگر كشاورزي ، كار در معدن پتاسيم ، دورة آموزش سنگ تراشي در دوسلدروف . به خانواده اش كه از دانتسيك رانده   شده اند مي پيوندد .

1948 – 1952 

تحصيل در رشته هاي مجسمه سازي و طراحي در آكادمي هنر دوسلدروف . نواختن ساز بومي در يك گروه جاز . سفر به فرانسه ، ايتاليا و سوئيس به وسيله اتواستاب

1953-1956 

تحصيل در مدرسة عالي هنرهاي تجسمي برلين . در سال 1954 با دانشجوي سوئيسي رشتة باله آنا مارگارتا شوارتس ازدواج مي كند . مرگ مادر در همان سال . در سال بعد جايزه سوم راديوي جنوب آلمان براي سرايش شعر نصيب خود مي كند . اولين ظهورش در نشست هاي گروه 47 ، بسياري از نويسندگاني كه عضو اين گروه بودند ، بعد ها بزرگترين نويسندگان آلماني شدند   . نخستين مجموعه شعرش ( 1956 ) با عنوان ‹‹ برنزي هاي مرغان باد ›› و نخستين نمايشگاه طراحي هاي اش نظر كسي را جلب نمي كند . مهاجرت به پاريس و آغاز رمان طبل حلبي . آشنايي پر بار با پل سلان .

1957

نخستين اجراي نمايش نامة ‹‹ سيل ›› در فرانكفورت . تولد پسران دوقلوي اش فرانتس و رائول .

1958

سفر به لهستان . خوانش فصلي از نخستين رمان اش در نشست سالانة گروه 47 . جايزة گروه 47 . نخستين اجراي نمايش نامة ديگري از گراس در كلن .

1959

انتشار طبل حلبي . دولت محلي – شهر برمن به بهانة ابلهانة غير اخلاقي بودن چند صحنة اين رمان ، از اهداي جايزة ادبي معتبر اين شهر به نويسندة رمان طبل حلبي با واكنشي غير قابل انتظار جلوگيري     مي كند .

1960

بازگشت به برلين .

1961

رمان كوتاه موش و گربه ، دومين كتاب از تريلوژي شهر دانتسيك منتشر مي شود . اجراي نمايش نامه     ‹‹ آشپزهاي خبيث ›› در برلين . ديدار با ويلي برانت و همكاري با حزب سوسيال دموكراسي ( SPD ) . تولد دخترش لورا .

1962

دريافت جايزه اي ادبي در فرانسه براي رماان طبل حلبي .

1963

انتشار رمان سال هاي سگي ، سومين كتاب از تريلوژي ياد شده . تدريس در آكادمي هنرهاي برلين . 

1964

سفر به ايالات متحده .

1965

تولد سومين پسرش برونو . سفر به چند شهر آلمان به منظور شركت در مبارزة انتخاباتي به نفع SPD . دريافت جايزة كئورگ بوشنر . اين جايزه ، معتبرترين جايزة ادبي آلمان است . دريافت دكتراي افتخاري از كالج kenyon در آمريكا .

1966

اجراي نمايش نامة ‹‹ مردم تمرين قيام مي كنند ›› در برلين . خشم متوليان هر دو آلمان از محتواي اين نمايش نامه . فيلمي بر اساس رمان ‹‹ موش و گربه ›› ساخته مي شود . سفر به ايالات متحده ، مجارستان و چكسلواكي .

1967

چاپ يك مجموعه شعر . شركت در مبارزة انتخاباتي در ايالت اشلزويگ هولشتاين به نفع SPD  

1970

اجراي بالة ‹‹ مترسك ها ›› اثر گراس . به عنوان يكي از همراهان برانت براي امضاي چند عهد نامه با لهستان عازم ورشو مي شود .

1972

رمان ‹‹ دفتر خاطرات يك حلزون ›› .

1974

انتشار تمامي اشعارش . تولد دخترش هلنه . انتشار مجموعه مقالات ‹‹ شهروند و صداي اش ›› .

1975

سفر به هندوستان و چين .

1976

اهداي دكتراي افتخاري به هانريش يل ، گونتر گراس و كارونا اشترن از سوي دانشگاه هاروارد .

1977

رمان سفره ماهي ( كفچه ماهي )

1978

بنيانگذاري ‹‹ بنياد آلفرد دوبلين ›› و تأمين هزينة آن . دريافت مدال آلكساندر ماياكوفسكي در زادگاه خود دانتسيك ( لهستان ) . جدايي از آنا شوارتس .

1979

داستان بلند ديدار در تلگته . ازدواج با ‹‹ اوته گرونرت ›› . مرگ پدر . فولكر اشندروف كارگردان مشهور آلماني كه پيش از اين آبروي از دست رفته كاتارينا بلوم ، اثر هاينريش بل را به صحنه سينما آورده بود ، با اقتباس از طبل حلبي نيز فيلمي مي سازد . اين فيلم برندة اسكار فيلم هاي خارجي مي شود .

1980

كتاب ‹‹ رساله هايي در بارة ادبيات ›› . داستان ‹‹ نسل آلماني ها منقرض مي شود ››

1983

رياست آكادمي هنرهاي برلين .

1986

رمان ماده موش صحرايي . سفر به كلكته پايان كار به عنوان رئيس آكادمي هنرهاي برلين . اقامت در بلن دورف .

1987

انتشار مجموعه ده جلدي آثارش .

1990

كتاب عليه فرمان اتحاد بي روح ( اتحاد دو آلمان ) : مجموعه سخنراني ها و گفتگو ها ‹‹ آلمان ، وطن متحد ؟ ›› ، مباحثه با رودلف آگشتاين ( سر دبير اشپيگل ) . ‹‹ بزخري جمهوري دموكراتيك آلمان ››

1991

انتشار گزارش كارگاهي ، چهار دهه فعاليت ‹‹ هنرهاي تجسمي ››

1992

داستان بلند ‹‹ نفوس بد زدن ›› . جدايي اعتراض آميز از حزب سوسيال دموكراسي : اين حزب قوانين ضد خارجي ها را در زمينه حق پناهندگي كه از سوي حزب حاكم ( دموكرات مسيحي ) تصويب مي شود تأييد مي كند .

1995

رمان رمينة گسترده .

1996

پس از چندين جايزه كه در سالهاي 94 و 95 به او اهداء شد ، جايزه اي در دانمارك و جايزة توماس مان در شهر لوبك آلمان به او اهداء مي شود مقالة ‹‹ نويسنده به عنوان انسان معاصر›› .

1998

مبارزة انتخاباتي به نفع سوسيال دموكراسي . نمايشگاه هاي گوناگون در چند شاخة هنرهاي تجسمي . فعاليت مجدد در آكادمي هنرهاي برلين .

1999

انتشار ‹‹ قرن من ›› ، دريافت جايزة نوبل ادبيات .

2000

به نمايش در آوردن صحنه هايي از ‹‹ قرن من ›› در تئاتر تاليا در هامبورگ .

2001

گزارش كارگاهي ، ‹‹ پنج دهه فعاليت ›› ( هنرهاي تجسمي )  

2002

نوول ‹‹ مسير خرچنگ ››  

2003

واپسين رقص ها ، مجموعه اي از شعر و طراحي .

2004

كشيدن سي طرح بر روي ترجمة آلماني سي افسانه اثر كريستيان آندرسن دانماركي .

2005

برندة جايزه طراحي از دانمارك به مناسبت طرح هاي اش براي كتاب كريستيان اندرسن .

 پنجاه سال زندگي با هنر

   زمستان سال 1947 و حال و هواي جوان نوزده ساله و بي فكر و خيالي را داشتم . راستي ، عجب زمستاني بود ، سرمازدگان از گرسنگي مي مردند و گرسنگان در تخت هاي خود از سرما يخ مي زدند . شايد هم بشود اين دو جمله را بر كارت پستالي نوشت . در هر حال مي خواستم مجسمه ساز شوم ، اما آكادمي هنر دوسلدروف را به دليل كمبود زغال سنگ بسته بودند . ناگزير مدتي به دو كارگاه سنگ تراشي قبرستان رفتم و سنگ تراشي را ياد گرفتم ، يعني يادم دادند كه با سنگ مرمر يا سنگ هاي آهكي كار كنم .

خلاصه با طرحي از صورت ده پير مردي كه در خانه سالمندان دوسلدروف زندگي مي كردند و من هم آن جا مي خوابيدم ، مرا براي نيمسال زمستاني 1948 - 1949 در آكادمي هنر پذيرفتند .

بعدها طرح هاي من موقع اسباب كشي دور ريخته شد و تنها آن قالب برنزي برايم ماند كه در ترم اول درست كرده بودم .

در آكادمي هنر دوسلدروف آن سال ها  هنرمنداني چون اوالد ماتار و اتوپانكوك درس مي دادند . بعد از همان ترم اول كه نزد سپ ماگس درس خواندم ، به سراغ پانكوك رفتم . همه ي آثار اين استادم سياسي بود . حتي كنده كاري هاي روي چوب او هم موضوعي ضد جنگ داشت . شك ندارم كه همين انديشه هاي او تا امروز بر من تأثير زيادي كرده است .

همان اوايل دهه ي پنجاه بود كه اولين گذرنامه ها را صادر كردند . من هم مثل هزاران هم سن و سال خودم به جنوب اروپا رفتم ، يعني همان جاده پر فراز و نشيب را گرفتم و سر راه به فلورانس ، پروجا ، رم و پالرمو رسيدم ... همه تعطيلات سال 1951 را صرف ‹‹كتاب طراحي هاي ايتاليايي ›› خودم كردم . هر ماشيني كه پيدا مي شد ، سوار مي شدم و نمي دانستم خرج زندگي از كجا مي رسيد . طراحي مي كردم و شعرهايي هم مي گفتم كه بيشتر آن ها تا امروز منتشر شده است و حال كه آن طرح ها را روي ميز  مي بينم اصلاً نمي شناسم .

تازه سال بعد بود كه باز هم بدون هيچ وسيله اي به فرانسه رفتم تا بگردم ، دقيق تر بگويم دنبال كار ديگري بودم . در اين سفر عجيب و غريب در دفتري طرح مي كشيدم ، اما با ديدن نقاشان نوگراي پاريس به سراغ آبرنگ هم رفتم . گاهي آرزو مي كنم دوباره مثل چهل سال قبل بتوانم بي هيچ فكر و خيالي قلم مو به دست بگيرم و نقاشي آبرنگ بكشم . در فرانسه هم شعر مي گفتم . بيشتر اين شعرها را در حال و هواي متفاوت فرانسه مي نوشتم و گاهي تا سرحد طنز هم مي رسيد . بعد ها اسكار ماتسرات ، شخصيت اصلي ‹‹ طبل حلبي ›› هم از همين دست شعر ها مي گفت .

در همان زمان دانشجويي عضو گروه جاز سه نفره شدم و با اين گروه بود كه با ضربه به جاز ، آهنگ و ريتم آشنايي پيدا كردم . هفته اي سه بار در رستوراني برنامه اجراء مي كرديم كه در مركز شهر دوسلدروف بود . روزي كه اين رستوران را تعطيل كردند ، احساس بدي داشتم . با اين حال دوسلدروف همراه آن آكادمي هنر كم كم داشت بدل به شهري مثل پاريس مي شد . گفتم پاريس . بله ، آن سفرها به پاريس كلي رفتار مرا عوض كرده بود ، يعني فهميده بودم كه ديگر از هيچ استادي نمي توانم مطلب زيادي ياد بگيرم به همين خاطر هم از دوسلدروف رفتم .

برلين چشم مرا به واقعيت ها باز كرد . همان جا بود كه آنا را پيدا كردم . چون دانشجوي هنرها تجسمي بودم ، از صندوق بيمه پدرم به من ماهي پنجاه مارك مي دادند و من بايد با همين پول سر مي كردم . در اين بين پدرم هم چون از بخش شرقي آلمان آمده بود ، ديگر تجارت نمي كرد ، بلكه كارگر معدن شده بود . مدت ها طول كشيد تا من در برلين به اشياء و انسان ها ي دور و برم عادت كنم و دوستي من با آن بيشتر شود .

آن روزها طراحي و نويسندگي چندان با هم شباهتي نداشت ، با اين حال من فرصت پيدا كردم كه اين دو هنر را به هم نزديك كنم و جالب اين بود كه در هر دو هنر هم از جوهر بايد استفاده مي كردم . در هر حال خيلي از شعر هايم را نتوانستم در كتاب جا بدهم . اين شعر ها بيشتر همان حس و حال آثار كافكا را داشت .

در سال هاي 1955-1956 به عنوان مستمع آزاد در آكادمي ثبت نام كردم ، اما هيأت داوري طراحي هاي مرا قبول نكرد  ، چون مي گفتند موضوع خاصي در آن ها نيست . ديگر دوست نداشتم به هيچ آكادمي يا دانشگاهي بروم . رها از قيد و بند كاغذ بازي ها ، پشت سر هم نمايشنامه هاي تك پرده اي مي نوشتم . اولين نمايشنامه ‹‹ سيل ›› بود . بعد هم ‹‹ دايي ، دايي ›› ، ‹‹ آشپزان خبيث ›› ، ‹‹ سي و دو دندان››  و نمايشنامه ي تك پرده اي ‹‹ ده دقيقه تا بوفالو ›› را در كتابي گرد آوردم و منتظر بودم يكي آن ها را روي صحنه بياورد . چند طرحي هم به آن ها اضافه كردم . خبري از نمايش و اجرا نبود . دليلش هم اين بود كه اين نمايش ها هنوز خيلي پخته نبود . بعد ماجراي ديگري پيش آمد ، يعني من و آنا رفتيم پاريس تا آن جا زندگي كنيم . آنا آن جا مدرسه ي باله راه انداخت و من هم بيشتر آثار منثورم در ذهنم بود تا در چمدان .

اما تجربه هاي سياسي را هم با خودم به پاريس بردم . آن چه در هفدهم ژوئيه 1953 در ميدان پوتسدام ديده بودم ، روي كاغذ آوردم و نمايشنامه اي شد به اسم ‹‹ پابرهنه ها تمرين انقلاب مي كنند ›› . رفت و آمدهاي روزمره در شهر برلين كه دو بخش داشت و هنوز آن ديوار معروف را نكشيده بودند ، كمي پيش از سفر به پاريس سبب شد شعري بگويم كه چندان با فضاي سياسي و پليسي آلمان شرقي جور در نمي آمد :

بازرسي

همه بايد پياده شويم .

قفل چمدانها را باز مي كنيم

و هرچه داريم نشان مي دهيم :

گره هاي دستكش ها را باز مي كنيم

ثابت مي كنيم كه كفش ، همان كفش است

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        شنبه ٥ خرداد ،۱۳۸٦ - vahidaghaahmadi

درباره گونتر گراس : نگاهی به زندگی و آثار گونتر گراس قسمت دوم

سه لنگه جوراب پاي چپ و دولنگه پاي راست .

چه مشكوك ، كتابي بدون تقديم به كسي .

چرا اين دستكش ها اين قدر در هم است ؟

شانه اي روي صحنه گرامافون مي كشند ،

مسواك بايد به حرف در آيد و بگويد

آن چه زبان نمي گويد .

با اين همه بخت با ماست

آخر دل ما نهفته در پيراهن ماست

و فقط بوي بي خطر صابون را مي دهد

( حتي كسي نمي داند ما سيگار را در كاغذهاي نازك مي پيچيم ،

تنباكو در كاغذ مي گذاريم و سيگار درست مي كنيم

درست مثل آن بالا كه دود محو مي شود . )

به پاريس كه رسيديم ، كلي دنبال خانه گشتيم . آنا مي خواست آموزش باله را ادامه دهد و من به كارگاهي براي كار نياز داشتم . بالاخره پيداشد و من در شوفاژ خانه ي آپارتمان دو اتاقه مجسمه هايم را خشك مي كردم و دستنوشته هايي مي نوشتم كه به نثر بود . سعي مي كردم عنوان مناسبي براي آن ها پيدا كنم : ‹‹ طبل زن  ، نوازنده ي طبل حلبي ›› ، سر انجام ‹‹ طبل حلبي ›› از آب در آمد و اين طبل ديگر هيچ فرصتي براي مجسمه سازي نمي داد . با اين همه باز هم طرح هايي براي كتاب باله مي كشيدم.

راستي ‹‹ غاز و پنج آشپز ›› و ‹‹ كيش دادن پرندگان ›› را همان زمان ها كشيدم و بعد ها همين طرح ها تا سومين كتابم ‹‹ سال هاي سگي ›› ادامه يافت و در آن كتاب چاپ شد .

آن روزهايي كه بخش نرماندي ‹‹ طبل حلبي ›› را مي نوشتم ، به فكر ‹‹ سال هاي سگي ›› بودم و به سراغ طراحي راهبه ها هم مي رفتم . به خصوص آن كلاه هاي راهبه ها برايم جالب بود . حتي كتاب   ‹‹ ترانه هاي كودكان ›› را منتشر كردم . خودم مي دانم كه قافيه هاي اين شعر ها چندان براي بچه ها گوشنواز نبود .

بعد به سراغ سياه قلم رفتم و چند طرحي براي اجراي نمايش ‹‹ آشپزان خبيث ›› كشيدم . اين نمايش 1961 در برلين اجرا شد .

تابستان 1961 ‹‹ موش و گربه ›› منتشر شد . كمي بعد يادداشت هايم به نام ‹‹ روز پدر ›› را روي كاغذ آوردم و اين يادداشتها باعث شد كه از روي آن فيلم مستندي در سال 1964 بسازند . اين فيلم كه توليد كننده اش هانس يورگن پولند بود ، چندان موفقيتي به همراه نداشت ، اما اين فايده را داشت كه پولند تصميم گرفت از ‹‹ موش و گربه ›› فيلمي بسازد . قرار شد كارگرداني آن هم با والتر هن باشد . در اين بين والتر هن مرد و من در گشت و گذارهاي دائمي خودم به كفچه ماهي علاقه مند شدم .

اولين تجربه هاي من در برلين در سال 1953 تاثير زيادي بر من داشت . آن روزها در باره ي  ‹‹كريولانوس ›› شكسپير و ‹‹كريولان ›› برتولت برشت تحقيق مي كردم و اين دو اثر را در يك سخنراني با هم مقايسه كردم . در همين مقايسه باعث شد كه نمايشنامه ي ‹‹ پا برهنه ها تمرين انقلاب مي كنند ›› را بنويسم . اين اثر بعد ها ، يعني در سال 1989 و در زمان اتحاد دو آلمان با هم ، در آلمان شرقي اجرا شد.

از ميانه هاي دهه ي هفتاد بود كه كم و بيش به كار سياسي هم كشيده شدم . در هر حال قسمت اين بود كه نتوانم تا مدت ها از اين ماجراها خلاص شوم . مبارزه هاي انتخاباتي بود و حزب سوسياليست آلمان هم در اين انتخاب شركت داشت . هفت سال تمام براي اين كارها شب و روز فعاليت كردم ، هر چند اين كارها چندان به نويسندگي من لطمه نزد ، چون در اين گشت و گذارها كلي تجربه پيدا مي كردم ، اما در آن شلوغي نمي شد طراحي كرد . تازه آن سكوت و آرامش لازم هم پيدا نمي شد . به همين دليل بيشتر طرح هاي من در آن سالها اصلاً پويايي و جذابيت را نداشت .

براي آن همه فعاليت به نيروي زيادي احتياج داشتم ، به خصوص براي نوشتن ‹‹ دانزينگ ›› بايد كلي كار مي كردم البته فقط سياست نبود ، بلكه شهرت هم مانع كار مي شد . با اين حال دست از نويسندگي برنداشتم و كتابي نوشتم با عنوان ‹‹ نبردهاي همراه با شكست ›› كه در اصل براي اجراي تئاتر در نظر داشتم ، اما بعد ها رمان از آب درآمد .

در اين بين به آمريكا ، اسراييل و باز هم ( از سال 1958 به بعد ) به لهستان سفر كردم . گروه 47 هر سال جلسه اي برگزار مي كرد و ديگر كارش تمام بود .

روزگار سخت و پر آشوبي بود . چمدان من هم هميشه آماده جلوي در بود . پسر سوم من برونو ( متولد 1965 ) كمتر مرا مي ديد . زندگي من با همسرم آنا هم هيچ تعريفي نداشت .

از ماه ماس 1969 ، يعني پس از انتخابات مجلس آلمان تا آخر سپتامبر همان سال يادداشت هاي روزانه مي نوشتم . ديگر هيچ كاري نمي كردم ، اما در اين سال ماجراهاي زيادي پيش آمد . سوسياليست ها به قدرت رسيدند و من چون تمام مدت در راه بودم ، سياست هيچ فرصتي برايم باقي نمي گذاشت و من فقط به داستان ترديد هاي خودم فكر مي كردم ... 

با همين يادداشت هاي روزانه سه سال بعد رمان ‹‹ گوشه اي از خاطرات يك حلزون ›› را نوشتم و در آن داستان فروپاشي جماعت يهودي دانتزيگ را تا پايان تعريف كردم . براي اين كار به اسراييل هم رفتم .

در اين بين مدتي هم چيزي ننوشتم ، آخر ‹‹ كفچه ماهي ›› پنج سالي وقت گرفته بود . روزگار آرامي نبود ، جنگ در جهان بيداد مي كرد ، در خانه هم دايم دعوا داشتيم . اين وسط صدراعظم آلمان هم استعفا كرد . دخترم هلنه هم به دنيا آمد و كتاب مشترك من يا ماريا راما با عنوان ‹‹ به احترام ماريا ›› منتشر شد . سال ها بود كه با هم همكاري مي كرديم ، با هم عكس مي گرفتيم و اين كار خيلي جالب بود . بعد هم تمام شد و ديگر تكرارش نكردم .

پيش از نوشتن كتاب ‹‹ سرزادگان يا آلماني ها منقرض مي شوند ›› ، به سفرهاي زيادي ، به آسيا و آفريقا رفتم . افق هاي ديدم را از آن افق تنگ آلمان رهايي بخشيدم . اين ‹‹ سرزادگان ›› ماجراي هاي آخرين سال هاي دهه هشتاد بود .

پاييز 1983 بود كه ‹‹ موش ›› ديگر بيشتر وقت مرا مي گرفت . فولكر اشلندرف كه آن روزها در آمريكا فيلم مي ساخت ، به سراغم آمد . برايش كل ماجرا را تعريف كردم و گفتم كه مي شود از روي آن هم فيلمي درست كرد . بعد هم با او به هامبورگ و تابستان به دانمارك رفتم و آن جا باز هم كارگاهي راه انداختم .

پس دوباره قلم به دست گرفتم و خلاف جريان معمول سياسي آن روزها حرف هايي زدم . در هر حال كار از كار گذشته بود . هيچ كس به حرف هاي من گوش نمي داد . همه مست اين پيروزي بودند و هنوز چندان از اين پيروزي نگذشته بود كه فهميدند اين پيروزي چه ابلهانه است .

بعد ديگر نمي خواستم حرفي بزنم . يادداشت هايم را در كشوي ميز تحرير پنهان كردم تا موضوع     تازه اي براي طراحي پيدا كنم ، منظورم وزغ هاست . همان زماني كه براي سخنراني در پرتغال با عنوان     ‹‹ نويسندگي پس از آشويتس ›› خودم را آماده مي كردم ، در دفتر يادداشت هاي روزانه ام هم مطالبي مي نوشتم . اين چنين بود كه ‹‹ آواي وزغ ›› را نوشتم . كلي مطلب نوشتم ، اما دايم به آن ها چيزي اضافه مي كردم . كار سختي بود .

در اين بين قتل ها و آتش سوزي هايي در آلمان شرقي اتفاق افتاد كه هدف آن ها بيشتر خارجي ها بود. من هم سيزده سونات با عنوان ‹‹ سرزمين ماه نوامبر ›› نوشتم . راستي چرا قالب سونات را براي نوشتن انتخاب كرده بودم ؟ ترديد ندارم كه شرايط سخت آن روزها براي خارجي ها و سيل پناهندگاني كه به آلمان سرازير مي شدند و سختگيري مقامات دولت باعث شده بود قالب سخت سونات را انتخاب كنم .

كمي بعد رمان ‹‹ كشتزاري پهناور ›› را نوشتم . ماه مه سال 2000  كنگره ي نويسندگان در مسكو برگزار شد و من هم سخنراني مراسم افتتاحيه را ايراد كردم . اسم اين سخنراني را گذاشتم : ‹‹ ديگر سكوت نخواهم كرد ›› .

تابستان همان سال با دانيلا دان و يوهانواشتراسر كتابي با عنوان ‹‹ سايه نشينان را كسي نمي بيند ›› منتشر كرديم . مي خواستيم جنبه هاي تيره و تار جامعه آلمان را نشان بدهيم . روزنامه ها چندان از اين اثر  استقبال نكردند ، آخر حجم گزارش ها و مطالب خيلي زياد بود ، تازه كي باور مي كرد در كشوري ثروتمند مثل آلمان اين همه آدم فقير وجود داشته باشد .

همان زمان بود كه كلي مطلب در باره ي كشتي هاي غرق شده به دستم رسيد و من شروع به نوشتن رماني كردم و در اول ماه مارس اسمش را پيدا كردم ‹‹ برگام خرچنگ ›› .

خيلي دير هنگام ناشر هميشگي نمايشنامه هايم ، ماريا زومر از من خواست كه نمايشنامه ي ‹‹ پابرهنه ها تمرين انقلاب مي كنند ›› را در تئاتر برلين بخوانم . حتي گرترود اشتايدل هم مي خواهد كتابهايم را به صورت نوار صوتي در آورد . اين چنين نوشته هاي من دو باره به ياد خيلي ها خواهد افتاد : ‹‹ طبل حلبي ›› تا ‹‹ ديداري تلگته ›› ، رمان ‹‹ كشتزاري پهناور ›› تا ‹‹ قرن من ›› و ‹‹ بر گام خرچنگ ››   وگزيده ي شعر هايم ‹‹ مرغان ›› . آري ، ماجراي پنجاه سال كار من است ، يعني همان واژه ها و تصويرها .   

نگاهي اجمالي به آثارگونتر گراس                             

     با ترجمه ‹‹ طبل حلبي ›› به سال 1961 به زبان انگليسي ، گونتر گراس به شهرتي جهاني دست يافت . اين اثر در عين حال كه تحسين بسياري را برانگيخت ، مورد انزجار بسياري نيز قرار گرفت . منتقدان هنوز هم اطمينان ندارند كه هرزگي و عاميانگي جايي در ادبيات داشته باشد . با اين همه ، نكته انكار ناپذير آن است كه انتشار نخستين رمان گونترگراس ، رويدادي هم ادبي و هم تاريخي شمرده مي شود . او پيش از آنكه دو آلمان يكي شود ، بارها تلاشهاي بيشمار گروه هاي دست راستي را خنثي كرده است كه كتابهاي او را كاريكاتورهايي عجيب و غريب از مردم آلمان مي دانستند و مي خواسته اند كار كنند تا آثار او ممنوع اعلام شود .

مقامات از اهداي جايزة شهر ، كه كميتة هنر براي او در نظر گرفته بود ، جلوگيري كردند ، زيرا " طبل حلبي " را كه توصيف هاي عريان ارائه مي دهد ، ماية ننگ مي دانستند . با اين همه در سال 1960 جايزه منتقدان برلين به او تعلق گرفت . چندي بعد هم يكي از هيأت هاي منتقد فرانسوي ‹‹ طبل حلبي ›› را بهترين كتاب خارجي زبان سال اعلام داشت . در سال 1956 جايزه گئورگ بوشنر ، معتبر ترين جايزه در آلمان غربي سابق . به او اهدا شد . او اكنون عضو آكادمي هنرهاي آلمان و عضو آكادمي هنرهاي آمريكاست و پيكرة گچيش در والهالا ، معبد يادبود گنسبرگ قرار دارد .

اسكار ماتسرات ، قهرمان اوباش رمان ‹‹ طبل حلبي ›› ، در ابتداي داستان از تصميم خود سخن مي گويد كه مي خواهد جلوي رشد خود را در سه سالگي بگيرد . او تا سال 1945 كوتوله اي سي و شش سانتي متري باقي مي ماند و در اين سال حدود بيست و چند سانتي متر ديگر بر قدش افزوده مي شود . آسكار مستبد كوتوله اي است كه هميشه خواسته هاي خود را عملي مي كند ، چون از اين استعداد برخوردار است كه با جيغ شگفت آور خود ، شيشه ها را از هم  بپاشد و نيز پيوسته طبلي در كنار خود دارد كه با آن مي تواند ارواح را ظاهر كند و با ضربه هاي متفاوت آن ، تظاهرات سياسي را به هرج و مرج بكشاند . رمان ‹‹ طبل حلبي ›› انباشته از اشاره هاي تاريخي است . در صحنه اي از داستان ، اسكار طبلش را از گردن پيكرة مسيح مي آويزد و از او درخواست مي كند تا در سالهاي شوم و دشواري كه هيتلر به بار آورده ، معجزه اي از خود نشان بدهد ، اما مسيح همچنان خاموش بر جا مي ماند و اين اشاره اي است به كليساهاي آلمان كه به هنگام درخواست مردم از آنان در دوران هيتلر ، هيچ عكس العملي از خود نشان ندادند .

فولكر شلوندروف ،كارگردان پرآوازة آلماني ، اين رمان را به فيلم درآورده كه همان سال اسكار بهترين فيلم خارجي را به خود اختصاص داد .

گونتر گراس از خود به عنوان ‹‹ روشنفكر دير هنگام زمانه اي خسته از عقلانيت ›› نام مي برد . او در قصه پردازي هاي ماهرانه اش ، مسائل گوناگوني را مطرح مي كند و با جسارت تمام صحبت هاي فردي شخصيت هايش را به خواننده مي باوراند ، ظرفيت همه ي مسائل را در رمان هايش از پيش تعيين       مي كند و هم زمان با آن زباني طعنه آميز را به خواننده مي نماياند كه تنها سبك و شيوه ي منحصر به فرد گونتر گراس است .   

تسلط قدرتمندانه ي گونتر گراس بر دستور زبان آلماني و پيچيدگيهاي ظريفي كه به نثر خود مي دهد خواننده را به ياد توماس مانThomas mann مي اندازد . اكثر آثار گونتر گراس داراي                    گفت وگوهايي مبني بر ميراث عظيم تاريخي و تجربي آلمان هستند كه گراس با علاقه مندي قلبي خاصي ، آن ها را هدايت مي كند . پس از طبل حلبي ، گراس دو اثر ديگر در ارتباط غير مستقيم با زادگاهش دانسيك نوشت ؛ ‹‹ موش و گربه ›› و ‹‹ صد سال ›› .

در كتاب ‹‹ موش و گربه ›› گونتر گراس نشان مي دهد كه رفاقت سحرآميز دوران جواني چگونه با شروع بازي جنگ خدشه دار مي شود . كتاب ‹‹ صد سال ›› از لحاظ ادبي مدرن ترين اثر گراس است . ‹‹صد سال ›› متني است فاقد مركزي مشخص و گراس فضايي را به تصوير مي كشد كه براي تمامي فريادهاي رؤيايي ساخته شده است . گراس در رمان هاي ديگرش براي نماياندن ترديد و آهنگ خوب بشر از شيوه ي گفتمان استفاده مي كند .

گونتر گراس در محافل عمومي كشورش به منزله ي سرچشمه ي قدرت و صخره ي مقام انتقادي در عرصه ي ادبيات است . علاوه بر اين در خارج از آلمان هم مورد توجه بسياري از نويسندگان شهير از جمله گارسياماركز ، روديش ، گورديمر ، لوبو و آنتوس است .

رمان ‹‹ سپر ماهي ›› Der Butt  در ميان آثار گونتر گراس بازگشتي است به سبك منحصر به فرد او در نويسندگي يعني داستاني است مربوط به تمام دنيا و آكنده از سرنخ هاي حقيقي به همراه گفت و گوهاي ايدئولوژيكي مهيج . در اين رمان گونتر گراس به تفصيل تمدن بشري و ديدگاه مخرب مردانه مي پردازد و در برابر آن از نگاه بلند نظر و لياقت هاي زنانه در جهان دفاع مي كند . ‹‹سپر ماهي ›› سخنگوي منسوب به داستان هاي برادران گريم ، راهنمايي است براي زناني در روح جهاني دنيا ، همانگونه كه هگل در فلسفه اش از روح جهاني سخن مي گويد . راوي داستان در مقابل شخصيت نامطمئن معمول مردانه را دارا است و به اصطلاح فضاي زندگي را نجابت مي دهد تا نازيبايي بيافريند كه از ديدگاه مردانه راوي داستان بدون آن هنر نابود مي شود .

در رمان ‹‹ يك دشت وسيع ›› گونتر گراس به تشريح دو مقوله ي جاودان هومانيسم و ديوانسالاري در آلمان دوران امپراتوري ويلهلم و آلمان امروزي مي پردازد و با تخيل هنرمندانه ي خود به عرصه ي قدرت حكومت راه مي يابد ، گرچه اين رمان در ميان منتقدين آلمان مورد تجزيه و تحليل هاي مختلف قرار گرفت اما موقعيت گونتر گراس را به عنوان نويسنده اي معترض كه سؤالات بزرگ مربوط به قرن ما را مطرح كرد تثبيت نمود .

آخرين رمان گونتر گراس ‹‹ قرن من ›› تفسيري است ، بر قرن بيستم ، قلم گراس در ‹‹ قرن من ›› به كندو كاو مي پردازد و در اعماق زمين قرن بيستم ريشه هاي خوبي و بدي را مي يابد كه به يكديگر پيچيده اند . در پايان كتاب ‹‹ قرن من ›› گونتر گراس همچون رمان ديگرش ‹‹ صد سال ›› مي نويسد :

‹‹ هنگامي كه خدا هنوز به مدرسه مي رفت به يادش آمد يك حياط براي زنگ تفريح خود به همراه چند همكلاسي درست كند و چنين شد كه او شيطان هاي كوچك با استعداد و دنياي عظيم را آفريد . ››

شورشي مرد ژرمني    (نوشته : ژوزف يورت )       

   از مشاهدة افكار عمومي مردم آلمان، كه به مناسبت اهداء جايزه نوبل به گونترگراس، يكپارچه شده بود سخت شگفت زده شدم. فرهنگستان سوئد، با افتخاري كه سرانجام به سرزمين آلمان پيشكش كرد، جمعيت را سرتاپا شادمان كرده بود ! ژوكيم كيزر ، منتقد بزرگ روزنامة شود اُچ زيتونگ عقيده دارد كه زمان آن فرا رسيده تا «همه كساني كه يكسره به زبان و فرهنگ آلماني بي اعتنا نبوده اند رضايت خاطر خويش را ابراز كنند.» هلموت كازارِك ، عضو قديمى مجله دِر اشپيگل ، با او هم رأى بوده و گفته است كه: «اگر آن چيزى كه هويت ملى مى نامند وجود داشته باشد، پس ما مردم آلمان در اين روز كه گونتر گراس به چنين مقام ممتازى نائل شده است دلايل زيادي براى سرافرازي ، يا كمابيش خرسند بودن داريم.»

 ولي آيا اين تاج را گراس بر سر كداميك از آلمان گذاشت؟ به گمان يورگن بوش از روزنامة تاز، چاپ برلين، اين تاجي است كه بر سر آلمان سالهاي دهه شصت ]ميلادي[ در دوران جمهورى بُن گذاشته شد؛ همان جمهوري كه پيشتر با اهداء جايزه صلح نوبل به ويلى برانت در سال 1971 و يكسال بعد با نوبل ادبيات به هنريش بُل از رشد و سازندگي آن قدرداني شده بود. هرى نات از روزنامه فرانكفورتر روند شو عقيده دارد كه اهداء اين جايزه در پايان قرن دچار تأخير بسيار شده و زمان آن نامناسب بوده است . از نگاه او اين امتياز را مطلقاً نمي توان بمنزله سرآغاز نوين جمهوري برلين دانست و اين مهُر را فرهنگستان استكهلم ناخواسته بر پايان يك دوران نشانده است. 

فرانك شيرماخر، سردبير جريده فرانكفورتر الگمين زيتونگ گراس را نه تنها سخنگوي جمهوري برانت و بُل بلكه بازمانده آن دوران مي داند و پس از ذكر جميل گراس، با لحن كنايي ، خبر از دوران احتضار وي مي دهد. به گمان او جايزه نوبل اي كه، پس از گذشت بيست سال از پايان جنگ، به بُل اهداء شد گواهي است بر بلوغ دموكراتيك جمهوري فدرال . حال آنكه جايزه اى كه گراس دريافت كرد بر عكس به معنى آن بود كه سرزمين متحده وارد دوران انقراض شده است . افتخاري كه بُل به آن نائل شد به مردي رسيد كه مطلقاً هم ذات دوران خويش بود . حال آنكه افتخار گراس نصيب پيرمرد كژتابى شد كه آواي قوي اش را چهل سال پيشتر خوانده بود . 

ادبيات متعهد پس از جنگ را شير ماخر، در زمان وحدت آلمان، به خاك سپرد .

 او ادبيات رسمي را ، كه بُل و گراس نماينده اش بودند، به همان پوسيدگي جمهوري دموكراتيك سابق آلمان مي دانست .

 طبل حلبي را امروزه كمابيش همه منتقدان نه تنها چون شاهكار مسلّم گراس بلكه يگانه اثر واقعي او تحسين مي كنند ، تا جائيكه هلموت بوتينگر در ستون روزنامه فرانكفورتر روندشو مدعي شده است كه اين كتاب، در فضاي اندوهبار و تيره عصر ادنوئر ، چون رعدي خروشيد و طومار ادبيات بي خاصيت و فروبسته سالهاي پنجاه را در هم پيچيد . واقعيت اينكه طبل حلبي ، هنگامي كه منتشر شد ، جمعيت زيادي را بوجد نياورد . جماعت منزه طلب گراس را به دين ستيزي و انحراف از اخلاق متهم كرد و دامنه چنين ملامت گري ها به آنجا رسيد كه در سال 1967 نويسنده براي جلوگيري از اين پرخاش گري ها به دادگاه پناه برد . 

عدة زيادي از منتقدان ، كه حساب ايشان را بايد از برخي از نيروهاي محافظه كار جدا كرد ، او را خوار كردند . اينچنين بود كه مارسل رايش رانيكي ، خبرنگار هفته نامه داي زيت ، با مقايسه گراس جوان با نوازنده چيره دست ايلياتي ، طبل حلبي را «رمان خوبي ندانست» و در گفتگويي ، كه ــ اخيراً پس از جايزه نوبل در ]مجله[ اشپيگل به چاپ رسيد ، با بيان «پشيمان نيستم»، همچنان بر سر عقيده اش ايستاد.

 استينفلد نظر خود را در روزنامه فرانكفورتر آلگمين زيتونگ در قالب تفسير روانشناسانه اي بيان كرده است به گمان او گراس پس از به پايان بردن «سه گانه دانتزيگ»اش به دو راهي رسيد : گام برداشتن بسوي پيش آهنگي اروپا يا برگزيدن شمايل مردمي . متأسفانه او راه دوم را برگزيد . بدين ترتيب ، از آن تاريخ تا نگارش آخرين كتاب وي ، يعني قرن من ، شاهد سير پيوسته نزولي آثار گراس بوده ايم . استينفلد گراس را بويژه به جهت واسطه قرار دادن كتابهايش در انجام تسويه حساب و پاك نكردن خويش در پشت چهره هاي داستان ، «چنانكه در هنر بزرگ حماسى جارى است»، ملامت كرده است . 

حقيقت اينست كه گراس بي آنكه در گسترش نظرية ادبيات متعهد گامي برداشته باشد به نويسنده متعهدي مبدل شد. او خود را گوينده هيچ طبقه اي از جامعه نمي داند بلكه در اندازه «شهروندي كه به كار نوشتن مشغول است» بجا مي آورد. او در سال 1995 در مصاحبه اي گفت «موضوع كتابهايم را هميشه تاريخ آلمان به من انشاء كرده است». بدين ترتيب او از همان نخستين آثارش با حقيقت بي واسطه دوران معاصر مواجه شده است . 

مردم آلمان ، در طي ساليان دراز ، دخالت عمومي و مدني را در خور شأن هيچ نويسنده اي نمي دانست. برغم اين پس از 1945 نويسندگان چون بُل يا گراس در زندگي سياسي نقش داشتند . اين دوران كه با يكپارچه شدن ]آلمان[ در سال 1990 به پايان رسيد باعث نشد تا گراس با احساس رضايت خاطر عمومي همدل و همراه شود . او راه خود را در حرام كردن شادنوشي ادامه داد و آن لحن پرخاش گري كه اغلب در مواجهه با اين دشمنِ وضع موجود مشاهده شده بدين سبب بوده است. ديدگاه شيرماخر به هنگام چاپ كتاب سراسر ماجرا شاهد اين مدعاست: «اين نويسنده يكسره از زمانه پرت افتاده و از درك اين مطلب كه آلمان دستكم از سال 1990 تاكنون به كشور متعارفي بدل شده ناتوان مانده است.»

 ميدان سنجشگري، برغم همه اين سختگيري ها، در انكار اين حقيقت كه گراس «به يقين محبوب ترين نويسنده آلماني زنده پس از جنگ ، در خارج از كشور، است» ناتوان مانده . به عبارت روشن تر او اگر در كشور با خطري مواجه نشد بخاطر فضاي دلخواهي بود كه در مرزهاي بيرون از آلمان براي وي فراهم شده بود. ارزيابي اولريش بارون در روزنامه محافظه كار داي ولت بدين شرح است : «بايد گفت كه تصميم سوئد، با اندكي تسامح ، داراي فوائدي براي آلمان بوده است . پس از چاره انديشي هايي كه، با اندكي ناهمواري و شتابزدگي ، از هنگام قرار گرفتن گرهارد شرودر در رأس قدرت ، در موضع گيري در برابر كشورهاي خارجي ، اتخاذ شد هم اكنون بر صحنه بين المللي از نويسنده اي تجليل مى شود كه نماينده آلماني است كه، برغم همه چيز، مى توان در آن با دشواري هايي ، هر چند ناچيز، زندگي كرد.»

منابع و مأخذ

1 . بخارا ، ويژه نامة گونتر گراس ، شمارة 48 ، زمستان 1384 .

2. مجلة بخارا در اينترنت www.bukharamagazine.com 

3 . دربارة گونتر گراس / هوشنگ گلشيري ، نشرية گزارش و گفتگو - شماره 11

4 . نگاهي اجمالي به آثار گونتر گراس / ترجمة فريماه فرزام فر ، نشرية هنگام – 14 

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        شنبه ٥ خرداد ،۱۳۸٦ - vahidaghaahmadi

وزن و قافيه در شعر كهن و شعر نو

استاد راهنما : جناب آقاي حميد رضا  ناظمي راد

محمدرضا آقااحمدي دانشجوي كتابداري و اطلاع رساني  

مقدمه :

تعريف شعر ؛ شعر در لغت تازي مأخوذ از ((شعور )) است و به معاني : ((دانش ،فهم ، درك ، وقوف و دانايي )) به كار رفته و اصطلاحاً (( كلامي است مرتب ، معنوي ، موزون ، خيال انگيز و به قصد )) كه در آن انديشه ها و احساسات و عواطف شاعر در قالب الفاظي فصيح و زيبا مبتني بر قواعدي معين بيان مي شود .

به گفتة ارسطو : (( شعر سخني است مُخيّل كه شوري در دل برانگيزد و حالتي از غم يا شادي را در انسان ايجاد كند )) . به تعبيري ديگر ، شعر عبارت از بيان و تجسّم صورتهاي خيالي عاطفي است كه برانگيزانندة احساسات و هيجانات دروني افراد باشد .

انواع شعر فارسي از لحاظ قالب يا صورت ( Forme )

منظور از قالب شعري ، شكل و هيأت ظاهري شعر است به اعتبار نوع وزن و تساوي افاعيل عروضي ( در شعر سنتي ) و نوعِ قوافي بيتها و مصراعها و پاره مصراعها ( در نوع مستزاد ) و تعداد ابيات يا كوتاه و بلند شدن مصراعهاست در بعضي از انواع شعر نو و آزاد ( در اوزانِ نيمايي ) همچنين واژگان و قالبهائي است كه شاعر انتخاب مي كند . اشعار فارسي از لحاظ قالب ، به منزلة ظروفي هستند كه از عناصر مزبور تركيب شده اند ، كه گاه گنجايش لفظي آنها زياد و اندازه هايشان بزرگ است ، نظير مثنويها و قصايد و گاه حجم لفظي شان كوچك است و مختصر ، نظير قطعات ، رباعيات و دوبيتها .

مشهورترين قالبهايي كه از قديمترين ازمنة شعر فارسي تا عصر حاضر مورد استفاده سخن سرايان ايراني قرار گرفته است ، عبارتند از : 1 . مثنوي 2 . قصيده 3 . غزل 4 . قطعه 5 . مسمط 6 . مستزاد 7 . ترجيع بند 8 . تركيب بند . 9 . رباعي . 10 . دوبيتي 11 .و بالاخره قالبهاي آزاد در شعر امروز فارسي .

در آستانة شعر نو

  جنگ جهانگير اوّل ( 1914-1918 م) با همة مصايبي كه داشت . زمينة جنبش و تحول عظيمي در جهانبيني قديمي كشور ايران فراهم آورد . حوادث شگرف اجتماعي و سياسي سالهاي بعد بحراني در جهان ادب فارسي ايجاد كرد كه پايان آن ناپيدا بود .

ادبيات كلاسيك ايران – بخصوص ادبيات منظوم – با قواعد و قوانين مزاحم و سختگير خود ، كه در طول تاريخ ادبي ممتد ايران تغييري عمده در آن راه نيافته بود . ديگر آن قدرت و صلاحيت لازم را نداشت كه حيات اجتماعي معاصر را با همة پيچيدگيها و تضادهاي آن بيان كند و نويسندگان و شاعراني كه            مي خواستند مسائل حاد و مبرم روز را در آثار خويش منعكس كنند از هر جهت خود را اسير مقررات فنون و صنايع ادبي مي يافتند .

يكي از مهمترين ويژگيهاي ادبيات معاصر ايران پيدايش شيوه اي نو در شعر و تغيير بنيادين اركان آن است. در آخرين دهة قرن سيزدهم هجري شمسي گروهي از صاحبنظران و شاعران عليه قواعد و اصول سنتي شعر فارسي قيام كردند و گامهايي در جهت تغيير و تحول بنيادين آن برداشتند . آنها با انتشار آراء و عقايد خود در دو نشرية (( آزاديستان )) و (( تجدد )) نخستين حركت را در جهت تغيير و تحول شعر فارسي ايجاد كردند. سپس نيما با انتشار (( افسانه )) و اشعار ديگر ، متفاوت با شعر سنتي و اصول و قواعد آن ، شعر نو را بنيان نهاد و به ادبيات معاصر ايران امتياز و ويژگي مهمي بخشيد .

اين ويژگي با تازگي و طراوت و لطف خاص خود در برابر اصول و قواعد سنتي ، كه يك هزار سال بر شعر فارسي سايه افكنده بود ، قد علم كرد . اما با ظهور شيوة نو شيوة سنتي به دست فراموشي سپرده نشد و ارزش و اعتبار آن كاهش نيافت ؛ زيرا اين بناي عظيم ، كه ذوق و قريحة نوابغي چون فردوسي ، سعدي ، حافظ ، خيام ، نظامي و مولوي بدان صلابت و استحكام بخشيده است در برابر هيچ پديده اي آسيب پذير نيست .

شعر فارسي امروز به دو گروه تقسيم مي شود ، كه عبات است از شعر سنتي و شعر نو . به همين مناسبت شاعران معاصر را نيز بايد در دوگروه كهن سرايان و نوسراين معرفي كرد .

برخي از كهن سرايان معاصر ، شعر نو و شاعران نوگو را نفي نكرده حتي خود نيز درشيوة نو طبع آزمايي نموده اند مانند لاهوتي ، شهريار ، سيمين بهبهاني و چند تن ديگر . اما برخي ديگر از اين گروه ، در اصل با شعر نو مخالف بوده ، آثاري از اين دست را به هيچ عنوان شعر نمي دانند و حتي از توهين و ناسزا به نو سرايان خودداري نكرده آنها را مصروع ، ياوه سرا و هذيان گو معرفي كرده اند . مهدي حميدي و مظاهر مصفا از مخالفان سر سخت شعر نو در گروه سنتي سرايان هستند .

بعضي نوسرايان نيز نه تنها با سرودن شعر به سبك متقدمين در دوران معاصر مخالفتي ندارند بلكه خود نيز اشعارزيبايي بدان شيوه سروده و توانمندي ، مهارت و علاقة خود را به اين شيوه نشان داده اند . فروغ فرخزاد ، اخوان ثالث ، يدالله رويائي ، و تعداد ديگري از اين نو سرايان در اين گروه جاي دارند .

تفاوتهاي شعر نو با كهن  

نزديك به يك قرن است كه از شعر نو گفتگو مي شود ولي هنوز تعريف جامع و كاملي از آن نشده و معيارها و ضوابط آن مشخص نگرديده است .

ضوابط شعر كهن را وزن و قافيه مشخص مي سازند ، به طوري كه براي تشخيص شعر از (( غير شعر )) يا حداقل نظم از (( غير نظم )) نيازي به آگاهي از رموز و فنون شعر و ادب نيست . هر آدم عامي شعر كهن را مي شناسد و سخن فاقد وزن و قافيه را به عنوان شعر نمي پذيرد . اما شعر نو چنين نيست و ظاهراً ضوابط و معيارهاي معيني آن را مشخص نمي سازد . گاه قطعه اي به عنوان شعر نو معرفي مي شود كه با نثر كمترين تفاوتي ندارد . گوينده ، آن را شعر مي نامد و مدعي ، هيچ شباهتي بين آن و شعر پيدا نمي كند !

بديهي است شعر نو ضوابط و معيارهاي خاص خود را دارد ، كه در جاي خود به آن خواهيم پرداخت ، ولي به جرئت مي توان گفت كه ، نه تنها مخاطبان شعر ، بلكه بسياري از نوسرايان نيز با ضوابط و معيارهاي شعر نو بيگانه اند .

 

قافيه در شعر كهن و شعر نو

گفتيم كه بناي شعر كهن بر دو اصل قافيه و وزن استوار است و وجود اين دو اصل همراه با برخي ملاحظات سخن منظوم را از منثور جدا مي كند .

قافيه در لغت به معني از پي رونده و پساوند است و در اصطلاح به آخرين كلمة شعر گفته مي شود . در تعريف دقيقتر بايد گفت قافيه عبارت است از تكرار يك يا چند حرف در آخرين كلمه دو مصراع يا مصراعهاي آخر يك قطعه شعر . نويسندگان دايره المعارف فارسي در تعريف قافيه گفته اند :

(( يك مصوت يا رشته اي از چند صامت و مصوت ، كه در آخرين كلمة ابيات يك قطعه شعر يا در آخرين كلمة مصراعهاي يك بيت تكرار شود ، ولي اين تكرار تكرار يك كلمه با معني واحد نباشد ، والاّ اين كلمة مكرر را رديف مي خوانند و كلمة ماقبل آن مأخذ قافيه است ، مثلاً در بيت :

               عكس روي تو چو در آينه ي جام افتاد           صوفي از خنده ي مي در طمع خام افتاد

كلمة افتاد ، كه در دو مصراع به عينه و با يك معني تكرار شده است ، رديف خوانده مي شود و (( ام )) در جام و خام قافيه است . در ميان ادباي قديم بر سر اينكه قافيه آيا بر تمام كلمه اطلاق مي شود يا بر حروف مشترك ، يا بر آخرين حرف كلمه ، اختلاف است . )) 

قافيه در اشعار اروپايي نيز وجود دارد ، اما چون كاربرد آن در اشعار اروپايي با اشعار سنتي فارسي و عربي تفاوت دارد تعريف آن نيز تا حدودي متفاوت است . اگر بخواهيم خلاصه اي از تعاريف گوناگون غربيها در مورد قافيه بدهيم بايد بگوييم قافيه تكرار صداهاي مشابه يا بازگشت صداهاي مشابه است يا به صورت ديگر قافيه صداهاي مشابه دو هجاي آخر در پايان شعر است .

در حال حاضر در اشعار زبانهاي مختلف اروپايي از قافيه استفاده مي شود ، اما هيچگاه به آن درجه از اهميتي كه در شعر عرب يا سنتي فارسي دارد نرسيده است . در اغلب اشعار اروپايي شاعر پس از استفاده دو يا سه قافيه در يك قطعه آن را عوض مي كند ، اما در اشعار فارسي و عربي وحدت قافيه حتي در قصايد بلند حفظ مي شود . در اشعار سنتي اروپا بيشتر به وحدت هجاها و سيلابها اهميت داده مي شد ولي با ظهور سمبوليسم در فرانسه نظم الكساندرن ( مصراع دوازده هجايي ) در هم ريخته شد و قافيه نيز تغيير يافته ساده تر گرديد ، يعني چند قافية ناقص به جاي قافيه هاي كامل مورد قبول قرار گرفت و قواعد و مقررات دست و پاگير مربوط به قافيه از ميان برداشته شد .

ايراد و انتقاد به قافيه ، از زمانهاي دور تا زمان حال وجود داشته و به عنوان عيوب شعر مطرح شده است . نكات مورد انتقاد ، كه توسط منتقدان ، چه اروپايي و چه عرب و ايراني ، اقامه مي شده هميشه يكسان بوده است . اهم اين نكات را مي توان بدين قرار خلاصه كرد :

1 . پايبندي به قافيه و رعايت آن به عواطف و احساس شاعر خدشه وارد ساخته ، آزادي فكر و انديشه را از او سلب مي كند .

2 . رعايت قافيه و پايبندي به آن وحدت موضوع را از بين برده موجب مي شود كه معاني پراكنده اي در يك قطعه شعر وارد شود . همچنين شاعر به سبب توجه به وحدت وزن و قافيه از وحدت معني غافل  مي گردد .

3 . قافيه سازي موجب مي شود كه گاه شاعر سخني را در شعر بياورد كه خود بدان اعتقاد نداشته باشد .

4 . قافيه سازي ، شاعران دوره هاي گذشته را به آوردن كلمات مهجور عربي در شعر فارسي تشويق كرده و از اين را بسياري از لغات عربي وارد زبان فارسي شده است .

5 . رعايت قافيه و پايبندي به آن موجب مي شود كه كلمات زائد در شعر گنجانده شود و شاعر ناچار زيبايي شعر را به عيب حشو زايل سازد !

قافيه تنها از سوي منتقدان و مخالفان آن مورد ايراد و انتقاد واقع نشده بلكه موافقان قافيه و برخي از قافيه سازان نيز گاه آن را مخل به حساب آورده اند چنانكه مولوي گفته است :

                    لفظ و قول و حرف را بر هم زنم                   تا كه بي اين هر سه با تو دم زنم

و در جاي ديگر :

                                قافيه انديشم و دلدار من                         گويدم منديش جز ديدار من

در اينكه قافيه ( در شعر سنتي ) شاعر را مقيد مي سازد و مشكلاتي در كار شاعر به وجود مي آورد ترديدي نيست ، اما در برابر امتيازات بسياري كه قافيه به شعر مي دهد .

(( روشن است كه قافيه و بحر سدّ راه و مشكل عظيمي براي بيان هنرمند است و اگر هنرمند انديشه و احساس خود را مي توانست در قالب نثر بيان كند  بهتر اداي معني مي كرد ؛ ولي رمز آفرينش شعر و وجه امتياز آن در همين نكته است كه شاعر توائا و هنرمند ( به معني واقعي ) آن است كه با وجود همين حدود و قيود بيان خود را به بهترين و زيباترين صورت ادا كند ، به طوري كه غالباً شعر هنرمندي چون حافظ را اگر بخواهند به نثر برگردانند زيباتر و رساتر از شعر وي نخواهد شد ... ))    

در مورد ارزش و اهميت قافيه در شعر محققان و پژوهشگران قديم و معاصر مطلب زيادي نوشته اند . دكتر عيدالحسين زرين كوب در (( شعر بي دروغ ، شعر بي نقاب )) مي گويد :

(( در قافيه چند خاصيت هست : اول آنكه با تكرار و تراجع اصوات آخر كلمه حالتي به كلام مي بخشد كه در حقيقت موسيقي وزنش را تكميل مي كند و بدين گونه قدرت و تاثير صنعت عجاب انگيز شاعر را     مي افزايد ... خاصيت ديگر قافيه آن است كه نظم و ترتيبي به شعر مي دهد واجزاء آن را متناسب مي كند . ضبط و ربط آنها را آسان مي نمايد ، وزن و آهنگ را هم تقويت مي كند و گويي به قول بعضي فايدة آن سر و سامان دادن است به شعر ... ارتباط قافيه با معني هم قابل توجه است و مهم . شوتسه ، محقق آلماني در رساله اي كه به زبان آلماني نوشته شده است سبب زيبايي قافيه را اصل تعدد در وحدت نتيجه مي گيرد ، يعني كه بي اين تعدد وحدت شعر چيزي نيست جز يكجور يكنواختي تحمل ناپذير . بعلاوه به اهميت آن در مساعدت به حافظه نيز توجه كرده اند .... ))   

مؤلف (( موسيقي شعر )) تحقيق جامع و كاملي در زمينة نقش قافيه انجام داده به نحوي عالمانه اهميت و مقام قافيه را در شعر روشن ساخته است . به طوري كه كار هر پوينده اي را در اين زمينه آسان كرده است . او با توجه به نظريات ناقدان غرب و تأملات برخي معاصران از راز پيوستگي قافيه با شعر و مقام آن در زيبايي شعر سخن گفته ، نقش مهم قافيه را در پانزده مورد مشخص ساخته است . آنچه در پي مي آيد اشارة مختصري است به موارد پانزده گانه كه تمامي آن مربوط به پژوهشگر مزبور است و از كتاب موسيقي شعر تلخيص شده است .

1 . تاثير موسيقيايي : قافيه در حقيقت به منزلة دستگاه مولد صوت است زيرا اگر دو غزل با دو قصيده را در يك وزن و يك موضوع اما با دو قافيه مختلف سروده شده است با يكديگر بخوانيم تأثير اين شعر ها با هم متفاوت خواهد بود و اين اختلاف تأثير ، از اختلاف قافيه هاست كه از نظر موسيقيايي هر كدام آهنگ مخصوص به خود دارد .

نكته ديگر در باب جنبة موسيقيايي قافيه اين است كه در گفتگو معمولي و نثر به آهنگ كلمات توجه نداريم ؛ ذهن فقط متوجه معاني است اما در شعر ، با اينكه هرگز از معاني غافل نيستيم ، از آهنگ كلمات نيز لذت مي بريم و اين لذت بيشتر در اثر برگشت قافيه هاست و در حقيقت گوش بوسيلة قافيه ها تحريك مي شود و احساس لذت و خشنودي مي كند .

2 . تشخّصي كه قافيه ها به كلمات خاص هر شعر مي بخشد : در شعر شاعران هنرمند ، آنها كه به تأثير هنري قافيه توجه داشته اند ، اگر دقت كنيم خواهيم ديد كه اينان به قافيه به عنوان يك كلمة ساده كه براي پايان بندي مصرعها و ابيات به خدمت گمارده مي شود نگاه نمي كرده اند ، بلكه همواره مي كوشيده اند كه قافيه را از كلماتي انتخاب كنند كه در شعر تشخّص و امتياز دارند و يك كلمة ساده نيستند... ناگفته پيداست كه اگر شاعر بخواهد در شعر روي كلمة خاصي تكيه كند ، اگر آن كلمة را در قافيه قرار دهد اين تشخّص و برجستگي در حد اعلاي خود خواهد بود ... گاهي اين تشخّص و امتياز را در قافيه براي آن ايجاد مي كنند كه قافيه علاوه بر معني خود ، از نظر صوتي نيز به اداي مفهوم كمك مي كند .

3 .   لذتي كه قافيه از برآورده شدن يك انتظار به وجود مي آورد : قافيه هاي پيش در حقيقت نوعي انتظار در خاطر آدمي به وجود مي آورد و قافيه هاي پس از آن اين انتظار را بر مي آورند . لذتي كه از آمدن قافيه در شعر مي بريم تا حدودي به همين مسئله پيوستگي دارد ، يعني در حقيقت لذت برآورده شدن يك انتظار است ...

4 . زيبايي معنوي يا تنوع در عين وحدت : يكي از لذتهاي ديگر كه قافيه به ما مي بخشد ، نوعي زيبايي معنوي است كه از يك خصوصيت رواني ديگر سرچشمه گرفته و آن عبارت از اين است كه وقتي كلمات مشابه را در پايان ابيات مي خوانيم يا مي شنويم احساس مي كنيم كه اين كلمات در عين وحدت با يكديگر متفاوت اند و در عين تفاوت وحدت دارند .

5 . تنظيم فكر و احساس : يكي از مهمترين هنرهاي قافيه در يك شعر ، تأثيري است كه در حفظ وحدت احساس و حالت هنرمند دارد . هنگامي كه قافيه مي آيد خواننده يا شنونده به ياد قرينه مي افتد و از آن قرينه مطالبي را كه با آن پيوستگي دارند ، تداعي مي كند و اين تداعي باعث مي شود كه وحدت ذهني و حالت كلي تأملات شاعر به خواننده منتقل شود در اين باره قافيه به شخص شاعر اين كمك را كرده است كه احساسات و عواطف او را به صورت منظم و مرتبي در آورده است ... در حقيقت قافيه عواطف را از پريشاني و بي نظمي باز مي دارد و بدان وحدت شكل مي بخشد .

6 . استحكام شعر : جايگزين شدن و استواري يك كلمه در قافيه چندان به استواري شعر كمك مي كند كه اگر بخواهيم تمام كلمات ديگر شعر را پخته و منسجم و استوار جاي دهيم و يكي را از اين نظر ناديده بگيريم استواري ساختمان شعر از بين مي رود ... قافيه به قول ماياكوفسكي (( چفت و بست شعر )) است و اين سخن او بسيار سخن دقيق و قابل ملاحظه اي است . قافيه طرح و پيكرة صوري و صوتي شعر را به وجود مي آورد و اگر نا استوار باشد مايه ضعف سخن مي شود .

7 . كمك به حافظه و سرعت انتقال : اسپنسر در بارة وزن مي گويد : وزن وسيله اي براي صرفه جويي در توجه ذهن به شمار مي رود و لذتي كه از آن حاصل مي شود نتيجة آن است كه چون كلمات بر طبق ضرب و وزني معهود و آشنا با هم تلفيق شود ذهن آنها را آسانتر ادراك مي كند ... اين سخن اسپنسر را در بارة قافيه بهتر مي توان مطرح كرد ، زيرا ذهن آدمي با شنيدن يك شعر ، بعد كه بخواهد آن را از حفظ بخواند در بسيار موارد از قافيه كمك مي گيرد ، يعني از ياد آوري كلمات هم آهنگ و هم شكل به ياد  جملاتي مي افتد كه اين كلمات در پي آنها بوده اند و ما خود در زندگي خويشتن از اين خاصيت قافيه بهره ها برده ايم و مي توانيم به عنوان يك راه ساده براي حفظ شعر ها از وجود قافيه هاي شعر استفاده كنيم.

8 . ايجاد وحدت شكل : يكي از خصوصيات برجستة قافيه تأثيري است كه در پيوستن مصراعها و دسته بندي آنها به صورت بند ها دارد ، زيرا صداي نخستين هنوز در گوش ما طنين دارد كه صداي دومي – كه مشابه آن است – مي رسد و اين دو يكديگر را مي گيرند . اين خصوصيت پيوند دهندگي تنها در مورد مصراعهانيست ، بلكه گاهي بند ها را نيز به يكديگر پيوند مي دهد و از اين رهگذر وحدت ساختماني شعر را حفظ مي كند .

9 . جدا كردن و تشخّص مصراعها : قافيه در عين اينكه باعث وحدت مصراعها و ايجاد شكل تركيبي شعر مي شود ، وظيفه مقابل اين كار را نيز به عهده دارد . يعني در عين ايجاد وحدت تمايز و دگرگوني و استقلالي نيز به مصراعها مي بخشد .

10 . تداعي معاني : يكي از بزرگترين خصوصيتهاي قافيه مسئلة تداعي معاني است زيرا در موارد بسيار شاعر خود را در اختيار كلمات مي گذارد تا او را به هر وادي كه بخواهند بكشند ... مي دانيم كه (( هر عنصر نفساني كه به قسمت روشن وجدان بازگردد ميل دارد كل حالت نفساني اي را كه خود جزء آن بوده در آنجا احيا كند )) يعني از آمدن هر صورت ذهني يك مشت صور و حالت ذهني ديگر كه همراه آن بوده است . به خاطر آدمي باز مي گردد و اين موضوع خاصيت طبيعي ذهن انسان است كه از هر كلمه مفهومي را و با هر مفهومي يك سلسله مفاهيم ديگر را كه بدان پيوستگي دارند تداعي مي كند از اين خاصيت ذهن كار شعر بيش از هر كار ديگر مي توان سود جست .

11 . توجه دادن به زيبايي ذاتي كلمات : يكي از تأثيرهايي كه قافيه در ذهن ايجاد مي كند مسئلة توجه دادن خواننده است به زيبايي ذات كلمات . بنابر عقيدة schutze وظيفه اي كه قافيه در ايجاد زيبايي دارد اين است كه توجه و فكر ما را به تصديق و مقايسة كلمات به صورت هر چه بيشتر جلب كند . هگل نيز با عقيده اي مشابه به همين نظر معتقد است كه قافيه جنبة فيزيكي الفاظ را از راه جلب توجه ما به كلمات نمايش مي دهد ، بي آنكه توجهي به معاني آنها داشته باشيم ...

12 . تناسب و قرينه سازي : بر روي هم هر نوع تناسب و قرينه سازي ميان اجزاء پراكنده وحدتي پديد   مي آورد كه ادارك مجموع اجزاء را سريعتر و آسانتر مي كند و همين نكته خود سبب احساس آسايش و لذت مي شود و بسياري از فلاسفه و محققان زيبايي شناسي مانند ديدرو معتقدند كه (( تناسب اساس ادراك زيبايي است )) ... ابوريحان بيروني هم از قدما ، معتقد است كه (( نفس آدمي به هر چيز كه در آن تناسبي وجود داشته باشد ميل مي كند و از آنچه بي نظام است روي گردان است و مشمئز . )) 

13 . ايجاد قالب مشخص و حفظ وحدت : كلمات يك شعر همين كلمات سادة زبان هستند كه در اثر نوع گزينش و پسند شاعر و حالت تركيبي آنها با يكديگر آنقدر برجستگي و تشخّص پيدا مي كنند كه خواننده تصور مي كند . در جايي كه بايد زبان نرم شود قافيه نيز بيش از ديگر كلمات – چنين شكلي به خود       مي گيرد و در جايي كه بايد درشت باشد به گونه اي ديگر چهره مي نمايد و در هر مجالي كه شاعر سخن    مي گويد قافيه براي او قالب خاص سخن مي آفريند و در هر قسمت وحدت و آهنگ گفتاري او را حفظ    مي كند ....   

14 . توسعة تصويرها و معاني : مارمونتل مي گويد : لذتي كه كه از قافيه حاصل مي شود نتيجه روشني و زيبايي است كه قافيه در كار بيان شعر مي بخشد و اين سخن درستي است زيراكه مي توان قافيه را به نوعي ترانسفورماتور الكتريكي تشبيه كرد . اگر كلمات و مصراعها را به صورت رشتة سيمي تصور كنيم كه احساسات و عواطف و انديشه هاي شاعر را از خود گذرداده به خواننده منتقل مي كنند قافيه را بايد به منزلة يك ترانسفورماتور به حساب آوريم كه در هر فاصله اي مجموعه اي از احساسات شاعر را به خواننده    مي رساند و در هر قسمت آنچه را كه از بخش اول باز گرفته تقويت مي كند و با قسمت اخير مي آميزد ...

15 . القاء مفهوم از راه آهنگ كلمات : اين خصوصيات قافيه همة شعرها نيست . اما قابل توسعه و گسترش است در بسياري از شعرها قافيه علاوه بر اداي وظيفه هايي كه گفتيم از نظر صوتي ترسيم مفهوم شعر است . اگر موضوع شعر حالت ندبه و فرياد كشيدن باشد قافيه نيز اين حالت را از نظر صوتي نمايش مي دهد و اين چيزي است وراي جنبة موسيقيايي قافيه و يا گوشة مشخصي است از همان كه جاي دقت و گسترش بسيار دارد .

اين بود خلاصه اي از آنچه (( موسيقي شعر )) در زمينة نقش و مقام قافيه در شعر نگاشته است .

قافيه در شعر نو وجود دارد ، اما از نظم و ترتيب و اصول دقيق شعر سنتي برخوردار نيست و شاعر التزامي به آوردن آن در پايان مصراعها يا ابيات ندارد بلكه در هر كجا كه مناسب بداند آن را مورد استفاده قرار مي دهد . براي تشريح چگونگي قافيه در شعر نو بهتر است از زبان نيما صحبت كنيم . بنيانگذار شعر نو در موقعيتهاي مختلف از قافيه و كاربرد آن در شعر نو وهمچنين ارزش و اهميت قافيه سخن گفته است . او   مي گويد :

(( قافيه در نظر من زيبايي و طرح بندي است كه به مطلب داده مي شود و موزيك طبيعي كلام را درست  مي كند ... قافيه مقيد به جمله خود است ؛ همين كه مطلب عوض شد و جملة ديگر روي كار آمد قافيه به آن نمي خورد .)) 

(( قافيه مال مطلب است ، زنگ مطلب است . مطلب كه جدا شد قافيه جداست . در هر دو مطلب اگر دو قافيه شد ، يقين مي دانم مثل من زشت خواهي دانست . قدما اين را قافيه مي دانستند ولي قبول اين مطلب بيذوقي است . براي ما ، كه به طبيعت كلام دست به هم مي دهيم ، هر جا كه مطلبي است در پايان آن قافيه است . دو كلمه از حيث وزن و حروف متفاوت گاهي اثر قافيه را به هم مي دهند . فراموش نكنيد وقتي كه مطلب تكه تكه و در جملات كوتاه كوتاه است اشعار شما حتماً بايد قافيه نداشته باشد . همين نداشتن عين داشتن است و در گوش من لذت بيشتري مي دهد . ))  

(( شعر بي قافيه آدم بي استخوان است ... قافيه بندي ، آن طور كه من مي دانم و زنگ مطلب آن را اسم   مي گذارم ، بسيار بسيار مشكل است و بسيار بسيار لطيف و ذوق مي خواهد . قافيه غلام شاعر است نه شاعر غلام قافيه و من قافيه را بردة خويش ساخته ام . )) 

(( قافيه بايد زنگ آخر مطلب باشد . مطلب كه جداشد قافيه جداست ... لازم نيست قافيه در حرف روي متفق باشد ، دو كلمه از حيث وزن و حروف متفاوت گاهي اثر قافيه را به هم مي دهند . )) 

(( قافيه يك موزيك جداگانه از وزن براي مطلب است . شعر بي قافيه خانة بي سقف و در است . ))  

(( اگرقافيه نباشد چه خواهد بود ؟ حباب تو خالي ! شعر بي قافيه مثل آدم بي استخوان و وزن بي ضرب است. به حسب ذوق و پس از كار زياد خودتان مي توانيد پيدا كنيد كجا خواننده منتظر قافيه است . هر كه اين انتظار را شناخت قافيه را شناخته است . ))

چنانكه ديديم بنيانگذار شعر نو مي گويد : (( شعر بي قافيه آدم بي استخوان است )) و در جاي ديگر : (( شعر بي قافيه خانة بي سقف و در است . )) سخن نيما را اگر به بيان ديگر بازگو كنيم بايد بگوئيم : (( شعر بي قافيه شعر نيست زيرا آدم بي استخوان آدم نيست و خانة بي سقف و در خانه نيست . )) 

استناد به سخن نيما در مورد قافيه و نيز توجه او به وزن در بسياري از شعرها به معني طرفداري از استمرار اسلوبهاي كهن و رعايت وزن و قافيه به شيوة سنتي نيست . هرگز نمي توان انكار كرد كه نوآوري و ايجاد تغيير و تحول در شعر فارسي نياز زمانه بود و ظهور شعر نو و شاعران نو گو به شعر فارسي طراوت و تازگي بخشيد . تداوم شعر به يك شيوه و يك شكل و تكرار مضامين گذشته در طول مدتي بيش از هزار سال خسته كننده و ملال آور بود .

اگر نياز زمانه نبود چگونه شعر نو در برابر شعر پر اقتدار كهن ياراي خودنمايي داشت ؟

در ضرورت نوآوري و لزوم تغيير و تحول در شعر فارسي به اندازة كافي سخن گفته شده و ظهور صدها شاعر نوگو و ارائه اشعاري زيبا به شيوة نو جايي براي انكار اين شعر باقي نگذاشته است . اما در چگونگي شعر نو و معيارها و ضوابطي كه آن را مشخص مي سازد سخن بسيار است .

همزمان با نيما و بعد از او گروه بيشماري به عنوان شاعر نوگو در عرصة شعر ظاهر شدند و به زعم خود اشعارشان را در روزنامه ها و مجلات و دفترها و ديوانهاي گوناگون منتشر ساختند . برخي بدون استحقاق ، تنها به لطف همفكران و دوستان روزنامه نگار به نام و شهرتي دست يافتند . در ساخته هاي آنها اثري از تازگي ، زيبايي لفظ و زيبايي معني نمي توان يافت اما ملاحظات عقيدتي و همفكري و دوستي ، آنان را به شهرت كاذب رسانيد .

نيما خود از اين مدعيان نوگويي و ساخته هايشان در رنج و غذاب بود و مي گفت :

((نمونه ها ي تازه ترين شعرهاي ما نشانة نموداري از شك و ترديد و ندانم كاري و كارهاي بي نظم و از پيش خود است . چون اساس كار از روي هوسناكي است و كمتر از روي واقعيت و لزوم و حالي شعر گفته مي شود كمتر از روي واقعيت و لزوم و حالي هم گوينده پي جوي مصالح و وسايل كار خود است ؛ در صورتي كه ما آغاز مي كنيم و در آغاز به كار نقصان بيشتر است و به دانستن راه و تجربة ديگران

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        جمعه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - vahidaghaahmadi

 

نيازمندتريم . متأسفانه شعرهايي كه با اين ترتيب خلق الساعه و پي در پي سروده مي شوند آزاد از همه گونه قيد هستند . اين خيال در دماغهاي مغرور ما نمي گذرد كه بي نظمي هم بايد از روي نظم انجام بگيرد . ))

سپس به چنين آثار بزك كرده اشاره كرده مي گويد :

(( چه بسا قطعات به طرز قديم هست كه از روي حال و واقعيتي بوده ، بنابر اين در ما اثر مي بخشد . خيلي بهتر از آن چيزهايي كه بزك تازه به خود گرفته ولي جان ندارد و بزك معلوم است كه دستكار آدم ناشي است . ))

و در جاي ديگر مي گويد :

(( قطعاتي كه جوانان در اين سالها به سبك من ساخته اند از حيث وزن هرج و مرج عروضي را ايجاد كرده است . مصراعها در آنها استقلال ندارند ؛ هيچ قاعده اي ضمانت استقلال آنهارا نمي كند . اكثر اينها به اصطلاح بحر طويل ساز هستند ... ))

بنيانگذار شعر نو در نوشته ها و سخنرانيها و مصاحبه هاي مختلف خود از نوگوياني كه به عنوان پيروي از او راه انحرافي در پيش گرفته و ساخته هاي بي محتوا را شعر نو خوانده اند به سختي انتقاد مي كند . (( نيما از آنچه خود كرده خورسند است و نه از آنچه ديگران به پيروي از راه و روش او كرده و مي كنند . بارها از زبان او مي شنويم كه هنوز مشق و تمرين مي كند و تمام اشعارش بر طبق ميل او وزن نگرفته و خود از آن اشعار از نظر وزن عيب مي گيرد و اين آزمايش و عيبجويي از كارهاي خود تا پايان عمر شاعر ادامه دارد. ))  

اين تنها نيما نيست كه به اشعارش عيب مي گيرد و حتي در آخرين سالهاي عمر مي گويد كه (( بسياري از اشعارش بر طبق ميل او وزن نگرفته )) و (( هنوز مشق و تمرين مي كند )) برخي از معروفترين نوسرايان معاصر ، نظير فروغ فرخزاد ، نيز بارها به ضعف تعدادي از اشعار خود اشاره كرده اند فروغ در يك مصاحبه مي گويد : (( يك زماني بود كه وقتي شعر مي گفتم خودم شعرهاي خودم را مسخره مي كردم ؛ اما حالا اگر شعرم را مسخره بكنند عصباني مي شوم براي اينكه شعرم را خيلي دوست دارم . )) و در جايي ديگر اعتراف مي كند : (( من مي خواهم بگويم كه حتي بعد از خواندن نيما هم من اشعار بد خيلي        گفته ام... نمي دانم اينها شعر بودند يا نه )) و از اين شديد تر : (( طبيعي است كه تعداد زيادي از شعرهاي من مزخرف هستند . ))

نمونة چنين شعرهايي كه فروغ آنها را مزخرف مي داند ، حتي در آخرين مجموعه هاي اشعار او وجود دارد ، اشعاري كه از زيبايي لفظ و معنا درآنها اثري نمي توان يافت ، مانند بخشي از قطعة (( كسي كه هيچكس نيست  . ))  

كسي مي آيد

كسي ديگر

كسي بهتر

كسي كه مثل هيچكس نيست ، مثل پدر نيست ، مثل انسي نيست

مثل يحيي نيست ، مثل مادر نيست

و مثل آن كسي است كه بايد باشد

و قدش از درختهاي خانة معمار بلندتر است

و از برادر سيد جواد هم

كه رفته است

و رخت اسباني پوشيده است نمي ترسد

از خود سيد جواد كه تمام اطاقهاي منزل ما

مال اوست نمي ترسد

و اسمش آنچنانكه مادر

در اول نماز و در آخر نماز صدايش مي كند

يا قاضي القضات است

يا حاجت الحاجات است

و مي تواند

تمام حرفهاي سختِ كتاب كلاس سوم را

با چشمهاي بسته بخواند

و مي تواند حتي هزار را

بي آنكه كم بياورد از روي بسيت ميليون بردارد

.....

چقدر مزه پپسي خوب است

چقدر سينماي فردين خوب است

و من چقدر از همه چيزهاي خوب خوشم مي آيد

ومن چقدر دلم مي خواهد

كه كيس دختر سيد جواد را بكشم ...

شعرهايي كه گوينده خود در شعر بودن آنها شك مي كند در دفتر اشعار فروغ و نيز اشعار نوسراياني به شهرت فروغ بسيار مي توان يافت . فروغ در برخورد با پريشانگوئيهاي برخي از مدعيان نوسرايي و اشعار آنها و نيز مشكلات شعر نو در (( نگرشي به شعر امروز )) مي گويد :

(( من بر خلاف عده اي از شعرا كه با خوش بيني ساده لوحانه اي به جريان شعر امروز مي نگرند . معتقدم كه اين شعر جز يكي دو مورد ... شعري تهي و بي مايه است ... با اين حقيقت روبرو خواهيم شد كه تعداد شعرا و اشعاري كه مي توان بر روي آن ها تكيه كرد از تعداد انگشتان دست تجاوز نمي كند . ))

هيچ ترديدي نمي توان داشت كه از ميان صدها نفري كه به عنوان شاعر نوگو معرفي مي شوند تعداد اندكي شايستة داشتن چنين عنواني هستند و از ميان اشعار آنان نيز تعداد معدودي را مي توان به عنوان شعر نو ، به مفهوم واقعي كلمه معرفي كرد . اگر به بسياري پريشانگوييهاو ساخته هاي بيمقدار عنوان شعر داده شده است يا شاعران متوسط الحال نابغه هاي شعر و ادب معرفي شده اند باكي نبايد داشت . گذشت زمان و نقد كارشناسانة ساخته ها سره از ناسره جدا خواهد كرد و آنچه در آينده باقي خواهد ماند جز اشعاري زيبا و نو نخواهد بود .

به گفتة پژوهشگر معاصر يحيي آرين پور : (( در بارة نيما و راه نو كه در ادبيات منظوم ايران باز كرده هنوز زود است با صراخت و قاطعيت اظهار نظر شود . آنچه بيشتر اهميت دارد و مقام شايسته اي در ادبيات معاصر ايران به او مي دهد عصيان و سنت شكني اوست . شكستن طلسم قواعد و دگرگون ساختن شكل و محتواي شعر از هر كسي ساخته نبود . اين كار دل و جرئت مي خواست ... نيما از بزرگي كار و دوري راهي كه در پيش گرفته بود نهراسيد و به اعتراضها و مخالفتها و حتي تمسخرها نينديشيد و در رفتار و گفتار هميشه به خود و به عقيدة خود صادق و وفادار ماند . شعر نو يا شعر آزاد اگر چه جاي خود را در ادبيات ايران بازكرده اما هنوز حقانيت خود را اثبات نكرده و نمونه هايي نظير شاهكارهاي استادان قديم به گنجينة ادبيات ايران نسپرده است . ارزش كار نيما و ياران او را آينده روشن خواهد كرد . آنها ، آن نا آمدگان به غيب اندر كه ما از اسم و رسم آنها خبري نداريم ، روزي به حساب هنر  رسيدگي خواهند كرد و با خواندن سبكها مرده ها را خواهند شناخت . آنكه خشتي برداشته و آنكه بنياني را تكان داده است . ))

اين درست است كه ارزش كار نيما و ياران او را آينده روشن خواهد كرد ولي ارزش گذاريها برروي كار نيما مدتهاي مديدي است كه آغاز شده است . صرفنظر از سنت گرايان متعصب ، كه براي كار نيما ارزشي قايل نبودند ، طرفداران سنت شكني و نوگرايي و حتي پيروان صميمي نيما نيز در حيات او روش كار وي را پس از (( افسانه )) مورد ترديد و حتي اعتراض قرار دادند . فريدون توللي ، كه از پيروان صميمي نيما بوده و در شمار نخستين پيشاهنگان تحول شعر فارسي در قرن اخير قرار دارد ، اشعار نيمارا مورد انتقاد قرار داده به او و يارانش سخت مي تازد و آنان را ياوه سرا مي خواند . او در مقدمة ((نافه )) مي نويسد :

(( من به جذبة افسانة نيما دل بر قبول شعر نو نهاده بودم ، اما راستش را بخواهيد نيما خود ديرگاهي بود تا قالب افسانه را از دست فرو گذاشته و در عوض با سرودن اشعاري كه مصارع كوتاه و بلند آن لبريز از مبهمات بود چنين مي پنداشت كه با عرضه كردن اين كلاف گره پيچ رسالت خود را در باب تحول شعر به پايان برده است . ))  

ترديدي نبايد داشت كه با سروده هاي شاعراني چون خانلري ، توللي ، نادر پور ، اخوان ثالث ، مشيري ، فرخزاد و اسلامي ندوشن شعر نو مورد توجه و قبول علاقه مندان شعر و ادب قرار گرفت و الاّ تنها اشعار لبريز از مبهمات نيما ، كه با وزن و قافيه و موسيقي شعر فاصله گرفته بود ، نمي توانست علاقه و توجه دوستداران شعر را جلب نمايد . اين واقعيت را برخي از پژوهشگران با احتياط بيشتري بيان كرده اند :

(( اگر شعرهايي از نوع كارون و مريم و مهتاب توللي و چند شعري از خانلري و گلچين انتشار نمي يافت شايد نيما كمي ديرتر مورد توجه شاعرات جوان قرار مي گرفت . ))

بحث پيرامون عواملي كه شعر نو را از مسير صحيح و منطبق بر موازين علمي شعر دور ساخته ما را از موضوع اصلي ، كه تفاوتهاي شعر سنتي و شعر نوست بازداشت . گفتيم كه تفاوتهاي اساسي اين دو ، در نگاه اول وزن و قافيه است در شعر نو قافيه حذف نمي شود اما چگونگي آن در اين شعر با شعر سنتي تفاوت بسيار دارد و اين تفاوتها گاه موجب مي شود كه برخي متوجه وجود قافيه ها در شعر نونشوند ، زيرا تصوري كه از قافيه دارند همان تصور سنتي است ، يعني در پايان هر مصراع يا هر بيت منتظر قافيه هستند .

بار ديگر بايد تأكيد كرد كه قافيه در شعر نو از نظم و ترتيب و اصول دقيق شعر سنتي برخوردار نيست و شاعران ملزم به آوردن آن در پايان مصراعها يا ابيات نمي باشند ، بلكه در هر كجا كه مناسب بداند از آن استفاده مي كند .

پس يكي از وجوه اختلاف قافيه در شعر كهن و شعر نو جايگاه قافيه است و به جز جايگاه و موقعيت مكاني اختلافات ديگري بين قافيه در شعر كهن و شعر نو وجود دارد كه به آنها خواهيم پرداخت .

قافيه در شعر نو ، برخلاف شعر كهن جايگاه متفاوتي دارد : گاه در انتهاي مصرع ، گاه در ابتداء و گاه در ميانة آن آورده مي شود . متداولترين نوع قافيه در شعر نو ، همچون شعر سنتي ، قافية پاياني است . اين نوع قافيه پاياني در اشعار اغلب نوسرايان ديده مي شود :

برف مي بارد

برف مي بارد بر روي خار و خاراسنگ

كوه ها خاموش

دره ها دلتنگ

راهها در انتظار كارواني با صداي زنگ

                                                                      سياوش كسرائي (آرش كمانگير )

مي تراود مهتاب

مي درخشد شبتاب

.......

دستها مي سايم

تا دري بگشايم

بر عبث مي پايم

                                                                      نيما يوشيج (مهتاب )

گونة شب شسته بود از گرية مهتاب

بسترم بي موج چون مرداب

مي رميد از ديدگانم خواب

مي گشودم پلكهاي بسته از خشم

                                                                      نادر نادرپور(حسرت)

گاه شاعر نوسرا قافيه را در آغاز قرار مي دهد :

قطره به جو ، جو به رود ، رود به شط گفت

صخره ساحل كشيد شيون وزد داد

.....

همان رنگ و همان روي

همان برگ و همان بار

                                                                اخوان ثالث ( آخر شاهنامه )

 

قافية مياني نيز در شعر نو به فراواني ديده مي شود :

شش نفر مرد قوي هيكل

صد نفر مرد نحيف اندام

روز و شب بر سر آبي همه با هم در حرف

آن يكي مي بردش در جو

وين يكي مي خردش با ظرف

آن طرف شش سر پر باد و غرور

اين طرف صد دل پر آتش كين

نه توانايي جنگي هست

نه شكيبايي ننگي هست

                                                         مفتون اميني ( سكه ها و رشته ها )

 

 

برخي پژوهشگران انواع ديگري از قافيه در شعر نو را برشمرده اند از جمله : قافية آغاز – پايان ، قافية آغاز-ميان _ پايان ، قافية درون مصراعي و نيز بندهاي پر قافيه يا تمام قافيه . اين گونه قافيه ها در شعر كهن نيز ديده مي شود ، با اين تفاوت كه شعر كهن در هر حال مقيد به قافية پاياني است و آن را در پايان هر مصراع حفظ مي كند مانند شعر هاي زير كه در هر مصراع ، علاوه بر قافية پاياني دو قافية مياني نيز دارد ، يعني در حقيقت هر مصراع سه قافيه دارد :

 

                    لرزان زبلا چو برگ  داند يارم                      و آنگاه همي به برگ خواند كارم    

                 اشگي كه همه تگرگ بارد رانم                      عمري كه همي بر مرگ ماند دارم

نوسرايان شعر هاي پر قافيه را بدون رعايت ضوابط سنتي سروده اند ، مانند شعر زير كه در نهايت زيبايي سروده شده است :

نفس نفس مي زند

كسي به پا مي خاست

كسي تو را مي خواست

دوباره پس مي زد    

                                                            فروغ فرخزاد ( تولدي ديگر )

 

اختلاف شعر نو و كهن در زمينة قافيه تنها در جايگاه قافيه نيست ، بلكه مواردي ديگر نيز وجود دارد كه اين دو را از يكديگر متمايز مي سازد .

قبل از اينكه شعراي سمبوليست در فرانسه تغيير و تحولي بنيادين را در شعر سنتي آغاز كنند واژه هايي كه در تلفظ مشابه بودند و در طرز نگارش اختلاف داشتند يا در تأنيث و تذكير مختلف بودند با يكديگر قافيه نمي شدند . در شعر كهن فارسي نيز واژه هاي مشابه در تلفظ با دو املاي مختلف به عنوان قافيه استفاده نمي شد ، مگر تعمداً از سر شوخي و مزاح ؛ چنانكه يكي از شعرا طنز گوي معاصر در اين زمينه طبع آزمايي كرده و به شعر خود عنوان (( شعر بي غلط )) داده است :  

                به شاعري تا مراست به شاعران امتياز                 نيست به گفتار من هيچ شداد و غلاظ

            جمله قوافي صحيح به درّ و گوهر شبيه              كسي به شعرم صريح نمي كند اعتراض

                      مردم با اطلاع كرده الف تا به ياء                 شعر مرا استماع سبك مرا اتخاذ

              به شعر چاكر لغات يافته خوب ارتباط                مفتخرم زين جهات مشتهرم زين لحاظ

   به شعر هستم حريص چو اهل دين بر حديث                  مرا زشعر سليس هست هزاران بياض

                  زگفتة بي غرض كنند مخلوق حظ           كه همجو سوهان و گز هست در او التذاذ

       مرا ياريست چو خرس شهره به آز و حرص    رسيده بر او به ارث عشوه و اطوار و ناز           

 به رخ چو گلهاي باغ خوشگل و سيمين و چاق               نيست چو او تر دماغ گلي ميان رياض

       جلوه كند هموچو ماه رخش مساء و صباح            بر رخ او هيچگاه نيست حجاب و حفاظ

                                                                                                         

                                                                                                         ابوالقاسم حالت ( خروس لاري )

در اشعار نو موارد گوناگوني ديده مي شود كه شاعر ، بدون توجه به املاء واژه ها ، تنها از نظر شباهت تلفظ آنها را به كار گرفته و قافيه ساخته است .

 

يادم آمد تو به من گفتي از اين عشق حذر كن

لحظه اي چند بر اين آب نظر كن     

                                                               فريدون مشيري ( كوچه )  

يكي ديگر از وجوه اختلاف از نظر كار برد قافيه بين شعر سنتي و شعر نو ، تغيير قافيه ها هنگام تعويض مطلب در شعر نو است . در شعر نو گاه چند مصراع با يك قافيه مي آيد و هنگامي كه مطلب عوض        مي شود قافيه نيز تغيير مي كند . حال آنكه در انواع شعر سنتي ( قصيده ، غرل ، مثنوي ... ) قافيه تا پايان ، شعر را همراهي مي نمايد . در همين زمينه نيما مي گويد : (( قافيه مال مطلب است ؛ زنگ مطلب است ؛ مطلب كه جدا شد قافيه جداست . ))

موضوع قابل توجه ديگر از نظر قافيه در شعر نو ، گسترش قافيه در عرصه اي بسيار وسيع است كه با عرصة تنگ قافيه در شعر سنتي تفاوت دارد . در شعر نو بسيار ديده مي شود برخي كلمات بدون آنكه حروف مشترك داشته باشند وقتي در يك يا دو مصراع يك بند قرار مي گيرند همان تأثير قافيه را بر جاي مي گذارند . به عبارت ديگر اثر قافيه را به يكديگر مي دهند . نيما در همين مورد مي گويد :

(( براي ما كه به طبيعت كلام دست به هم مي دهيم هر جا كه مطلبي است در پايان آن قافيه است . دو كلمه از حيث وزن و حروف متفاوت گاهي اثر قافيه را به هم مي دهند . فراموش نكنيد وقتي كه مطلب تكه تكه و در جملات كوتاه كوتاه است اشعار حتماً بايد قافيه نداشته باشد . همين نداشتن عين داشتن است و در گوش من لذت بيشتري مي دهد . ))

در اين شعر از اخوان ثالث :

همان رنگ همان روي

همان برگ همان بار

صرفنظر از تكرار واژة (( همان )) در نقش (( رَوي ))  و اشتراك در واژه هاي رنگ و برگ در نقش قافيه مياني ، دو كلمه رنگ و روي از يك سو و برگ و بار از سوي ديگر در ذهن اثري چون واژ هاي همقافيه دارند و اين تأثير ، بيشتر مربوط به اشتراك رنگ وروي درصامت ((ر)) و برگ و بار در صامت ((ب)) است .

اختلاف ديگري كه بين شعر كهن و شعر نو از نظر قافيه ديده مي شود ، فاصلة بين دو قافيه است كه در شعر سنتي نظم خاص خود را دارد و در شعر نو تابع هيچ نظمي نيست . بدين ترتيب كه گاه فاصلة بين دو قافيه از يك يا دو مصراع تجاوز نمي كند و گاه به سه ، چهار يا پنج مصراع مي رسد مانند :

در پيشگاه چادر ما كوي مردگان

با گورهاي سرد

با ساز و برگ مرگ

با توشه هاي پهنة پر جوش رستخيز

گسترده بود بر سر آن تپة خموش

سوي دگر به خواب گران رفته زندگان

بر بامهاي شوش

                                                             نادر نادر پور ( كوي مردگان )  

در شعر نو قافيه به اشكال ديگري نيز ظاهر شده كه نظاير آنها در شعر سنتي هرگز به عنوان قافيه جلب توجه نكرده است . اهم آنها عبارتند از : تكرار هجا ، تكرار بخشي از هجا ، تكرار يك واژه ، تكرار چند واژه ، تكرار جمله و ...

برخي پژوهشگران (( تجسم معني از طريق قافيه )) را از مواردي مي دانند كه در شعر سنتي به ندرت ديده مي شود ولي در شعر نو فراوان است . در همين زمينه يكي از استادان زبان شناسي مي گويد : (( اگر يكي از هنرهاي شعر بر هم زدن هنجار زبان باشد ، مي دانيم كه در زبان واجها (اعم از صامت يا مصوت ) داراي معني ( نقش نشانگي ) مستقل نيستند . ولي شاعر از آنها براي تجسم معناي مورد نظر خود بهره مي جويد . فروغ در مجموعة تولدي ديگر قطعه اي به نام جمعه دارد كه در آن بسيار هنرمندانه از اين نقش قافيه بهره جسته است . ))  

جمعة ساكت

جمعة متروك

جمعه اي چون كوچه هاي كهنه غم انگيز

جمعة انديشه هاي تنبل بيمار

جمعة خميازه هاي موذي كشدار

جمعة بي انتظار

جمعة تسليم

 

وزن در شعر كهن و شعر نو 

آهنگ و وزن از گذشته هاي بسيار دور با شعر همراه بوده است . فلاسفة يونان باستان در آثار خود با صراحت به ملازم بودن شعر با آهنگ و وزن اشاره كرده اند . دكتر خانلري ، اديب و پژوهشگر معاصر مي نويسد :

(( از قديمي ترين زماني كه اصطلاح شعر ، يا معادل آن در زبانهاي ديگر ، به يكي از انواع هنر اطلاق شده هميشه مفهوم آن با مفهوم وزن ملازمه داشته است . افلاطون ، آنجا كه در رسالة ايون از قول سقراط مايه و محرك شاعري را الهام مي شمارد مي گويد : شاعران وقتي اشعار زيبايشان را مي سرايند در حال بيخودي هستند . آهنگ و وزن ايشان را مفتون و مسحور مي كند ... و به خوبي آشكار است كه در نظر او شعر به ضرورت با وزن و آهنگ همراه است . پس از وي ارسطو نخستين بار رساله اي در بارة شاعري تأليف كرد كه معروف است و اساس همة بحثها در بارة فن شعر چه در مشرق و چه در اروپا ، قرار گرفته است . ارسطو چنانكه از فحواي عباراتش معلوم مي شود ، شعر را در مقابل نثر قرار مي دهد و از شعر سخن موزون اراده مي كند و پيداست كه در نظر او نيز شعر از وزن جدا نيست . ))

در شعر اروپايي نيز شعر با وزن ملازمه داشته است . محققان و نظريه پردازان غربي وزن را لازمة شعر دانسته اند ، چنانكه اسپنسر و سيدني بر ضرورت وزن در شعر و اقتدار عروض تأكيد مي كردند و آندره مورا وزن را براي شعر لازم مي شمرد و آنچه را كه بدون وزن و قافيه معرفي مي شد قطعة ادبي نام مي داد . اسپنسر وزن را تقليد آهنگ شوق و هيجان دانسته وسيلة صرف جويي در توجه ذهن به حساب مي آورد و معتقد بود كه ذهن كلام موزون يا شعر را آسانتر مي پذيرد و با سهولت و آساني زيادتر ثبت و ضبط مي كند .

امروز نيز شعر شناسان اروپايي وزن را از لوازم شعر مي دانند . رنه ولك و اوستن وارن ، دو تن از نظريه پردازان ادبي ، در اثر مشترك خود ، (( نظرية ادبيات )) ، فصلي را به(( خوشنوايي وزن و بحر )) اختصاص داده و در آن از اهميت بحر و وزن سخن گفته اند ؛ از جمله مي نويسند :

(( البته وزن به هيچ وجه خاص ادبيات يا حتي خاص زبان نيست . كار ، طبيعت ، علامت دادن با نور و موسيقي ، هر يك وزني خاص خود دارد ، حتي به معناي استعاري ، مي توان گفت هنرهاي تجسمي هم وزن دارند . وزن همچنين يك پديدة عمومي زباني است . در اينجا لازم نسيت هزار و يك نظري را كه در باب ماهيت آن اظهار كرده اند مورد بحث قرار دهيم . كافي است دو نظريه را از يكديگر تميز دهيم ، نخست نظريه اي كه تناوب را ضروري وزن مي داند ؛ دوم نظريه ايه اي كه تصورعامتري از وزن دارد و حتي در تركيباتي نامكرر نيز وزن تشخيص مي دهد . نظريه اول وزن و بحر را يكي مي داند .... ))

(( نظريه موسيقيايي مبتني بر اين فرض است ( فرضي كه تا حدود زيادي درست به نظر مي رسد ) كه بحر در شعر همانند وزن در موسيقي است و به همين دليل مي توان آن را با نتهاي موسيقي نشان داد . ))   

(( در مطالعه عروض ، در طي قرنها كوشش بسياري كرده اند . مي توان گفت كه امروزه كاري نداريم بجز آنكه نمونه هاي عروضي جديد را بررسي كنيم و دامنة چنين تحقيقاتي را به شگردهاي شعر جديد بكشانيم... ))

همانطوركه وزن در شعر طرفداران بسيار داشته برخي نيز با آن به مخالفت برخاسته و ضرورت آن را انكار كرده اند . در قرن نوزدهم گروه معدودي از نويسندگان فرانسوي عليه شعر قيام كردند . آنان با وزن و قافيه سخت مخالف بودند و اين دو را قيد هايي مي دانستند كه اداي مقصود را مشكل مي سازند . اما اين مخالفتها به جايي نرسيد و وزن و قافيه اقتدار خود را در شعر اروپايي حفظ كردند . اين اقتدارو حاكميت را شاعران سمبوليك فرانسه در اواخر قرن نوزدهم متزلزل ساخته موجد نهضت عظيمي در شعر فرانسه شدند و شعر نو را بنيانگذاري كردند . آنها عليه اشعار خشن پارناسين ها و ادبيات رئآليستي و ناتوراليستي قيام كردند. بودلر پيشواي اين نهضت باانتشار ديوان اشعار خود،«گلهاي رنج» ، تحولي در شعر به وجود آورد . سمبوليستها با وزنهاي سنتي ، كه به زعم آنها « مخيله را از حركت باز ميدارد » مخالف بودند، اما حذف وزن را توصيه نميكردند و خود از آن شيوه ديگر به غير از شيوه سنتي استفاده مي نمودند . آنها معتقد بودند كه شاعر بايد با آزادي كامل ، به تناسب معني وزن را انتخاب كند و وزن را در اختيار خود گيرد نه آنكه خود را در اختيار وزن قرار دهد .

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        جمعه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - vahidaghaahmadi

 

برخي از پژوهشگران ، با توجه به اهميت وزن در اشعار ملل مختلف در گذشته و حال ، بر اين اعتقادند كه «شعر از بدو پيدايش و نزد همه اقوام با وزن ملازمه داشته و دارد و هرگز در هيچ زباني سخن ناموزون شعر خوانده نمي شود با اين تفاوت كه اعتبار وزن هميشه و نزد همه ملل يكسان نيست . » شاعران نوگو و پيشروان و بنيانگذاران شعر امروز ما نيز با وجود وزن در شعر مخالفتي نداشته اند ، بلكه با استمرار شيوه هاي سنتي عروض و قافيه موافق نبوده و نيستند . آنها نظمي جديد و نو ، متفاوت با نظم سنتي را در شعر لازم شمرده اند .

نيما در موارد متعدد وزن را در شعر مورد تأييد قرار داده است. فروغ فرخ زاد شعر بدون وزن را شعر به حساب نمي آورد ، به عبارت ديگر وزن را از لوازم حتمي شعر تشخيص مي دهد ، گر چه «بسياري از ناموزونها را شعر تر از بسياري موزونها يافته است » اما با صراحت مي گويد : « يك كار هنري تمام و كامل كاري است كه نتيجه جفت شدن و آميختگي صددر صد محتوا و قالب باشد به طوري كه بعد از تمام شدن ديگر نتوان در آن دست برد . شعر بي وزن اين ضعف را دارد كه هميشه براي هر نوع تغيير و تبديل آمادگي نشان ميدهد . پس مي شود گفت كه تا حدي كامل نيست . شعر بي وزن براي ورود به دنياي شعر پذيرفته شده يك چيز كم دارد و آن وزن است ...»

فروغ در نامه اي به يكي از نوسرايان ، ضمن تشريح مباني شعر امروز ، از وزن صحبت مي كند. شايد به جرأت بتوان گفت كه تا كنون كمتر كسي بدين زيبايي و دانايي از شعر نو سخن گفته و همچون وي     زيبا ييها و رموز شعر امروز ، بلكه به طور كلي شعر تمام ادوار و زمانها و زبانها را توصيف كرده است. او مي نويسد:

«سعي نكن زياد شعر بگويي ، فريفته هيجان و شدت نشو . بگذار همه چيز در ذهنت ته نشين شود ، آنقدر ته نشين شود كه فكر كني اصلاٌ اتفاق نيفتاده ، زندگي كن تا از يكنواختي بيرون بيايي . آدم وقتي خودش را در جريان زندگي بگذارد ، هر روز استحاله اي در او صورت مي گيرد و اين استحاله است كه انسان را لحظه به لحظه و روز به روز مي سازد و وسعت ميدهد . وقتي ديدي كه داراي يك ايده مشخص را تكرار مي كني، اصلاٌ قلم و كاغذ را كنار بگذار ، مثل من كه لااقل براي يكسال كنار خواهم گذاشت . زندگي مي كنم تا باز دوباره شروع كنم . اصل ، ريشه است كه نبايد گذاشت از ميان برود . حالا ديگران بگويند كه: ديدي ، اين يكي هم تمام شد ! اگر كسي اين حرف را زد و تو شنيدي ، نمي خواهد جوابش را بدهي ، فقط در دلت و به خودت بگو من كه كارخانه شعر سازي نيستم و دنبال بازار هم نمي گردم . من گمان   مي كنم كه انسان وقتي واقعاٌ به حد خلاقيت رسيد ، تنها وظيفه اش اين است كه اين نيرو را دور از هر انتظار و قضاوتي بروز دهد . وزن را فراموش نكن ، به توان هزار فراموش نكن ، حرف مرا گوش بده . به خدا آرزويم اين است كه استعداد و حساسيت و ذوق تو در مسيري جريان پيدا كند كه در يك مسير قابل اطمينان و قرص و محكم باشد . حرف هاي تو اين ارزش را دارد كه به ياد بماند . من معتقدم كه تو هنوز فرم خودت را پيدا نكرده اي و اين راهي كه مي روي راه درستي نيست . اين چيزي كه تو انتخاب       كرده اي، اسمش آزادي نيست . يك نوع سهل بودن و راحتي است . عيناٌ مثل اين است كه آدمي بيايد تمام قوانين اخلاقي را زير پا بگذارد و بگويد من از اين حرفها خسته ام و همينطور ديمي زندگي كند . در حالي كه ويران كردن ، اگر حاصلش يك نوع ساختمان تازه نباشد ، بالنفسه عمل قابل ستايشي نيست . تا مي تواني نگاه كن و زندگي كن و آهنگ اين زندگي را درك كن . تو اگر به برگهاي هم نگاه كني ،   مي بيني كه با ريتم مشخصي در باد مي لرزند . بال پرنده ها هم همينطور است . وقتي مي خواهند بالا بروند، بالها را به هم مي زنند ، تند تند و پشت سر هم ؛ وقتي اوج مي گيرند در يك خط مستقيم ميروند . جريان آب هم همينطور است ، هيچوقت به جريان آب نگاه كرده اي ؟ به چين ها و رگه ها ، و نظم اين چين ها و رگه ها . وقتي يك سنگ را در حوض مي اندازي ، دايره ها را ديده اي كه با چه حساب و فرم بصري مشخصي در يكديگر حل مي شوند و گسترش پيدا ميكنند . هيچوقت حلقه هاي كنده درخت را تماشا كرده اي كه با چه هماهنگي و فرم حساب شده اي كنار هم قرار گرفته اند . اگر اين حلقه ها ميخواستند همينطور بي حساب به راه خودشان بروند ، آن وقت يك كنده درخت ، ديگر يك حجم واحد نمي شد . در تمام اجزاء طبيعت اين نظم وجود دارد . اين حساب و محدوديت وجود دارد . تواگر بيشتر دقت كني ، حرف مرا خواهي فهميد . هر چيزي كه به وجود مي آيد و زندگي مي كند ، تابع يك سلسله فرم ها و حساب هاي مشخصي است و در داخل آنها رشد مي كند . شعر هم همينطور است و اگر تو بگويي نه ، و ديگران بگويند نه ، به نظر من اشتباه مي كنند . اگر نيروئي را در يك قالب مهار نكني ، آن نيرو را به كار نگرفته اي و هدر داده اي ، حيف است كه حساسيت تو هدر برود و حرف هاي قشنگ و جاندار تو ، فرم هنري پيدا نكنند . يك روز خواهي فهميد كه من راست ميگفتم .»

برخي تحقيقات وجود شعر هايي كم و بيش موزون را در زبانهاي باستاني نشان مي دهند .

گفتيم كه برخي پژوهشگران به وجود شعرموزون در ايران باستان اعتقاد دارند و پاره اي از اقسام شعر فارسي از جمله رباعي و مثنوي را مخصوص خود ايرانيان مي دانند . علاوه برآن برخي شواهد تاريخي نيز وجود وزن و قافيه در شعر كهن فارسي ريشه هايي در شعر عرب دارد و « تصرفاتي كه دانشمندان ايراني بر حسب احتياج در آن روا داشته اند در اصول آن تغييري ايجاد نكرده است . » اما چند نكته را نبايد از نظر دور داشت :

1. باوجود اشتراك شعر فارسي و عربي در اوزان و بحور شكل معمول اوزان واحد در دو زبان و طرز بكار بردن آنها غالباٌ بايكديگر متفاوت است .

2. برخي از اوزان شعرعربي در فارسي مورد استفاده قرار نگرفته و برخي از اوزان موجود در اشعار فارسي نيز در اشعار جاهلي عرب وجود ندارد .

3. با توجه به عقايد برخي پژوهشگران در مورد وجود نوعي وزن و قافيه در شعر باستاني ايران نمي توان بدون هيچ شك و ترديدي قبول كرد كه وزن شعر فارسي در دوره هاي باستاني برقواعد و اصول ديگر استوار بوده است و در تقليد از شعر عرب به كلي تغيير كرده است .

ببا توجه به همين نكات است كه مؤلف « وزن شعر فارسي » مي نويسد :

« هر قدر تأثير و نفوذ شعر عربي را در فارسي قوي بگيريم انكار سابق اين گونه شاعري در فارسي دري بسيار دشوار است . داستانهاي افسانه مانند كه دربارة آغاز ظهور بعضي از وزن هاي خاص شعر فارسي در كتب قديم آمده است ، مانند داستاني كه دربارة ابداع وزن رباعي گفته اند ، خود قرينه اي است براي اثبات آن كه اين وزنها در فارسي سابقة قديمي تري داشته است . بنابراين براي يافتن مباني وزن شعر در پهلوي و فارسي دري بايد كوشش بيشتري بكار برد و در اين جستجو سزاوار  است كه توجه ما به يافتن اوزاني كه برهمين اساس وزن فارسي دري مبتني باشد بيشتر معطوف شود . »

بباتمام اين احوال ، عروض علم اوزان شعر عربي و ميزان سنجش كلام منظوم عرب است . در توجيه واژة عروض عقايد گوناگوني ابراز شده است . برپاية يكي از آنها كه مقبولتر به نظر مي رسد ، اين علم را از آن جهت عروض خوانده اند كه شعر را بدان عرض مي كنند (اندازه مي گيرند ) تا موزون از نا موزون شناخته شود .

ببناي وزن هاي عروضي « ف،ع،ل» گذاشته شده و مدار آن برسه ركن «سبب» ، «وتد» و « فاصله » قرار داده شده است . در سنجش وزن شعر ، يك بيت را ، كه از دو مصراع تشكيل شده است برحسب سببها ، وتدها و فاصله ها قطعه قطعه (تقطيع) مي كنند تا هر قطعه از آن در برابر قطعه اي از افاعيل بحري كه شعر برآن بنا نهاده شده قرار گيرد ، به صورتي كه سببهاي ديگري ، افتد ، وتدها در برابر وتدها و فاصله ها در برابر فاصله ها . كار تقطيع را با اندك توجهي به وزن و آهنگ كلمات مي توان به شكل سماعي و شفاهي انجام داد ؛ به عنوان مثال :

ددر بحر رجز مثمن سالم :

ااي ساربان   آهسته ران   كارام جا   نم مي رود         آن دل كه با  خود داشتم   با دلستا  نم مي رود

  مستفعلن     مستفعلن      مستفعلن       مستفعلن         مستفعلن     مستفعلن       مستفعلن      مستفعلن 

در بحر متقارب مثمن محذوف :

به نام  خداون  د جان و     خرد                         كزين بر   تر اندي   شه برنگ  ذرد

فعولن   فعولن   فعولن       فعل                            فعولن     فعولن      فعولن      فعل

  در بحر رمل مسدس محذوف :

بشنو از ني   چون حكايت مي كند                          از جدايي         هاشكايت    مي كند

 فاعلاتن          فاعلاتن        فاعلن                            فاعلاتن         فاعلاتن         فاعلن

در بحر هزج مثمن سالم :

نگارينا به صحرا شو  كه بستان حل  له مي پوشد          به شادي ار  غوان با گل شراب وص    ل  مي نوشد

  مفاعيلن     مفاعيلن    مفاعيلن        مفاعيلن                مفاعيلن         مفاعيلن         مفاعيلن         مفاعيلن

 

در عروض اشعار فارسي هفت بحر از يك پايه تشكيل مي شوند ؛ مانند مثالهاي بالا . اين هفت بحر عبارتند از : رمل ، رجز ، هزج ، وافر ، كامل ، متقارب، و متدارك . دوازده بحر از دو پايه تشكيل مي شوند مانند    « مفتعلن مفتعلن فاعلات ». اين دوازده بحر عبارتند از : منسرح ، مضارع ، سريع ، خفيف ، جديد ، قريب ، مجتث ، مقتضب، بسيط، طويل، مديد و مشاكل .

نوسرايان وزن را در چنين محدوده اي رعايت نمي كنند ، اما بسياري از آنها ، همچون فريدون توللي ، فروغ فرخ زاد ، اخوان ثالث ، فريدون مشيري ، نادر نادر پور و چند تن ديگر به وزن اعتقادي راسخ داشته آن را پايه و اساس شعر به حساب آورده اند . اشعار اين گروه و تعدادي ديگر همچون خانلري ، گلچين گيلاني  و اسلامي نوشن ، كه از وزن و قافيه در شكلهاي جديد غافل نشدند در ترويج شعر نو و جلب توجه علاقه مندان  به آن نقش مهمي ايفا كرد .

آينده ثابت خواهد كرد كه زيباترين ساخته هاي بدون وزن و قافيه ، حتي اگر متعلق به خود نيما ، بنيانگذار شعر نو ، باشد فراموش مي شوند و در تاريخ ادبيات ايران به عنوان شعر هرگز جايگاهي نخواهند داشت .

ابهام در شعر نو

يكي از تفاوتهاي شعر نو با شعر كهن وجود ابهام در شعر نو است . ابهام در شعر نو با ابهامي كه به عنوان يكي از صنايع بديعي در شعر كهن وجود دارد و نيز ابهام يا تعقيدي كه در اشعار سبك هندي به چشم    مي خورد متفاوت است . در شعر سنتي ابهام دوگونگي در معني و مفهوم سخن است ، يعني شعري كه دو معني متضاد از آن استنباط شود ، مانند :

                     خانه هاشان بلند و همت پست                       يا رب اين هر دو را برابر كن

در اين شعر روشن نيست كه شاعر نيت دعا دارد كه همت پست همتان همچون خانه هايشان بلند شود يا قصد نفرين كه خانه هايشان مانند همتشان پست گردد ، يعني ويران شود .

ابهام در شعر نو سخن ديگري است كه اگر راه اغراق نپيمايد لطف و زيبايي خاصي به شعر مي دهد .ابهام را نيز شعراي سمبوليست فرانسه وارد شعر كردند . مؤلف مكتبهاي ادبي در اين زمينه مي گويند :

« ... عقايد سمبوليستها بيشتر به عرفان شرق نزديك مي شود . مي گويند : نظريات ما دربارة طبيعت عبارت از زندگي روحي خودمان است . مائيم كه حس مي كنيم و نقش روح خود ماست كه در اشياء منعكس  مي گردد . وقتي انسان مناظري را كه ديده است  ، با ظرافتي كه توانسته است درك كند ، مجسم سازد در حقيقت اسرار روح خود را برملا مي كند . خلاصه تمام طبيعت سمبول وجود و زندگي خود انسان است . تشريح و تصوير اشياء و حوادث به وسيلة سمبولها صورت تازه اي به خود مي گيرد . براي بيان روابط بين الهامها و اشكال بايد زبان شعر را در هم ريخت و به صورت ديگري درآورد و چه بسا كه اين زبان براي اشخاص عادي نامفهوم است ...

نماياندن تخيلات مبهم سمبوليستها با زبان صريح و قاطعي كه بتئاند همه چيز را بيان كند و نتيجة قطعي دقيقي از اين بيان بگيرد امكان نداشت . براي بيان اين تخيلات بيشتر مصراعهايي لازم بود كه شبيه زمزمه اي آرام و مبهم و به قول ورلن موسيقي بي آواز باشد و مي گفتند كه شعر نيز مانند موسيقي بايد مبهم باشد، مطلب صريحي را به طور قاطع بيان نكند بلكه به كمك آهنگ و با استفاده از تخيلات انسان  دراو تاثير نمايد ...

شعر نقاشي نيست ، بلكه تظاهري از حالات روحي است ، عرصه شعر از آنجا شروع مي شود كه با حقيقت واقع ( رآليته ) قطع رابطه شود و اين عرصه تا بي نهايت ادامه پيدا مي كند . نمي توان گفت كه معني فلان تعبير در شعر درست تر از فلان تعبير ديگر است . چنين قضاوت كلي امكان ندارد زيرا هر خواننده اي شعر را بنا به روحيه خودش درك يا بهتر بگوييم احساس مي كند . هدف شعر سمبوليك اين است كه عظمت احساسات و تخيلات را با تشريحات واضح و صريح از ميان نبريم و براي اين كار بايد محيطي را كه براي شعر لازم است به وجود بياوريم ، يعني خطوط زنده و صريح و بسيار روشن را محو و تيره سازيم . اين سايه روشن را با تغيير دادن قواعد واحدهاي كلاسيك ، با دور انداختن معاني معتاد ، با برهم زدن تداعي هايي كه بر اثر دستور زبان و سابقه به وجود آمده است مي توان به دست آورد . »

سمبوليستهاي فرانسه در استفاده از ابهام راه مبالغه پيمودند و در اين راه چنان پيش رفتند كه اشعار آنها براي ديگران قابل فهم نبود و ناچار به تفسير شعرهاي خود بودند . اندره ژيد در مقدمة يكي از آثار خود به نام پالود paludes چنين نوشت : (( پيش از اينكه اثرم را براي ديگران تشريح كنم مايلم كه ديگران اين اثر را براي من تشريح كنند ! با توجه به جملة بالا انسان به اين نتيجه مي رسد كه گاهي خود سمبوليستها نيز از تشريح و بيان آثارشان عاجز بوده اند . )) 

نوسرايان ايران نيز ابهام را از لوازم شعر امروز به حساب آورده اند . ترديدي نبايد داشت كه ابهام شعر را زيبا مي كند . راز و رمزي كه در برخي شعرهاي كهن ، نظير غزليات حافظ و مولوي وجود دارد و به آنها ويژگي خاصي مي بخشد همان ابهام است . ابهام راز و رمزي است كه خوانندة شعر را به تفكر و تأمل وا مي دارد و او را به كشف آن بر مي انگيزد غرق شدن در اين راز و رمز ، همچون غوطه ور شدن در عالم رؤياها ، سكر آور و لذت بخش است و به ذهن شكوفايي و روشني مي بخشد .

برخي از راز و رمزها گاه در نظر افراد تعبيرهاي متفاوت دارند . اشياء در شعر نو ، همچون شعر سمبوليك ، گهگاه به معني و مفهوم ذات خود نيستند و به عنوان نشانه و نماد مفاهيم ديگري را به خواننده القاء مي كنند. بسياري از شعرا هنگامي كه براي بيان مفاهيم ذهني و دريافتها و برداشتها و خواستهاي خود با محظورات و مشكلات ناشي از اوضاع خاص محيط روبرو مي شوند از نشانه ها و نمادها بهره مي جويند كه در اين حال ، شعر ، خواسته و ناخواسته با ابهام همراه مي شود .

در قطعة (( مي تراود مهتاب )) از نيما ، نه (( مهتاب )) مهتاب است نه (( شبتاب )) شبتاب .

مي تراود مهتاب

مي درخشد شبتاب

نيست يك دم شكند خواب به چشم كس و ليك

غم اين خفتة چند

خواب در چشم ترم مي شكند

همچنين در قطعة ديگري از وي با عنوان (( او را صدابزن )) واژه هاي (( خروس )) و (( سحر )) هر دو نشانه و نمادي بيش نيستند : 

جيب سحرا شكافته ز آواي خودخروس

مي خواند

بر تيزپاي دلكش آواي خود سوار

سوي نقاط دور

مي راند

بر سوي دره ها كه در آغوش

خواب و خيال روشن صبحند

بر سوي هر خراب و هر آباد

هر دشت و هر دمن

او را صدا بزن

در قطعة (( زمستان )) از اخوان ثالث ، سرما كه سخت سوزان است ، هوا ، كه بس ناجوانمردانه سرد است و شب كه با روز يكسان است ، همه و همه در جاي واژه ها و مضمونها و معناهاي ديگر نشسته اند .

ابهامي كه در شعر زمستان است زيبايي آن دوچندان كرده است . خواننده از كشف راز و رمز آن و اينكه شاعر در آن فضاي دهشتبار آنچه را در دل دارد به ياري نمادها و سمبولها با خواننده در ميان مي گذارد رضايتي همراه با لذت در خود احساس مي كند و بي اختيار مجذوب زيبايي لفظ و معنا مي شود .

در شعرهاي نمادين گاه اشخاص نيز همچون اشياء نشانه ها و نمادهاي ديگري جز شخصيت خويش هستند. وقتي حافظ مي گفت (( يوسف گم گشته باز آيد به كنعان غم مخور )) ديگر يوسف گم گشته وجود نداشت و حافظ نگران باز آمدن او به كنعان نبود ، بلكه به گمگشته هاي ديگر نظر داشت . اين يوسف گم گشته براي هر كس مي بايد معناي خاصي داشته باشد .

گفتيم كه نوسرايان ايران ابهام را از لوازم شعر امروز بشمار آورده اند . مؤلف (( شعر نو از آغاز تا امروز )) در مقدمة كتاب ، ابهام را از مهمترين موارد اختلاف ميان شعر نيمايي و شعر كهن معرفي مي كند و از آن به تفصيل سخن مي گويد .

نيما نيز براي ابهام در شعر اهميت ويژه اي قائل است . او مي گويد :

(( بايد بدانيد آن چيزي كه عميق است مبهم است . كنه اشياء جز ابهام چيزي نيست . جولانگاهي كه براي هنرمند است اين وسعت است . اين وسعت هنرمند واقعي را تشنه تر مي دارد . در عروق او ، در نقطة پر عمقي ، آن چاشني تلخ و شيرين زندگي را كه او بخود يا نا بخود به هواي آن مي رود مي چشاند . شما بارها به آثاري برخورده ايد كه همين ابهام آن را زيباتر ساخته و به آنها قوة نفوذ عميق داده است . انسان نسبت به آثار هنري يا اشعاري بيشتر علاقه مندي نشان مي دهد كه جهاتي از آن مبهم و تاريك و قابل شرح و تأويل متفاوت باشد . )) 

ساية ابهام را در بيشتر اشعار نوي نيما ، حتي در نخستين آثار او مثل افسانه مي توان ديد . گاه ساية ابهام تاريك و تاريكتر مي شود و درك اشعار نيما را مشكل مي سازد . در اين زمينه نادرپور شاعر معاصر مي گويد :

(( ...مجموع اين عوامل ، بعلاوة گنگي و ابهام خاصي كه از همان آغاز شاعري نيما در شيوة بيان او ديده مي شد و در افسانه تجلي داشت . سخن وي را يكسره از رواني و سادگي دور كرد و چنان بغرنج و پيچيده ساخت كه فهم و دركش نه همان براي عوام بلكه براي خواص هم دشوار آمد ... اين تعقيد و ابهام فراوان هنوز هم در شيوة بيان نيما پيداست و شايد به همين دليل است كه شعرش با وجود قدرت انديشه و احساس بر سر زبانها نيست . )) 

برخي از نوسرايان از نظر ابهام به طرز غير قابل تصوري راه مبالغه و افراط پيمودند . اشعار آنان چنان در تاريكي ابهام فرو رفته كه مفاهيم و معاني آنها قابل درك نيست . اين نوگويان به همان راهي قدم نهادند كه برخي شاعران سبك هندي پيمودند و انجمن شاعران اصفهان را وادار به تجديد نظر در سبك كردند . مبالغه در ابهام شعرهاي سبك هندي را چنان معقد و پيچيده ساخته بود كه فهم آن مشكل وگاه غير ممكن به نظر مي رسيد .

گروهي از شاعران جوان ما بدان تصور كه شعر نو هر چه از نظر قواعد عروضي و رعايت قافيه با شعر كهن فاصله بگيرد و داراي ابهام بيشتري باشد بر قدرت و منزلت آنها مي افزايد ، ساخته هايي را به عنوان شعر معرفي كردند كه فاقد هر نوع زيبايي لفظي و معنوي است . مدعيان (( موج نو )) در زمرة گروه مزبور هستند كه محمد حقوقي در مورد آنها و اشعارشان مي گويد : (( اين گونه شعر ...از شاعراني بود كه بي هيچ تنفسي در فضاي شعر فارسي ناگهان سر برآوردن و در عرض يكي دو سال به خيال خود به مرحلة كمال رسيدند و شعري عرضه كردند كه تا اين روز در اين آب و خاك سابقه نداشت . اينان تصور كردند كه هر چه كلام به سوي پيچيدگي رود و هر چه تعقيدات لفظي و معنوي با استقبال انواع اضافه ها زيادتر شود و حرفها عجيب تر و غريب تر ، كمال و پختگي شعر بيشتر جلوه خواهد كرد . ))

شعر امروز را ، با توجه به وزن ، برخي پژوهشگران در سه گروه جاي داده اند كه عبارتند از شعر آزاد ، شعرسپيد ، و شعر موج نو . مؤلف سبك شناسي شعر در اين زمينه مي نويسد :

(( شعر آزاد كه وزن عروضي دارد اما جاي قافيه ها مشخص نيست : اشعار نيما يوشيج و مهدي اخوان ثالث و فروغ فرخزاد و سهراب سپهري ( هر كدام كم و بيش با سبك مخصوص به خود ) در اين طبقه جاي    مي گيرد . شعر سپيد : كه هر چند آهنگين است اما وزن عروضي ندارد وجاي قافيه هم در آن مشخص نيست . در اين شيوه فقط شعر احمد شاملو معروف است . شعر موج نو : كه نه تنها وزن عروضي ندارد بلكه معمولاً آهنگين هم نيست و قافيه هم ندارد و فرق آن با نثر معمولاً در ارائة مطلب و نحوة خاص بيان و بطور كلي در تخيل شعري است . شعر موج نو به دشواري و تعقيد معروف است . از ميان اين سه شيوه ، شعر آزاد مقبوليت بيشتري يافت و معروفترين و معقولترين و موفق ترين اشعار شعر نو به اين شيوه است . در شعر سپيد كساني نثر را با شعر اشتباه گرفتند و قطعات ادبي منثور خود را شعر خواندند . در شيوة موج نو هم كساني پنداشتند كه نثرهاي دشوار و معقّد را مي توان شعر خواند . ))     

به عنوان حسن ختام ، لازم مي داند به يك نكتة ديگر از نكات اساسي و مهم اشاره نموده و بحث پيرامون تفاوتهاي شعر ديروز و امروز و اختلاف آنها در وزن وقافيه و ابهام و موارد ديگر خاتمه دهد :

مطالعه در آثار شاعران معاصر نشان مي دهد كساني كه سرودن شعر را به شيوة سنتي آغاز كرده و مدتها در آن ممارست داشته اند ، همچون نيما ، توللي ، نادرپور ، اخوان ثالث ، فرخزاد ، مشيري و چند تن ديگر ، نوسرايان موفق زمان ما بوده و در زمرة شاعراني قرارخواهند داشت كه نام و اشعارشان در آيندة تاريخ ادبيات ايران ثبت خواهد شد . پيكاسو ، بنيانگذار سبك كوبيسم ، كه خود از استادان مسلم شيوه هاي سنتي نقاشي بود ، در يكي از مصاحبه هاي خود در مجلة هنر مدرن گفته است : (( كساني كه نتوانند اثر كلاسيك را كپي نمايند يا منظره و چهره اي را به شيوة سنتي ، يعني شبيه مدل نقاشي كنند هر گز در سبك كوبيسم موفقيتي كسب نخواهند كرد . آنها در اصل نقاش نيستند تا بتوانند در هنر نقاشي به موفقيت دست يابند ؛ زيرا نقاشي مدرن مرحلة تكاملي هنر نقاشي است . اگر مراحل قبلي را كسي طي نكرده باشد چگونه        مي تواند به مراحل تكاملي قدم بگذارد ؟ ))    

     در ادبيات نيز اين سخن مصداق دارد . بالزاك بنيانگذار مكتب رآليسم ، از نويسندگان صاحب نام مكتب رمانتيسم بوده است . اميل زولا ، بنيانگذار سبك ناتوراليسم ، از نام آوران سبك رآليسم بشمار مي رفت .

بسياري از نوسرايان معاصر ما همان نقاشان مورد اشاره پيكاسو هستند كه نمي توانند به شيوة سنتي شعري را بسرايند زيرا بدون طي مراحل قبلي وارد مرحلة تكاملي شده اند .

منابع و مأخذ

حاج سيد جوادي ، حسن . بررسي و تحقيق در ادبيات معاصر ايران . تهران : گروه پژوهشگران

 ايران ، 1382 .

آرين پور ، يحيي . از نيما تا روزگار ما ( تاريخ ادب فارسي معاصر ) ج3  . تهران : زوار ، 1376.

رزمجو ، حسين . انواع ادبي و آثار آن در زبان فارسي . مشهد : مؤسسه چاپ و انتشارات آستان

قدس رضوي ، 1370 .    

 

 

 

 

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        جمعه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - vahidaghaahmadi

معرفي برخي سايتها و انجمنهاي کتابداری

                                       استاد : جناب آقای حمید محسنی

 

                              محمدرضاآقااحمدی دانشجوی کتابداری و اطلاع رسانی

مقدمه :

از روزي كه انسان اوليه پا به عرصه وجود در اين كرة خاكي نهاد ، قرن هاي متمادي گذشت تا توانست خط را اختراع كند و تاريخ از زماني آغاز گشت كه انسان توانست بنويسد . بيشك كتابت اولين و بزرگتري انقلاب فرهنگي در زندگي بشر بود كه تمامي عرصه هاي زندگي اورا بتدريج متحول ساخت .

اولين موادي كه انسان بر روي آنها شروع به نوشتن كرد ، سنگها ، لوح هاي گلين ، پوست دباغي شده جانوران و پوست درختان بودند .

مي توان گفت سنگ بناي كتابخانه ها زماني نهاده شد كه انسان تصميم گرفت تا اين نوشته ها را در يك جا گرد آوري و نگهداري نمايد .

با گذشت چند قرن چينيها كاغذ را اختراع كردند ، استفاده از كاغذ به دليل سهولت استفاده و مزايايي كه داشت به تدريج جايگزين ساير مواد براي نوشتن شد . با فراگير شدن استفاده از كاغذ براي كتابت ، به تدريج كتاب به شكل امروزي آن جاي ساير محمل ها را گرفت ولي به دليل كمي تعداد افرادي كه سواد خواندن و نوشتن داشتند و زمان نسبتاً زيادي كه صرف نوشتن يك كتاب مي شد معمولاًكتابها وكتابخانه ها

در اختيار پادشاهان ، سلاطين ، معابد و كليساها قرار داشت و عموم مردم نمي توانستند از آنها استفاده كنند و حتي در اين كتابخانه ها كتابها را با زنجير به ميز ها مي بستند و گاه قيمت يك جلد كتاب با قيمت يك ملك برابري مي نمود .

با اختراع ماشين چاپ توسط يوهانس گوتنبرگِ آلماني و همزماني آن با دو واقعه ديگر فرهنگي در اروپا سبب شد كه طبقه متوسط به كتاب دسترسي پيدا كنند ، اين دو واقعه عبارت بودند از

1 . نوشته شدن بعضي كتابها به زبانهاي ملي و بومي بر اثر وقوع جنبشهاي سياسي ، فكري ، مذهبي ؛

2 . فراوان شدن ، در نتيجه ارزان شدن كاغذ ومآلاً پايين آمدن قيمت كتابها ؛

پس از اختراع خط ، اختراع چاپ با تحولات عظيمي كه به دنبال خود داشت ، مي توان از آن به عنوان دومين انقلاب فرهنگي نام برد ، كه از جملة اين تحولات گشوده شدن درب كتابخانه ها به روي عموم مردم بود . با اين اختراع بود كه توليد جهاني كتاب روبه فزوني نهاد و سده به سده افزايش يافت به طوريكه پيش بيني مي شود (( در پايان سدة بيستم توليد جهاني كتاب به حدود 25 ميليون عنوان برسد كه اين رقم يكي از مصداقهاي بارز انفجار اطلاعاتي است)) .

با اختراع رايانه و پيدايش فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي ، انقلابي ديگر در زمينه كتاب ، چاپ و نشر بوجود آمد كه آن را انقلاب ديجيتالي ناميدند كه تأثيرات آن كمتر از دو انقلاب پيشين نبود .

رايانه به همراه فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي به دو شكل باعث ايجاد تحولات در زمينه چاپ و نشر و كتابداري گرديد .

1 . با تغييرات و تحولاتي كه در فرايند چاپ و نشر سنتي ايجاد كرد ؛

2 . چاپ و نشر در محيطي كاملاً الكترونيكي ؛

هم اكنون ما شاهد آن هستيم كه بسياري از انتشارات و خدماتي كه به صورت چاپي ارائه مي گرديد در حال حاضر جاي خود را به خدمات الكترونيكي داده است كه حتي بعضي افراد پيش ببيني جهان بدون استفاده از كاغذ را نموده اند .

شايد بتوان گفت اين فناوريها بيشترين تحولات را در حوزة كتابداري و اطلاع رساني ايجاد نموده است ، كه از آن جمله مي توان به روي آوردن كتابداران به سياست دسترس پذير نمودن منابع به جاي مالكيت و نگهداري منابع به عنوان مكمل تهيه و خريد منابع اطلاعاتي در مجموعه سازي كتابخانه ها نام برد . همچنين توليد پايگاههاي الكترونيكي و چند رسانه اي .

در ادامه به معرفي برخي منابع و سايتها و پايگاههايي كه در حوزة كتابداري و اطلاع رساني ارائة خدمات مي نمايند مي پردازيم :

1 . كتابشناسي ملي ايران :                                               http://www.nli.ir 

يكي از منابع اطلاع يابي از كتابهاي منتشره در حوزة كتابداري و اطلاع رساني ، مراجعه به كتابشناسي ملي ايران مي باشد ، با توجه به قانون واسپاري كه بر اساس آن هرنويسنده و ناشري كه قصد انتشار كتابي را دارد ، بايد يك يا چند نسخه از كتاب را پس از انتشار به كتابخانة ملي اهداء نمايد ، كتابشناسي ملي ايران حاوي اطلاعات توصيفي و تحليلي همين كتابها است .

كتابشناسي مزبور از سال 1349 به بعد منتشر مي شود كه از سال 1350 –  1354 به صورت فصلنامه ؛ از سال 1355 – 1359 به صورت شش ماهة نامرتب ؛ از سال 1360- 1361 به صورت سالانه ؛ از سال 1362- 1369 به صورت شش ماهه ؛ و پس از سال 1370 به صورت فصلنامه منتشر مي شود .

شيوة تنظيم اين كتابشناسي بر اساس نظام رده بندي (( دهدهي ديويي )) است . در هر رده كتابها براساس سرشناسه اثر به صورت الفبايي شده اند ودر انتهاي هر جلد فهرست هاي مختلف ، موضوعي ، عنوان ، اشخاص و مؤسسات آورده شده است .

اين كتابشناسي در هر جلد اطلاعات جداگانه ايي همچون كتاب هاي گويا (نابينايان ) ، جزوه ها و كودكان را نيز در بر دارد . در حال حاضر كتابشناسي ملي ايران علاوه بر شكل چاپي به صورت ديسك فشرده و اينترنتي نيز ارائه مي شود . با توجه به اينكه شيوة تنظيم اين كتابشناسي به صورت رده بندي (( دهدهي ديويي)) مي باشد، با مراجعه به قسمت كتابهاي مرجع هر جلد از اين كتابشناسي كه ردة آن (000) ، در اين قسمت كتابهاي مربوط به كتابداري با شمارة ردة (020) نشان داده شده است . كه اطلاع از فهرست انتشارات كتب مربوط به كتابداري مي تواند براي كتابداران مفيد واقع گردد .

2 . نشر كتابدار:                                                 http://www.ketabdar.org 

يكي از سايتهاي مفيد و معتبر جهت استفاده كتابداران ، دانشجويان كتابداري و كساني كه در حوزه كتاب و نشر فعاليت مي نمايند، سايت نشر كتابدار است كه مي تواند پاسخگوي بسياري از نياز هاي آنان باشد . با مراجعه به اين سايت مي توان :

الف . با مراجعه به نمايشگاه و فروشگاه الكترونيكي كتاب ، مي توان از فهرست و اطلاعات كتابشناختي تصوير جلد و... كتب منتشر شده در حوزة كتابداري اطلاع پيدا كرد ودر صورت نياز نسبت به سفارش خريد آن اقدام نمود، با توجه به تأثيرات شگرفي كه فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي در همة حوزه ها خصوصاً حوزة كتابداري ايجاد نمودند ، مي توان گفت با آينده نگريهاي صورت گرفته توسط اين ناشر ، در كتابهاي چاپ شده توسط اين ناشر به اين مقوله توجه شده است .    

ب . پايگاه اطلاعاتي كتابدار ؛ در اين پايگاه اطلاعات توصيفي ، چكيده و در مواردي متن كامل منابع كتابداري ، اطلاع  رساني و صنعت نشر اعم از مقالات مجلات ، همايش ها ، پايان نامه ها ، منابع الكترونيكي و حتي بخش هاي كتاب به صورت رايگان در اختيار عموم قرار دارد .

پ . سايت هاي مفيد ؛ در اين قسمت سايتها و پايگاههاي مفيد و مورد نياز كتابداران ، دانشجويان ، محققان، و نحوه برقراري ارتباط با اين سايتها ارائه مي گردد .

ت . مجله الكترونيكي كتابدار ؛ مجله اي الكترونيكي كه به صورت رايگان در حوزة كتابداري و اطلاع رساني به ارائه مقالات و اطلاعات و اخبار مي پردازد .

ث . پايگاه اطلاعاتي دانش آموختگان كتابداري ؛ كه به ارائة اطلاعاتي در خصوص دانش آموختگان كتابداري ، فعاليت ها ، تأليفات آنها مي پردازد .

3 . نمايه :                                                  http://www.namaye.com/

پايگاه اطلاعاتي نمايه هم به صورت چاپي و هم به صورت الكترونيكي جهت استفاده كتابداران ، پژوهشگران ، دانشجويان منتشر مي گردد ، كه نسخه چاپي آن حاوي فهرست مندرجات مجلات علمي و فرهنگي كشور مي باشد و نسخه الكترونيكي آن به صورت ديسك فشرده منتشر مي شود علاوه بر اطلاعات توصيفي حاوي متن كامل مقالات نيز مي باشد . در حال حاضر اين پايگاه اطلاعاتي به صورت ماهانه روز آمد مي شود و هر ديسك حاوي هزاران صفحه از متن كامل مقالات مي باشد . متن كامل مقالات مندرج در نسخه هاي چاپي و الكترونيكي نمايه از طريق پست نيز براي متقاضيان نيز ارسال  مي گردد . لازم به ذكر مي باشد نسخه الكترونيكي نمايه در كتابخانه هاي عمومي جهت استفاده علاقه مندان ،كتابداران و محققان قابل دسترس مي باشد .    

    4 .كتابخانه ملي ايران :                                         http://www.nli.ir 

يكي از سايتهاي مفيد براي كتابداران ، پژوهشگران ، دانشجويان و علاقه مندان به اين حوزه سايت کتابخانه ملی مي باشد ، كتابخانة ملي مطابق اساسنامه خود جهت ارائه خدمات فنی، برنامه ريزی و سازماندهی کتابخانه های کشور, امور زير را به عهده گرفته است:  

1 . تهيه و انتشار منابع و ابزار کتابداری از قبيل : کتابشناسی ملی ايران ؛ گسترش رده بندی ها ؛ تهيه مستنداسامی مؤلفان ومشاهير,سازمانها ,ناشران,سرعنوانهای موضوعی , تهيه استانداردهای کتابخانه ای , تدوين قواعد فهرستنويسی , تهيه اصطلاحنامه های فارسی و...

2 . تهيه فهرست برگه منابع منتشره و فروش آنها به متقاضيان.

3 .  برگزاری دوره های آموزش کتابداری به صورت عام و تخصصی. 

4 .  ارتباط با انواع گوناگون کتابخانه ها درسراسر ايران و خارج از کشور جهت مبادله و اهدای کتاب و منابع ديگر. 

5 . مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران :          http://www.irandoc.ac.ir 

يكي ديگر از سايتهاي مفيد براي استفادة كتابدران ، محققان ، پژوهشگران و دانشجويان ، سايت مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران است . هم اکنون اين مرکز يافته ها و اطلاعات علمی را  در قالب چندين نشريه  از جمله فصلنامه های : سمينارهای ايران , تازه های تحقيق, چکيده مقالات علمی و فنی, چکيده پايان نامه های ايران, گزارشهای دولتی ايران, چکيده پايان نامه های فارغ التحصيلان خارج از کشور و گاهنامه محققين و متخصصين و نيز  فصلنامه علمی پژوهشی علوم اطلاع رسانی منتشر می سازد و رکوردهای پايگاههای اطلاعاتی مرکز نيز به صورت Online و Offline قابل دسترسی است . بخش قابل توجهی از منابع اطلاعاتی مانند: مقاله ، گزارش و طرحهای پژوهشی به صورت  متن کامل  مرکز هم اکنون از طريق سايت وب در دسترس عموم می باشد .   

6 .انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران (اكتا)                           www.ilisa.org.ir 

ابتدا با انتخاب گزينه "درباره انجمن" مي توان تاريخچه اي از پيدايش انجمن را مطالعه كرد.
در قسمت عضويت با شرايط عضويت افراد و سازمان ها در انجمن آشنا مي شويم.
همچنين در قسمتي ديگر اطلاعاتي درباره گروه بحث الكترونيكي گروه كتابداري و اطلاع رساني ايران به دست مي آوريم.
– مجله هاي در حال انتشار كتابداري و اطلاع رساني در كشور.
– معرفي وب سايت تعدادي از كتابخانه‌هاي داخل و خارج از كشور
– فهرست هاي رايانه‌اي مورد استفاده در كتابخانه‌هاي كشور نظير نوسا و پارس آذرخش و معرفي چند فهرست پيوسته كتابخانه‌اي در جهان.
– معرفي تعدادي از انجمن‌هاي علمي كتابداري اطلاع رساني در ايران و جهان.
– معرفي وب لاگ‌هايي در زمينه كتابداري و اطلاع رساني.

 

7 . فدراسيون بين المللي انجمنها و مؤسسات كتابداري (ايفلا)                                      http://ifla.org/ 

ايفلا (فدراسيون‌ بين‌المللي‌ انجمن‌ها و مؤسسات‌ كتابداري‌) در 30 سپتامبر 1927 در شهرادينبورگ‌ و در طي‌ «كنگرة‌ بين‌المللي‌ كتابخانه‌ها» (پنجاهمين‌ همايش‌ سالانه‌ انجمن‌ كتابداري‌ بريتانيا)پايه‌گذاري‌ شد و به‌ عنوان‌ انجمن‌ كوچكي‌ از كتابخانه‌هاي‌ علمي‌ و انجمن‌هاي‌ كتابداري‌ ـ عمدتاً ـكشوري‌ تأسيس‌ گرديد. اين‌ فدراسيون‌ يكي‌ از اولين‌ سازمان‌هاي‌ بين‌المللي‌ غيرانتفاعي‌، غيردولتي‌، باهدف‌ پيشبرد امر كتابداري‌ بود. كاركرد اصلي‌ اين‌ فدراسيون‌ تأمين‌ يك‌ تريبون‌ عمومي‌ براي‌ كتابداران‌سراسر جهان‌ به‌ منظور برقراري‌ تماس‌هاي‌ بين‌المللي‌ و مبادلة‌ نظرات‌ و تجارب‌، بويژه‌ در حوزة‌كتابشناسي‌ بود. پايه‌ عموميت‌ و فراگيري‌ واقعي‌ ايفلا، در دهة‌ سي‌ نهاده‌ شد كه‌ درطي‌ آن‌، انجمن‌هاي‌ كتابداري‌ چين‌، هند، ژاپن‌، مكزيك‌، فيليپين‌، مصر و فلسطين‌ به‌ عضويت‌ ايفلادرآمدند. در طي‌ سال‌هاي‌ پس‌ از جنگ‌ جهاني‌ دوم‌، ايفلا دامنة‌ عضويت‌ خود را از نظر جغرافيايي‌ بسيارگسترش‌ داد. امروزه‌ ايفلا يك‌ سازمان‌ جهاني‌ و نمايندة‌ بيش‌ از 1600 عضو در نزديك‌ به‌ 150 كشورجهان‌ است‌. ايفلاهمراه‌ با گسترش‌ جغرافيايي‌ خود، اهداف‌ خود را نيز گسترش‌ داده‌ و آن‌ها را به‌ گونه‌اي‌ اصلاح‌ كرده‌ كه‌قابليت‌ كاربرد جهاني‌ بيابند. امروزه‌ هدف‌ ايفلا ترويج‌ تفاهم‌، تعاون‌، مباحثه‌، پژوهش‌ و توسعه‌بين‌المللي‌ در تمام‌ حوزه‌هاي‌ فعاليت‌ كتابداري‌، شامل‌ كتابشناسي‌، خدمات‌ اطلاعاتي‌ و آموزش‌ كاركنان‌،و ارائه‌ نهادي‌ است‌ كه‌ از طريق‌ آن‌ بتوان‌ كتابداري‌ را از نظر علائق‌ بين‌المللي‌ به‌ جلوه‌ در آورد. به‌ موجب‌ مصوبات‌ ايفلا، فدراسيون‌ كارها و اقداماتي‌ را كه‌ مناسب‌ و مطلوب‌ تشخيص‌ دهد در پيش‌مي‌گيرد، بويژه‌: تقبل‌، پشتيباني‌ و هماهنگ‌ كردن‌ پژوهش‌ها و بررسي‌ها، گردآوري‌، تنظيم‌، انتشار و كّلاًاشاعة‌ اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ فعاليت‌هاي‌ كتابداري‌، كتابشناسي‌، اطلاع‌رساني‌ و آموزش‌ عملي‌؛سازماندهي‌ جلسه‌ها و همايش‌هاي‌ عمومي‌ و تخصصي‌؛ همكاري‌ با سازمان‌هاي‌ بين‌المللي‌ در حوزه‌اطلاع‌رساني‌، مستند سازي‌ و آرشيو؛ راه‌اندازي‌ دفاتري‌ براي‌ انجام‌ كارهاي‌ خاص‌، و فعاليت‌هاي‌ ديگري‌كه‌ تحقق‌ اهداف‌ نظري‌ و عملي‌ در همة‌ حوزه‌هاي‌ كار كتابداري‌ را ترويج‌ كنند.

شورا و همايش‌ عمومي‌ ايفلا 

هدف‌ ايفلا، ترويج‌ همكاري‌ و تبادل‌ تجربه‌ در سطح‌ بين‌المللي‌، از طريق‌ انگيزش‌ و تشويق‌تماس‌هاي‌ منظم‌ شخصي‌ ميان‌ اعضا است‌. علاوه‌ بر جلسه‌ها، سمينارها و كارگاه‌هاي‌ آموزشي‌ منطقه‌اي‌كه‌ به‌ وسيلة‌ گروه‌هاي‌ تخصصي‌ ايفلا سازمان‌ داده‌ مي‌شود، ايفلا در اواخر اگوست‌ هر سال‌ يك‌ همايش‌سالانه‌ برگزار مي‌كند. اين‌ همايش‌ در هر دو سال‌ يك‌ بار، مقارن‌ با جلسه‌ شوراي‌ ايفلا برگزار مي‌شود.

برنامه‌هاي‌ محوري‌ 

علاقه‌مندي‌ها و وظايف‌ مشترك‌ همة‌ كتابخانه‌ها و استفاده‌كنندگان‌ آن‌ها در فعاليت‌هايي‌ با نام‌برنامه‌هاي‌ محوري‌ ايفلا با هم‌ تلاقي‌ مي‌كنند. اهداف‌ و پروژه‌هاي‌ مربوط‌ به‌ برنامه‌هاي‌ محوري‌ كه‌ به‌وسيلة‌ هيئت‌ هدايت‌ مي‌شوند، با اهداف‌ و پروژه‌هاي‌ قسمت‌ها و بخش‌ها ارتباط‌ دارند و از موضوعات‌جاري‌ و مرتبط‌ بين‌المللي‌ در حوزه‌هايي‌ مثل‌ كنترل‌ جهاني‌ كتابشناختي‌، دسترس‌پذيري‌ جهاني‌انتشارات‌، حفاظت‌ و نگهداري‌ مواد كتابخانه‌اي‌، و جريان‌ جهاني‌ داده‌هاي‌ الكترونيكي‌ و مخابرات‌تشكيل‌ مي‌شوند.

چرا اين‌ برنامه‌هاي‌ عمده‌، برنامه‌هاي‌ «محوري‌» ناميده‌ مي‌شوند؟ پاسخ‌ اين‌ نيست‌ كه‌ اين‌ برنامه‌ها ازديگر فعاليت‌هاي‌ ايفلا كه‌ در بسياري‌ از گروه‌هاي‌ تخصصي‌ متمركز شده‌اند اهميت‌ بيش‌تري‌ دارند، بلكه‌دليل‌ اين‌ نامگذاري‌ را در آنجا بايد جست‌ كه‌ اين‌ برنامه‌ها محل‌ تلاقي‌ علائق‌ همة‌ كتابخانه‌ها واستفاده‌كنندگان‌ آن‌ها، در هر كجا كه‌ باشند، هستند.

در دهة‌ 1970 ايفلا چند برنامة‌ محوري‌ موضوع‌مدار را راه‌اندازي‌ كرد، و در دهة‌ 1980 تعداد آن‌ها راافزايش‌ داد. اين‌ برنامه‌ها عبارت‌اند از:

  پيشبرد كتابداري‌ در جهان‌ سوم‌ (ALP)

  دسترس‌پذيري‌ جهاني‌ انتشارات‌ (UPA)

  كنترل‌ جهاني‌ كتابشناختي‌ و مارك‌ بين‌المللي‌ (UBCIM)

  حفاظت‌ و نگهداري‌ (PAC)

  مخابرات‌ و جريان‌ جهاني‌ داده‌ها (UDT)

كميته‌ مديريت‌ برنامة‌ ايفلا كه‌ نقش‌ آن‌ «هماهنگي‌ و مديريت‌ برنامه‌هاي‌ عمدة‌ تخصصي‌ ايفلا، شامل‌اهداف‌ و كاركردها، و نيز تسهيل‌ در ارتباط‌ اين‌ برنامه‌ها با كار بخش‌ها و قسمت‌هاي‌ گوناگون‌ ايفلا است‌»مسئوليت‌ برنامه‌هاي‌ محوري‌ ايفلا را برعهده‌ دارد. ميزباني‌ برنامه‌هاي‌ محوري‌ بر عهدة‌ كتابخانة‌ ملي‌فرانسه‌، كتابخانة‌ بريتانيا، كتابخانه‌ آلمان‌، كتابخانه‌ ملي‌ كانادا، و دانشگاه‌ اوپسالا در سوئد است‌.

8 .انجمن كتابداري كانادا                                                                   www.cla.ca 

                 Canadian Library Association (CLA) 

انجمن كتابداري كانادا در سال 1946 در شهر هاميلتون واقع در ايالت اُنتاريو تاسيس شد. اين انجمن، موسسه اي انگليسي زبان است كه اعضاي آن عبارتند از: پنجاه و هفت هزار نفر از افراد شاغل در كتابخانه هاي سراسر كانادا و همچنين بيست و يك ميليون نفر از افراد علاقمند به كتابخانه ها، كتابداري و اطلاع رساني. اين انجمن، يك سازمان غيرانتفاعي است و توسط شورايي اداره مي شود كه به وسيله بيشتر از سي گروه و انجمن علاقمند به كتابداري و اطلاع رساني انتخاب شده است. اين انجمن شامل پنج قسمت اصلي است: انجمن كتابخانه هاي مدارس كانادا، انجمن كتابخانه هاي دانشگاهي كانادا، انجمن كتابخانه هاي عمومي كانادا، انجمن كتابخانه هاي تخصصي كانادا.
تعداد زيادي از اعضاي انجمن در كتابخانه هاي دانشگاهي، عمومي، تخصصي و آموزشگاهي مشغول به فعاليت هستند.
بقيه اعضاء انجمن عبارتند از افرادي كه در موسساتي مشغول به كارند كه لوازم و تجهيزات كتابخانه اي را فراهم مي آورند و همچنين دانشجويان تحصيلات تكميلي.
در صفحه اصلي، قسمتي براي جستجوي سايت اين انجمن وجود دارد كه شامل بيش از دوهزار و پانصد فايل
html و چهارصد و پنجاه فايل pdf
مي شود.
همچنين در بخش ديگري از سايت به معرفي كتاب هاي جديد در رابطه با كتابداري و اطلاع رساني، معرفي سمينار ها و اخبار جديد و معرفي فرصت هاي شغلي ايجاد شده در اين انجمن مي پردازد.

9 .انجمن بين المللي مدرسه هاي كتابداري  

 International Association of School Librarianship (IASL)

School Library Online 

                                                                                        www.iasl_slo.org 

با انتخاب گزينه about the association با تاريخچه، اهداف و اين انجمن آشنا مي شويد. در طي دهه 1960 كتابداران آموزشگاهي شركت كننده در اجلاس جهاني سازمان هاي حرفه اي آموزش در خواست ايجاد همايشي بين المللي را كردند كه افراد شاغل در كتابخانه هاي آموزشگاهي در آن شركت نمايند. در سال 1962 اين همايش برگزار شد و در آن پيشنهاد شد كه اين برنامه به صورت مداوم برگزار شود، تا تجمعي باشد براي شركت و گردهم آوردن افراد علاقمند به خدمات كتابخانه اي در آموزشگاهها از سراسر جهان و در همين زمينه كميته اي تشكيل شد. كشورهاي عضو اين كميته عبارت بودند از: انگلستان، كنيا، پاراگوئه، مالزي، استراليا و ايالات متحده آمريكا.
اين كميته، همچنين به عضويت ايفلا در آمده است، همچنين اين انجمن با سازمان‌ها و موسسات مختلفي مانند سازمان جهاني يونسكو نيز همكاري مي‌كند.
در اين سايت قسمت‌هاي متنوعي نيز به چشم مي‌خورد. نظير معرفي مجله و خبرنامه مربوط به اين انجمن. معرفي كميته هاي مختلف وابسته به انجمن، انتشارات مربوط به انجمن و طريقه سفارش آنها، امكان جستجوي سايت و ....
 

10 . انجمن كتابداري آمريكا                        www.ala.org 

      American Library Association( ALA) 

انجمن كتابداري آمريكا، قديمي ترين و بزرگترين انجمن كتابداري در دنيا و با بيش از شصت و چهار هزار عضو مي باشد. هدف اين انجمن، ترويج بالاترين خدمات اطلاع رساني و كتابداري از نظر كيفي و دردسترس عمومي به اطلاعات مي باشد. اين انجمن در سال 1876 در ايالت فلادلفيا ايجاد شد. و هدف اين انجمن توسعه و پيشرفت حرفه كتابداري به منظور بالا بردن ميزان يادگيري و دسترسي همگاني به اطلاعات مي باشد.
عضويت در اين انجمن براي هر شخص، كتابخانه و يا سازمان علاقمند به خدمات كتابداري آزاد مي باشد. در سايت انجمن كتابداري آمريكا با انتخاب گزينه
ouro association
مي توان اطلاعات مفيدي راجع به اين انجمن به دست آورد.
ديگر قسمت هاي مختلف سايت عبارت است از:
اخبار درباره انجمن، گزارش و معرفي سمينارهاي برگزار شده آتي، دوره آموزشي برگزار شده توسط انجمن، انتشارات خاص مربوط به انجمن، امكان جستجوي سايت و...

11 .انجمن كتابفروشان آمريكا                 www.bookweb.org 

American booksellers association (ABA )

انجمن كتابفروشان آمريكا در سال 1900 م تاسيس شد . اين انجمن يك انجمن غير انتفاعي است و تصميمات انجمن بوسيله اعضاي اتخاذ مي گردد و تمام كتابفروشان مي توانند به عضويت اين انجمن در آيند . آيين نامة اين انجمن توسط اعضاء در سال 1999 تصويب شد انجمن از فعاليتهايي كه به منظور آموزش و پژوهش و همچنين پيشبرد سطح سواد و ايجاد فضايي براي آزادي بيان دفاع مي نمايد . مركز اين انجمن در شهر نيويرك قرار دارد .

تمام علاقه مندان به حوزة كتاب و كتابداري مي توانند از طريق اين انجمن نسبت به سفارش و خريد كتاب اقدام نمايند .    

12 . بوكس اين پرينت                                                   www.BooksInprint.com 

   يكي از سايتهايي كه در حوزة كتاب و كتابداري به ارائه خدمات به صورت الكترونيكي مي پردازد ، سايت ( بوكس اينپرينت ) است كه حاوي اطلاعات مربوط به /000/500/3 كتاب موجود در بازار مي باشد ، كه توسط ناشران آمريكايي منتشر شده است . اين كتابشناسي علاوه بر شكل چاپي به صورت ديسك فشرده BIP موجود مي باشد كه از طريق اينترنت نيز قابل دسترسي است .

ديسك فشرده BIP كه با عنوان Book In print plus قابل تهيه است و به صورت ماهانه روز آمد مي شود . ويرايش ديگري از BIP با عنوان Book In print with Book reviews plus به صورت ديسك فشرده و ماهانه توسط ناشر توليد مي شود كه علاوه بر محتويات BIP ، شامل نقد و بررسي كتاب موجود در مجلات زير مي باشد :

Publishers weekly ؛   library journal ؛ choice ؛ school library journal ؛ reference and research books news ؛ booklist ؛ sci-tech book new.

اطلاعات اساسي موجود در BIP شامل عنوان ، نويسنده ، موضوع ، ناشر ، نشاني ، قيمت و شماره استاندارد بين المللي كتاب مي باشد . شركت Bowker علاوه بر BIP كه شامل حدود /000/400 عنوان كتاب در بريتانياست و همچنين كتابهاي موجود در بازار كانادا ، فرانسه ، آلمان ، ايتاليا و كشورهاي ديگر كه به صورت جداگانه است .

13 . آمازون دات كام                      www.amazon.com 

يكي از سايتهايي كه مي تواند براي كتابداران و علاقه مندان به كتاب مفيد و مؤثر واقع گردد ، سايت آمازون دات كام مي باشد . اين سايت يكي از بزرگترين فروشگاه الكترونيكي است كه بخشي نيز به معرفي و فروش كتاب اختصاص دارد . بوسيلة اين سايت مي توان با مشخصات كتابشناختي كتابها از جمله مقدمه و چكيدة و صفحات مقدماتي آن و همچنين عنوان ، نويسنده ، ناشر ، محل نشر ، قيمت ، تعداد جلد ، تخفيف ، زمان تحويل ، نوع جلد و طرح رو و پشت جلد را مشاهده نمود . اين سايت امكان سفارش /000/000/5  كتاب ، ديسك نوري ، نوارهاي ويدويي و ديسكهاي ويدئويي چند منظوره را امكان پذير مي نمايد . از طريق انواع روش هاي جستجو در اين سايت مي توان ، به جستجوي عناوين و موضوعات مورد علاقه پرداخت و پس از انتخاب بلافاصه سفارش خريد آن را داد . تهية بسياري از منابع اطلاعاتي همراه با تخفيف مي باشد . به شكل هاي مختلفي از جمله چك ، حساب سپرده ، ويزاكارت ، كارت اعتباري مي توان نسبت به پرداخت هزينة اقدام نمود . در صورت انصراف از خريد پس از سفارش در صورتي كه كتاب ارسال نشده باشد مي توان سفارش را ابطال كرد . و تا يكماه پس از تحويل كتاب نيز مي توان منبع مورد نظر را عودت داد . اگر فردي علاقه مند تهيه انتشارات در يك موضوع خاص باشد با عضويت و اعلام نشاني پست الكترونيكي خود ، سيستم به صورت خودكار اطلاعات جديد را به نشاني او ارسال مي نمايد . كتب خارج از چاپ هم بوسيله آمازون تهيه و ارسال مي گردد .


منابع و مأخذ 

1 . محسني ، حميد . مجموعه سازي و خدمات تحويل مدرك . تهران : كتابدار ،1378 و1378 .

2 . آذرنگ ، عبدالحسين . مباني نشر كتاب .تهران : سمت ، 1383 .

3 . قياسي كاكائي ، مريم . معرفي برخي از انجمن هاي كتابداري جهان .  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        جمعه ٢٢ دی ،۱۳۸٥ - vahidaghaahmadi

شناخت منابع و انواع مراجع جغرافیایی قسمت اول

چكيده:

مرجع در لغت به معني بازگشت يا محل رجوع ، منبع مرجع عبارت است از كتاب يا مواد ديگر كتابخانه براي يافتن اطلاعات معين و محدود.

 منابع جغرافيايي به دليل ويژگيهاي خاصي كه دارند ، در ميان منابع ، مقولة جداگانه اي راتشكيل                     مي دهند1.عموماً منابع جغرافيايي داراي تصوير و بخصوص نقشه هستند . 2.سازماندهي و نگهداري منابع جغرافيايي ، بخصوص نقشه ها و اطلسها و كره ها به دليل بزرگي آنها نياز به فضاي زيادي دارند.

از انواع منابع جغرافيايي مي توان 1 . نقشه ها 2 . كره جغرافيايي 3 . اطلسها ( كه از نطر شمول به عمومي و اختصاصي و از نظر دامنه به الف .اطلسهاي جهاني . ب . اطلسهاي ملي . پ .اطلسهاي محلي تقسيم مي شوند )        4 . فرهنگهاي جغرافياي  5. كتابشناسيها و مقاله نامه ها 6 . جاينامه ها  7 . راهنماها ، نام برد .

در ارزيابي منابع مرجع جغرافيايي مواردي كه بايد در نظر گرفته شود عبارتند از : 1 ناشر ، اعتبار و سابقة ناشر. 2 . اعتبار كارتوگراف وتهيه كننده نقشه .  3 . دامنه و ميزان اطلاعات . 4 . روز آمد بودن .  5 . مقياس . 6 . شكل ظاهري 7 . نمايه ها .    

   

 

مقدمه

مرجع در لغت به معني بازگشت يا محل رجوع (ناظم الاطبا،غياث اللغات ، فرهنگ فارسي) ، منبع مرجع عبارت است  از كتاب يا ديگر مواد كتابخانه كه براي يافتن اطلاعات معين و محدودي ، تهيه و تنظيم شده است . منابع مرجع كه در اينجا منظور بيشتر كتاب مرجع است و كمتر كسي به خواندن آن از ابتدا تا انتها اقدام مي كند ، در موضوعات مختلف علوم و دانش بشري و با ترتيب و اسلوبي خاص تاليف يافته اند و براي كسب اطلاع فوري و مختصر و مستند در باره واژه ها و موضوعها ، و پاسخگويي به سؤالات ، مورد توجه قرار مي گيرند .

در كتابخانه ها ، منابع مرجع را امانت نمي دهند و در مكاني مستقل بايگاني مي كنند و براي شناسايي آنها از نشانه اختصاري استفاده مي كنند . نشانه اختصاري ((م)) مخفف مرجع براي نشان دادن منابع مرجع فارسي و عربي ، و R   ( مخففRefernce  ) براي منابع مرجع غير فارسي و عربي ، به كار مي رود .

بنيان هر علمي بر منابع مرجع استوار است و هر علمي منابع تحقيقي ويژه اي دارد كه ابزار كا پژوهشگران و عصاي دست كتابداران است و پژوهندگان را در تجسس دانش و دستيابي به اطلاعات بخصوصي ياري مي دهند و آنها را كه به دنبال اطلاعات يا اصلاح اطلاعاتي مي باشند راهنمايي مي كنند كه كجا و چگونه مي توانند پاسخ پرسشها را كه براي پاسخگويي به نيازش لازم است ، بيابند .

كتابهاي مرجع ، پاسخ پژوهنده را محدود يا گسترش مي دهند . همچنين پاسخ را به طور مستقيم در اختيار جوينده مي گذارند و يا او را به منابعي كه بتواند پاسخ خود را در آنها پيدا كند ، راهنمايي مي كنند . هر كس بايد توانايي استفاده از منابع مرجع را از طريق تجربه و كسب دانش تحصيل كند تا به سهولت و به فوريت و اطمينان ، پاسخ نيازهاي خود را پيدا كند .

كتابها مرجع معمولاً به گونه اي تنظيم و تدوين مي شود كه استفاده كنندگان از آن بتوانند به راحتي از آن بهره گيرند و پاسخ سؤالات خود را كه هدف عمدة تدوين كتاب مرجع است در آن بيابند .

منابع مرجع از نظرگاههاي مختلف ، انواع گواناگوني دارند . انواع مهم آن در زبانهاي فارسي و عربي به اين شرح است : فرهنگها ، دايره المعارفها ، فهرستها، كتابشناسيها ، زندگينامه ها ، سالنامه ها ، راهنماها ، منابع جغرافيايي ، كه هر يك از اين منابع ، خود به دو گروه عمومي و اختصاصي يا موضوعي تقسيم مي شوند .    

  

 

  منابع جغرافيايي

منابع جغرافيايي به دليل ويژگيهاي خاصي كه دارند ، در ميان منابع ، مقولة جداگانه اي را تشكيل مي دهند .

1 . عموماً منابع جغرافيايي داراي تصاوير و بخصوص نقشه هستند و به منظور درك بهتر مطالب اين نقشه ها و گاه تصاوير به صورت رنگي چاپ مي شوند .

2 . سازماندهي و نگهداري منابع جغرافيايي ، بخصوص نقشه ها ، اطلسها ، و كره ها ، به دليل بزرگي آنها ، حتي اگر چندان مشكل نباشد ، جاگير است و نياز به فضاي زيادي دارد .

3 . پاسخ بسياري از سؤالات جغرافيايي را مي توان در دايره المعارفها به دست آورد . ليكن اگر مراجعه كننده به دنبال اطلاعات گسترده تر و عميق تري باشد ، طبيعتاً دايره المعارفها پاسخگو نخواهند بود . فرض كنيد مراجعه كننده اي نياز به اطلاعات مختصري در بارة كشور فنلاند داشته باشد . مطالب چند ستوني يا چند صفحه اي يك دايره المعارف عمومي مي تواند نياز اورا بر آورده نمايد . ليكن اگر مراجعه كنندة مورد نظر ما ، نياز به اطلاعات بيشتري داشته باشد مقالات دايره المعارفهايي چون بريتانيكا ، آمريكانا ، لاروس يا دايره المعارف فارسي را كافي تشخيص نخواهد داد . در اين صورت مي توان از كتابهاي مرجع جغرافيايي ، مثلاً گيتاشناسي ، استفاده كرد . اما اگر مراجعه كننده باز هم اطلاعات بيشتري بخواهد ، به ناچار ، بايد از حيطة منابع مرجع پا را فراتر گذاريم و از متون جغرافيايي كمك بگيريم . در اين صورت كتاب سرزمين و مردم فنلاند منبع مناسبي خواهد بود . اين شرايط را در مورد ساير منابع مرجع ، به اين شدت و حدَت نداريم . به همين دليل قسمت عمدة منابع جغرافيايي در بخش مرجع ، متون جغرافيايي هستند .  

علم جغرافيا داراي چندين شاخه است كه بعضي از آنها را مي توان علم جداگانه محسوب كرد . از جملة آنها جغرافياي رياضي ، جغرافياي طبيعي ، جغرافياي زيستي ، جغرافياي انساني ، جغرافياي اقتصادي ، جغرافياي سياسي ، جغرافياي گياهي ، جغرافياي حيواني ، جغرافياي ديرين ، جغرافياي نظامي ، اقيانوس شناسي ، اقليم شناسي ، و هوا شناسي است . در جغرافياي رياضي از شكل و حركت زمين ، فصول و اندازه گيري ابعاد زمين و نمايش آن به وسيلة نقشه هاي جغرافيايي بحث مي شود . جغرافياي طبيعي از سيماي طبيعي خارجي سطح زمين ، توزيع خشكيها و درياها و تغييرات آن اقليم ، و غيره بحث مي كند . موضوع جغرافياي زيستي رابطه موجودات زنده با محيط طبيعي آنهاست ، و به سه شعبة گياهي ، حيواني وانساني تقسيم مي شود . جغرافياي گياهي تحقيق در توزيع گياهان بر سطح زمين و رابطه آنها با محيطشان است . و جغرافياي حيواني همين امور را در مورد حيوانات تحقيق مي كند ، اين دو مبحث و بعضي ديگر از مباحث جغرافيايي با بومشناسي رابطه نزديك دارند . جغرافياي انساني از ارتباط انسان با محيط و فعاليتهاي وي در منطبق ساختن خود با محيط و در تغيير دادن محيط به مقتضاي احتياجات خود بحث مي كند ، و رشتة ژئوپلتيك در سده بيستم از آن منشعب شده است .

علم جغرافيا حاصل كنجكاوي انسان و نياز او براي شناختن راهها و موقع شهر ها و نواحي مجاور و آگاهي از احوال همسايگان بوده است .

از نظر قدمت تاريخي ، چينيها را بايد واضع جغرافيا دانست ، اما تحقيق منظم در اين رشته به دست يونانيان صورت گرفت . در بين ملل مختلفي كه در نواحي مديترانه سكونت داشتند رفت و آمد دريايي معمول بوده و بين ايشان روابط نزديكي برقرار بود . از آنجاكه درياي مديترانه داراي جزاير زيادي است ، مسافرت دريايي در آن ناحيه بيشتر بود . از اين رو ، يونانيان به جغرافيا عنايت زيادي داشتند ، بخصوص از هنگاميكه به تجارت در درياي مديترانه پرداختند ، لزوم گرد آوري اطلاعاتي در بارة فواصل بين جزاير و تحولات هوا و اوضاع مردم كشورهاي مختلف و محصولات اراضي و غيره را بيشتر احساس كردند و نتايج سودمندي گرفتند كه در پيشبرد دانش آنها تأثير فراوان داشت . يونانيها از مردم آسياي غربي و آفريقاي شمالي اطلاعات جالبي كسب كردند . مورخان بزرگ يوناني ، از جمله هرودوت منابع دانش همشهريهاي خود را در تأليفات خود قيد كرده و به يادگار گذاشته اند . وقتي كه اسكندر مقدوني فتوحات خود را گسترش داد ، يونانيها فرصت يافتند تا از شمال آفريقا تا سواحل هند را ببينند و اطلاعات گرد آوري كنند . مطالعات جغرافيايي در آن زمان با رياضيات و نجوم ارتباط زيادي داشت . ارسطو نخستين كسي است كه در بارة موضوع زلزله و تشنجات بزرگ اراضي و طوفانهاي دريايي اظهار نظر كرده است . گرچه پيش از ارسطو ، احتمالاً ، طالس ملطي از كرويَت زمين صحبت كرده بود ، ليكن ارسطو نخستين كسي است كه اين موضوع را ثابت كرده و حدود قسمتهاي مسكون آن را مشخص نمود . احتمالاً نخستين عالم واقعي جغرافيا اراتستن ( اراتوستنس ) است . وي در سده سوم و چهارم پيش از ميلاد مي زيست ، و حدود سال 235 پيش از ميلاد به كتابداري موزة اسكندريه منسوب شد و در همين شهر درگذشت . وي نخستين محاسبة علمي محيط زمين را انجام داد . از آثارش كتابي در جغرافيا ( مشتمل بر تاريخ جغرافياي رياضي و طبيعي ، مباني نقشة جغرافيايي ) و كتابي در باب ستارگان است . از جمله كساني كه در دوره روميان به جغرافيا توجه داشتند سنكا ، پلني مهين و مخصوصاً استرابون است . استرابون مسافرتهاي طولاني در نواحي مختلف جهان كرد و نتيجه مشاهدات خود را در اكتشافات متعددي براي آيندگان به يادگار گذاشت . استرابون از اكتشافات دانشمندان پيش از زمان خود هم انتقادات مفصلي كرده است .

بطلميوس كه در سدة دوم ميلادي مي زيست تحقيقات جغرافيايي يوناني را به اوج خود رساند . كتاب جغرافياي بطلميوس تالي كتاب ديگر او مجسطي است كه در موضوع نجوم و رياضيات نوشته بود . به طور كلي علم جغرافيا پيشرفت اولية خود را مديون علم رياضي و علم هيئت بوده است .

مسلمانان خيلي زود با كتاب جغرافياي بطلميوس آشنا شدن و نسخه هايي از آن را به دست آوردند كه با نقشه هاي رنگين آراسته شده بود . مسعودي در بارة بطلميوس چنين مي گويد : (( بطلميوس در كتابش به نام جغرافيا ، زمين و شهرها و كوهها و درياها و جزيره ها و رودها و چشمه هايي را كه در آن توصيف كرده است . از شهرهاي مسكوني و بلاد قابل كشت و زرع ياد كرده و شمارة اين گونه شهرها را در زمان خود 4500 دانسته و نام آنها را بر حسب اقليتها ذكر كرده است . )) جغرافيادانان مسلمان كه از كتاب بطلميوس استفادة فراوان كردند ، و در واقع اين كتاب سنگ شالودة علم جغرافيا در ميان مسلمانان بوده است . مسلمانان در تكامل جغرافيا تلاش زيادي كردند و تأليفات زيادي از آنها به عربي ، فارسي و تركي باقي است و اطلاعات آنان از اطلاعات نويسندگان يوناني ، رومي و مؤلفان لاتيني قرون وسطي زيادتر بوده است .

علت توجه مسلمانان به جغرافيا به چند دليل بوده است . اول ، امكان مسافرت كردن از اقيانوس اطلس تا اقيانوس كبير ، بي آنكه ناگزير باشند از مرزي واقعي بگذرند ، دوم ، مراسم حج سالانة خانة خدا بود . در اين سفر طولاني اين فرصت را مي يافتند تا با مردم ساير نواحي جهان آن زمان برخورد و حشر ونشر داشته باشند و از زندگي و زادگاه يكديگر اطلاعاتي كسب نمايند . عامل سوم ، نماز بود كه مي بايستي در شبانه روز ، در زمانهاي معين رو به خانة خدا انجام پذيرد . از اين رو تعيين قبله و طلوع و غروب خورشيد از اهميت زيادي برخوردار بود ، بخصوص براي آنان كه در سفر بودند . در شهرها محراب مساجد جهت قبله را نشان مي داد ، ليكن در بيايان يافتن قبله نياز به علم و دانش داشت . همچنين در ايام ماه مبارك رمضان نيز تعيين ساعات سحر ، طلوع و غروب خورشيد براي روزه داران از اهميت ويژه اي برخوردار بود . چهارم ، حس كنكاوي مسلمانان را بايد دليل پيشرفت علم جغرافيا در جهان اسلام دانست . جغرافياي انساني از مسايلي بود كه مسلمانان به آن علاقة خاصي نشان مي دادند و آثار مسعودي و بيروني مخصوصاً گواه اين دعوي است . بالاخره ، پنجم ، نياز به اطلاعات از شرايط اقليمي و انساني كشورهاي مجاور براي خلفا و سرداران سپاه اسلام بود كه قصد حمله و جنگ داشتند و حفظ و نگهداري سرزمينهاي مفتوحه و فعاليتهاي بازرگاني با ساير بلاد و كشورها موجب پيشرفت علم جغرافيا در اسلام شد . در دوران خلفاي اسلامي ، عموماً ، سازماني به نام (( البريد و الخبر )) مسئول حفظ و نگهداري راهها و تهيه اخبار براي حكومت بود و طبيعتاً اين سازمان نياز به اطلاعات و شناسايي شهرها و راه ها و زندگي مردم در سراسر قلمرو حكومت خلفا داشت .

نخستين دانشمند ايراني كه تأليف او به دست مسلمانان افتاد بن شهريار بود . كتاب بن شهريار در بارة تحقيق طول و عرض جغرافيايي يك محل بخصوص ، بحث مفصلي داشت و طريقة آن را به روشني تشريح مي كرد . كتاب ابن شهريار و زيج شهرياري دانشگاه جندي شاپور خدمت شاياني در توسعة علوم – بخصوص جغرافيا – در جهان اسلام داشته است .

نخستين مسلماني كه به كشورهاي دور دست ، تا سواحل هند و چين ، مسافرت دريايي كرد ((سليمان تاجر)) بود كتاب اخبار الصين و الهند ( تأليف به سال 237 هجري ) از آثار سليمان تاجر است كه توسط خود او يا شخص ديگري كه از زبان سليمان شنيده به رشتة تحرير در آمده است . اين سفر و سفرهاي مشابة آن بود كه سر انجام سبب پيدايش افسانة سند باد بحري در كتاب هزار و يكشب و كتابهاي كمتر شناخته شدة مشابه آن شد . اين سفر ها همچنين در كسب اطلاعات جغرافيايي از آن سرزمينها كمك كرد و اين اطلاعات در تأليفات جغرافيايي پس از آن درج شد . در سدة سوم هجري يك رشته تأليفات به نام المسالك و الممالك ( راهها و كشورها ) تأليف شد و اين در حقيقت از بركت برقرار شدن دستگاه بريد (چاپار) و نيازي بود كه براي شناختن راههاي ارتباط استانها و ولايات با يكديگر به وجود آمده بود .

از قديمي ترين مسلماناني كه مسقيماً به علم جغرافي توجه داشتند ، بايد از يعقوبي و ابن خرداذبه نام برد ، يعقوبي را مي توان پدر علم جغرافيا در ميان مسلمانان دانست . يعقوبي تا اواخر سده سوم هجري در قيد حيات بوده است . يعقوبي به علم جغرافيا علاقة فراوان داشت وي در مقدمة كتاب البلدان از عشق خود به شناسايي سرزمينها و مردم ديگر كشورها سخن مي گويد . او از كودكي سفرهاي دراز كرده بود ، از مردم ديگر كشورها در بارة نژاد ، نوع معيشت ، لباس ، كسب و كار و وضع جغرافيايي شهر و محل زندگي آنان سؤال مي كرد و اگر پاسخها را قابل اعتماد مي دانست ، آنها را يادداشت مي كرد . خود او مي گويد در موسم حج اطلاعات بسيار زيادي از آنانكه به زيارت خانة خدا مي آمدند گردآوري مي كرده ، و به نام خلفا و اميراني راكه سرزمينهاي مختلف را گشوده و در آنجا پادگانهاي نظامي برقرار كرده بودند ياداشت مي كرده و اطلاعاتي مربوط به باج و خراج آن نواحي فراهم مي آورده است . خود او مي گويد كه كتابش در مدتي دراز تأليف شده و در بارة هر كشور اطلاعت مربوط به آن جمع آمده است . اين كتاب در واقع مجموعة جامعي در بارة تاريخ كشورها است . يعقوبي ديدي وسيع در جغرافيا، بخصوص جغرافياي انساني داشته است .                    

   يعقوبي نويسنده اي جدي است ؛ همچون معا صرش ابن خرداذبه وهمچون بسياري ديگر از جغرافيانويسان شرقي توجهي به قصه ها و افسانه ها وذكر آنها ندارد . ولي بايد گفت كه از لحاظ به دست دادن فاصلة شهر ها دقت وي كمتر از خرداذبه است . ابن خرداذبه فاصله ها را با ميل معين كرده است و يعقوبي بر حسب منزل يا روز .

ابن خرداذبه ايراني الاصل و از اخلاف يك زرتشتي مسلمان شده است . وي مدير دستگاه بريد (چاپار) و شُرطه (پليس) و از نزديكان معتمد خليفه عباسي بود . كتاب خودرا به نام المسالك والممالك در فاصلة سالهاي 230 تا 234 هجري تأليف كرد . او كوشيد تا اطلاعات صحيحي در بارة راههاي دور دست مخصوصاً از بغداد تا نقاط مختلف قلمرو اسلامي و همچنين ميزان خراج شهرها گرد آورد تا سلسلة بريد به طور مرتب و دايمي برقرار بماند .

در سدة  چهارم ، علاوه بر كتابهاي مسالك الممالك كه ذكر آنها رفت ، چند كتاب بزرگ جغرافي نيز تأليف گشت . از آن جمله مي توان از دايره المعارف بزرگ ابن رسته به نام الَاعْلاقُ النَّفيسه نام برد كه فقط جزء هفتم آن باقي مانده است . ابن رسته در اين كتاب ، پس از شرح آسمان و كرة زمين ، به شرح شهرها و كشورها پرداخته و بسياري مطالبش اقتباس از آثار قديمتر يا معاصرش مي باشد . ديگر سفرنامة ابن فضلان است كه از جانب المقتدر خليفة عباسي به دربار شاه بلغار رفته بود . قبايل بلغار كه در كنارة رودخانة ولگا سكني داشتند مسلمان شده بودند و به اين دليل ساير بلغارها كه در سواحل رودخانة دانوب زندگي مي كردند ، عليه آنها به جنگ برخاسته بودند ، خليفه عباسي تصمم گرفته بود كه به بلغارهاي مسلمان كمك و ياري برساند و از اين رو ، ابن فضلان را كه مردي دانشمند و تيز هوش بود به رياست هيأتي به دربار پادشاه بلغارها فرستاد . ابن فضلان از درياي خزر عبور كرد و به دربار شاه بلغارها رفت . در سر راه خود هر آنچه را مشاهده مي كرد ، يادداشت مي كرد . سفرنامة ابن فضلان قديميترين شرح قابل اعتماد راجع به روسيه است . گزارش ابن فضلان در معجم البلدان ياقوت حموي نقل شده است .

نخستين كتاب فارسي در علم جغرافيا ، با عنوان حدودالعالم به اين سده تعلق دارد كه مؤلف آن ناشناخته مانده است. عنوان كامل اين كتاب حدودالعالم من المشرق الي المغرب است كه به سال 372 هجري تأليف گرديده است و به نام امير ابوالحارث محمد ابن احمد فريغوني اهدا شده است . اين كتاب را ، نخستين بار ، تومانسكي ، خاورشناس روس ، در سال 1310 هجري قمري در بخارا كشف كرد و چندي بعد ، بارتولد ، خاورشناس مشهور آن را به سال 1930 به چاپ رساند . چند سال بعد ولاديمير مينورسكي ترجمة انگليسي آن را با تعليغات و تحقيقات فراوان به چاپ رساند . در سال 1314 و 1340 در تهران به چاپ رسيده است .

مهمترين جغرافيا دانان و مورخ و طبيعي دان سدة چهارم ابوالحسن علي بن حسن مسعودي است كه بايد او را از بزرگترين مورخان و دانشمندان اسلام به حساب آورد . مسعودي پيش از ابن بطوطه بزرگترين سياح و جهانگرد با هوش در بين مسلمانان است ، او از سواحل اقيانوس اطلس و بحر خزر تا سرزمين هند را زير پاگذاشت و حتي بنا به شواهدي كه وجود دارد بعضي كشورهاي دوردست جنوب شرقي آسيا را هم ديده است . اگر چه بسياري از آثارش – و از جمله تاريخ عمومي سي جلدي او به نام اخبار الزمان – از ميان رفته است . ولي كتاب مروج الذهب في معادن الجوهر او به جاي مانده و مشتمل است بر تعداد زيادي از مواد و اطلاعات در بارة جغرافيا و زمين شناسي و تاريخ طبيعي ( و نخستين توصيف كتبي در بارة آسياي بادي ) . مسعودي در آثار خود از چگونگي به وجود آمدن نژادهاي مختلف انسان بحث كرده است . نكته اي كه مروج الذهب را نزد جغرافيا دانان معتبر كرده ، نقشة درياهاي شرقي است كه مسعودي به كمك مشاهدات خود و با استفاده از نقشه هاي سليمان تاجر كشيده است . مسعودي در اواخر عمر كتاب التنبيه و الاشراف را به رشته تحرير در آورد كه خلاصه اي است از نظر كلي و فلسفة وي . اگر چه اين كتاب بيشتر بر موضوعات تاريخي اشراف دارد ، ليكن به مسائل جغرافياي انسان نيز مي پردازد و مسعودي هنگامي كه از قبيله يا قومي صحبت مي كند ، از اوضاع سرزمينهاي آنها نيز به طور مشروح بحث مي كند . كتاب العجايب نيز به مسعودي نسبت داده مي شود . اين كتاب حاوي داستانهاي عجيب و غريبي است و به همين دليل ، بعيد به نظر مي رسد كه مؤلف آثاري چون مروج الذهب و التنبيه و الاشراف ، چنين كتابي را تأليف كرده باشد .  

از سدة پنجم ، چند اثر ارزنده در ارتباط با موضوع جغرافي باقي مانده است . از آن جمله است سفر نامة ناصر خسرو، فيلسوف اسماعيلي و شاعر بزرگ ايراني كه مشتمل بر اطلاعات فراواني است در بارة جغرافياي خاورميانه . در همين ايام البكري ، قديميترين جغرافيادان اندلسي كتابهاي المسالك و الممالك و معجم ما استعجم را تأليف كرد . بكري داراي اطلاعاتي وسيع بود و علاوه بر جغرافيا ، در الهيات و لغت و گياهشناسي نيز دست داشت . او در آثار جغرافيايي خود سنتي را بنا نهاد كه در سدة بعد جغرافي دانان آن را دنبال كردند . ابوريحان بيروني چند تأليف مهم در جغرافيا دارد . از آن جمله است كتاب تحديد نهايات الاماكن لِتَصحيح مسافات المساكن . وي براي اندازه گيري طول و عرض جغرافيايي روش تازه اي بنا نهاد و به اندازه گيريهايي براي تعيين نقاط متقاطر و كرويت زمين و محاسبة ارتفاع و خصوصيات ديگر جغرافيايي بعضي از شهرها رداخت . همچنين تحقيقي در جغرافياي هندوستان دارد كه در كتاب ماللهند وي آمده است . ترجمة فارسي تحديد نهايات الاماكن در سال 1352 در تهران منتشر شده است . جورج سارتون در باره بيروني مي نويسد : در جغرافيا ، بدون شك بيروني را بايد يكي از بزرگترين دانشمندان جغرافياي سراسر زمانها به شمار آورد . خدمت وي به جغرافيا در زمينه هاي گوناگون بود . جنبة رياضي اين دانش را توسعه داد و اندازه گيريهاي زمين پيمايي كرد و با صحت جالب توجهي مختصات جغرافيايي عده اي از آمكنه را اندازه گرفت . توصيف وي از هندوستان اثر جغرافيايي بزرگي است كه اهميت بسيار اساسي دارد . پيدا شدن چشمه هاي طبيعي و چاههاي آرتزين را از روي قوانين ايستاشناسي ( هيدروستاتيك ) توضيح داد . به اين امر توجه شد كه درة سند محتملاً بستر دريايي قديمي بوده كه رفته رفته با روسوبات پر شده است .

سدة ششم با يك رشته گزارش سفرهاي دريايي و رهنامه ها همراه است كه دريانوردان نامداري ار قبيل سهل بن أبان نوشته اند و نيز چند جغافياي محلي نوشته شد كه بيشتر به يك ناحيه اختصاص داشت .

برجسته ترين و معروفترين چهره در علم جغرافي در سدة ششم ابوعبدالله ادريسي است . وي و ابوالفدا در مغرب زمين شهرت زيادي به دست آوردند ، رنو تأليف وي را در مجموع اثري همچون اثر استرابون و ((همچون بناي عظيمي برافراشته در جغرافيا )) مي داند . ادريسي كتاب خود را به نام نزهه لمشاق في اختراق الافاق تأليف كرد كه به كتاب الروجاري (صورت عربي نام روجر ) شهرت دارد . از آنجا كه بندر سيسيل بسيار پر رفت و آمد بود ، ادريسي موفق شد اطلاعات زيادي از زايران ، تجار و مسافراني كه از آن بندر مي گذشتند . در بارة نقاط مختلف عالم فرآهم آورد . موقعيتي كه در دربار يك امير مسيحي داشت ، اين اجازه را به او مي داد كه بتواند از سرزمينهاي مسيحي نشين ايتاليا و فرانسه و وايليريا ( قسمت شرقي درياي ادرياتيك ) و آلمان اطلاعاتي به دست آورد كه در آثار جغرافي نويسان مسلمان يش وي نبود .

ادريسي پس از آن ، دايره المعارف جغرافيايي مفصلتري تأليف كرد ، به نام روض الانس و نزهه التنفس ، براي ويليام ، پادشاه سيسيل ، كه متن كامل آن اكنون در دست نيست ، ادريسي عالم طبيعي نيز بود .

در سدة هفتم آثار جغرافيايي متعددي تأليف شد كه بهترين آنها فرهنگ جغرافيايي معجم البلدان تأليف ياقوت حموي است . اين نخستين كتاب مرجع جغرافيايي است كه در جهان اسلام تأليف مي گردد . ياقوت در حدود 574 هجري از پدر و مادر يوناني متولد شد . به اسارت مسلمانان در آمد و در جهان اسلام بزرگ شد و بازرگاني بغدادي او را خريد . از بركت جوانمردي اين بازرگان ، ياقوت به تحصيل علوم فقه و كلام و ادب پرداخت ، خواجه اش او را آزاد كرد و با خود در كار بازرگاني شريك كرد . يكي از فعاليتهاي او از آن شهر با زيباترين بيان سخن مي گويد : (( اگر حمله تاتارها و مصيبتهايي كه از آن حاصل شد نمي بود ، چنان دوست مي داشتم كه تا پايان زندگي در آن شهر درنگ كنم ، از آن جهت كه مردمان آن بسيار ملايم و مهربان و خوش اخلاق و با تربيت بودند ، و نيز از آن جهت كه كتابهاي فراوان در اين شهر موجود بود . هنگام عزيمت من از شهر مرو ، در اين شهر ده كتابخانه وقفي وجود داشت كه از لحاظ فراواني و خوبي كتابها در جاي ديگر نظير آن را نديده بودم . از ياقوت چند كتاب به يادگار باقي مانده است كه عبارت است از فرهنگ جغرافيايي معجم البلدان ، معجم الادبا كه فرهنگ زندگينامه اي از مشاهير آن روزگار است و كتاب المشترك .

در سدة هشتم مهمترين آثار جغرافياي مربوط به علم هيئت است ، همچون كتاب شمس الدين دمشقي به نام نخبه الدهر في عجايب البر و البحر كه در سدة نوزدهم ميلادي در مغربزمين از روي ترجمه فرانسه آن توسط فون مهرن شناخته شد . در اين كتاب علاوه بر هيئت و تاريخ طبيعي ، اطلاعات جغرافيايي بسيار وجود دارد . همچنين دراين سده سياحان برجسته اي در سفرنامه هاي خود ، بسياري از معلومات جغرافيايي را آورده اند كه از معروفترين آنها ابن بطوطه را بايد نام برد .

ابن بطوطه در سال 703 هجري در طنجه ولادت يافت . در سال 725 سفر خود را كه بيست نه سال طول كشيد ، آغاز كرد . شمال آفريقا و مصر و شام و حجاز و عراق و ايران و يمن و بحرين و تركستان و ماورالنهر و قسمتي از هند و چين و جاوه و مراكز آفريقا را سياحت كرد . سفرنامة او مشحون از اطلاعات موثقي است در بارة نقاطي كه ديده است .

از آثار جغرافيايي سدة هشتم مي توان از نزهه القلوب تأليف حمدالله مستوفي ، شاعر، مورخ و جغرافيا نويس ايراني نام برد . وي از اهالي قزوين بوده است .

پس از سدة هشتم توجه به علم جغرافيا رفته رفته رو به انحطاط نهاد ، و اين كيفيت در علوم رياضي و طبيعي نيز پيش آمد . با اين همه از كتابهاي هيئت حافظ ابرو و عبدالزراق سمر قندي در سدة نهم بايد ياد آوري شود و نيز كتاب وصف اليقيه از سدة دهم ، تاليف حسن بن محمد الوزان الزيات ، مسلمان متولد در غرناطه و بزرگ شده در فارس ، كه چون به دست مسيحيان جزيره كورس اسير شده بر او نام مسيحي جان لئون آفريقايي ( به عربي ، يوحنا الاسد الغرناطي ) نهادند . با اين همه ، در پيدايش تحقيقات درجه اول جغرافيايي در سدة هشتم انحطاط نماياني حاصل شد ، و تنها استثناء از اين قاعده وجود چند جغرافيا دان هندي ، اكثر از اصل ايراني ، در بار امپراتوران مغول هند بوده  است كه آثار گرانبهايي تأليف كرده اند ، همچون آيين اكبري تأليف علامي كه به اكبر شاه مغول تقديم كرد ه بود و هفت اقليم امين احمد رازي . در مناظر العوالم محمد عاشق و دايره المعارف جغرافيايي حاجي خليفه ، كه در آن نخستين تلاش براي مقايسة جغرافياي اروپايي و اسلامي به چشم مي خورد ، مواد جديدي ، مخصوصاً از لحاظ اقيانوس شناسي و جغرافياي جزاير اقيانوس هند ، ديده مي شود . در دورة تركان عثماني كه به صورت قدرتي جهاني در آمده بودند ، يك رشته سفرهاي دريايي صورت گرفت ، و در نتيجة آنها كتابهايي مربوط به دريانوردي نوشته شد كه از آن جمله است كتاب الفوائد في اصول علم البحر و القواعد تأليف ابن ماجد ، چندين رساله در بارة اقيانوس هند و مجمع الجزاير مالايا تأليف سليمان مهري ، و كتاب محيط در احوال بحر عمان از سيدي علي درياسالار عثماني ، و تحقيقات نقشه نگاري دريا سالار ديگر عثماني ، پيري رئيس ، كه از آخرين نقشه كلمبوس    (كريستف كلمب ) استفاده كرده بوده است . چنانكه مشاهده مي شود ، لااقل در زمينه نقشه نگاري علم رنسانس باختري در زماني وارد جهاني اسلامي مي شود كه سنت جغرافيايي اسلامي ، با وجود آنكه فعاليت آن پس از رسيدن به اوج خود در فاصلة سده هاي ششم تا هشتم در طريق انحطاط سير مي كرده ، هنوز شكوفان بوده است .

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        چهارشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٥ - vahidaghaahmadi

شناخت منابع و انواع مراجع جغرافیایی قسمت دوم

انواع مراجع جغرافيايي

منابع مرجع در علم جغرافي را مي توان از نظر شكل و شيوة ارائه اطلاعات به چند گروه تقسيم كرد :

1 . نقشه ها .

نقشه عبارتست از نشان دادن بخش يا تمام سطح زمين بر سطحي مسطح با نسبتي مشخص كه به آن مقياس گفته   مي شود .با توجه به اينكه نقشه نمي تواند در اندازه طبيعي باشد و براي آنكه بتوان اطلاعات بيشتري را به وسيله نقشه ارايه كرد از راههاي زير استفاده مي شود:

 وسيع گرفتن مقياس نقشه: تا آنجا كه ممكن است نقشه را با مقياس وسيع تري تهيه مي كنند تا بزرگتر و اطلاعات بيشتري روي آن بتوان ارايه كرد.

تفكيك موضوعي نقشه : مثلا اطلاعات مربوط به كوهها و راهها و حيوانات و پوشش گياهي و ... را در نقشه هاي جداگانه ارايه مي كنند.

تفكيك نقشه به اجزاء كوچكتر: در اين روش نقشه را به اجزاي كوچكتر تقسيم مي كنند و هر كدام را با مقياس بزرگتري تهيه مي كنند. مانند نقشه ايران با مقياس يك پنجاه هزارم كه سازمان جغرافيايي ارتش با همكاري سازمان نقشه برداري كشور تهيه كرده اند و ايندكس ( نمايه ) كاملي هم دارد. در ايران علاوه بر بخشهاي دولتي ، چند سازمان در بخش خصوصي به تهيه و انتشار نقشه هاي جغرافيايي اشتغال دارند . از آن جمله اند مؤسسه گيتاشناسي .مؤسسة كاراتوگرافي سحاب و مؤسسه گيتا شناسي . مؤسسه كارتوگرافي سحاب قديمي ترين سازمان تهيه و انتشار نقشه در ايران ( در بخش خصوصي ) است . در حقيقت سه نسل است كه به اين كار اشتغال دارند . مؤسسه سحاب علاوه بر نقشه هاي عادي كره هاي جغرافيايي و نقشة برجسته ، اقدام به تهيه و انتشار نقشه برجسته نما نيز كرده است . چاپ اين نقشه ها به صورت مسطح انجام مي گيرد ، ليكن رنگها و هاشورها به گونه اي است كه نقاط گود و برجسته برروي نقشه ها كاملاً مشخص هستند . ايران سومين كشوري است (بعد از آمريكا و آلمان ) كه نقشه برجسته نما تهيه و منتشر كرده است .  

2 . كرة جغرافيايي

 يعني يك سطح كروي شكل كه نقشة درياها و خشكي هاي زمين ، به همان ترتيبي كه در سطح طبيعي سطح كرة زمين قرار گرفته ، بر آن ترسيم و نام درياها ، رودها ، كوهها ، كشورها و شهرها در جاي خود ثبت مي شود . اين منبع جغرافيايي ، در واقع يكي از منابع غير كتابي است .  

3 . اطلسها

اطلسها مجموعه ای از نقشه ها هستند که همراه با پاره ای اطلاعات و نمايه های لازم در يک يا چند مجلد صحافی شده اند . اطلسها- امروزه- فقط به علم جغرافيا اختصاص ندارند و در ساير رشته های علوم نيز ممکن است اطلس تهيه شود ، مانند اطلس بدن انسان ، که برای دانشجويان و تازه واردان به علوم پزشکی تهيه می شود .

انواع اطلسها

1-      از نظر شمول . اطلسها را می توان از نظر شمول به دو گروه تقسيم کرد :

الف- اطلسهای عمومی که به طور کلی موقعيت سرزمين و منطقه ای را نشان می دهند . مانند اطلسهای جهانی، اطلسهای منطقه ای و اطلسهای ملی ( کشوری). از قديمترين اطلسهايی که در ايران منتشر گرديده می توان از کتاب جغرافيای جهان نما و اطلس جديد نام برد که نخستين کتاب جغرافيای چاپی ايران است که در عهد صدارت امير کبير تهيه و تدوين گرديده درسال 1218قمری در عثمانی چاپ شد . در سال 1302 قمری، اطلس تازه جغرافيايی مشتمل بر 48 ورق نقشه که عبد الغفار نجم الدوله آن را تهيه کرده بود توسط اداره انطباعات (در تهران) انتشار يافت . در سالهای 1317 تا 1319 قمری ، محمد رضای مهندس – معلم مقدمات رياضی در مدرسه دارالفنون – اطلس تازه جغرافی عهد جديد را مشتمل برشانزده ورق نقشه رنگين ترسيم و منتشر کرد . از نمونه های ديگر اطلس جهانی در زبان فارسی می توان از اطلس معاصر گيتا شناسی نام برد  که در سال 1370 شمسی انتشار يافت . اين اطلس در 144 صفحه ، قطع رحلی بزرگ ، حاوی اطلاعات زيادی است ، از جمله آشنايی مختصر با سيستمهای تصوير نقشه ، توضيحاتی درباره عالم ، زمين و منظومه شمسی ، مستعمرات جهان ، نقشه های پوشش گياهی و حيوانی جهان و قاره ها ، و نقشه های سياسی ، طبيعی شش قاره جهان . همچنين دارای ارقام و آمارها ، جدول شناخت کشورها و نمايش پرچمها و تصاوير رنگی از نقاط مختلف است.

هر قاره را به چند بخش تقسيم کرده و برای هر بخش يک نقشه تهيه کرده است . به استثنای چند کشور ژاپن و انگلستان ( که اطراف آن درياست ) ، شوروی سابق ، ايالات متحده آمريکا، و کانادا ( به علت بزرگی کشور ) و آلمان که به هر کدام يک صفحه اختصاص داده شده است . در نتيجه در مورد پاره ای از کشور های جهان اطلاعات کمتری داده شده است . يا کشور های خاورميانه که همگی در يک صفحه آمده اند . اين اطلس متأسفانه ، فاقد نمايه است . در غرب چندين اطلس عمومی منتشر شده است . کيستر تعداد اطلس جهانی به زبان انگليسی را بيش از يکصد عدد شمارش کرده است که به آن بايستی اطلسهای ملی و منطقه ای را افزود . از مهمترين آنها می توان از اطلس جهانی تايمز نام برد. ويرايش هفتم اين اطلس در سال 1985در 512صفحه در يک جلد منتشر کرده است . اين اطلس از سه جزء تشکيل شده است . چهل صفحه اول به مطالعه ای اجمالی درباره جهان ، منابع انرژی و غذا و نمودارهای متعدد و نقشه هايی از ستارگان اختصاص دارد . در قسمت دوم ، اطلس دارای 124 نقشه دو صفحه ای   است که از نظر رنگ آميزی و نقشه برداری بسيار جالب هستند .اين نقشه ها با استفاده از هشت رنگ مختلف رنگ آميزی شده اند . از رنگها به نحوی استادانه برای نشان دادن ويژگيهای هر منطقه ، رود خانه ها ، مرزهای سياسی ، خطوط راه آهن و امثال آنها استفاده شده است .  در اين نقشه بسياری از خصايص و ويژگيها ، از جمله مردابها ، کانالها ، و چراغهای دريايی با علايمی نشان داده شده است .

اين اطلس به دليل آنکه اطلاعات خوبی درباره کشورهای غير اروپايی دارد و اطلاعات آن درباره شوروی سابق ، چين ، افريقا و جنوب شرقی آسيا از ساير اطلسهای انگليسی زبان بيشتر است با استقبال زيادکتابداران مرجع در غرب – از جمله آمريکا – روبرو شده است .

بلاخره قسمت سوم اين اطلس به نمايه ای اختصاص دارد که حاوی دويست و ده هزار مدخل است که بيشتر به يک فرهنگ جغرافيايی شباهت دارد . در مقابل هر مدخل نام کشور و علايم ارجاع به نقشه بطور کامل داده شده است . خلاصه اين اطلس با عنوان اطلس جهانی نيويورک تايمز در سال 1985 منتشر شده است . نمايه آخر اطلس جهانی نيويورک تايمز با داشتن نود هزار مدخل ، در حقيقت نصف نمايه اطلس جهانی تايمز است. کارتوگرافی هر دو اطلس را جان بارتولومر انجام داده است . خود بارتو لومر يک اطلس جهانی منتشر کرده است که ويرايش دوازدهم آن در سال 1982 منتشر شد . اين اطلس 112 صفحه است و اطلس کوچکی است که نمايه آن فقط 24000 مدخل دارد و بيشتر قابل استفاده مراجعه کنندگان انگليسی است .

ب- اطلسهای اختصاصی . اطلسهای اختصاصی مجموعه ای از نقشه هايي است که به موضوع يا عنوان خاصی اختصاص دارد . اين نوع اطلسها می کوشند تا موضوع يا موضوع های خاصی را با کمک و از طريق نقشه بيان کنند . نمونه اطلس اختصاصی که به فارسی وجود دارد اطلس تاريخ اسلامی است . اين اطلس نوشته هاری هازارد است که محمود عرفان آن را به فارسی ترجمه کرده است . اين اطلس رادر سال 1335،کتابفروشی ابن سينا در تهران منتشر کرده است . اطلسی است با قطع بزرگ ، پس از مقدمه ای درباره تاريخ اسلام ، در هر صفحه حدود جغرافيايی قلمرو اسلام را نشان داده است و برای هر نقشه شرح و توضيح نسبتاً مفصلی آورده است . اين اطلس گذشته نگر است و قرون جديد را در بر نمی گيرد .جديد ترين و جامعترين اطلس اسلامی تأليف برايس است که در 1980 توسط انتشاراتی بريل در هلند چاپ شده است .ديگر چند کتاب اطلس تاريخی است به قلم کالين مک ايودی با عنوانهای اطلس تاريخی جهان : دوران  باستان،  اطلس تاريخی جهان : قرون وسطی ، اطلس تاريخی جهان : دوره معاصر و اطلس تاريخی افريقا .  اين کتاب را آقای فريدون فاطمی به فارسی برگردانده و نشر مرکز در سالهای 1364 و 1365منتشرکرده است . اصل کتابها جزو مجموعه پنگوئن انتشار يافته است. نمونه ديگر اطلس موضوعی و اختصاصی در زبان فارسی اطلس ابرها است که به رده بندی ابرها اختصاص دارد . تهيه کننده اين اثر شفيع جوادی است . اين کتاب در 142 صفحه در سال 1355 توسط انتشارات امير کبير منتشر گرديده است . از ديگر اطلسهای تخصصی می توان از اطلس منابع آب ايران نام برد .  اين اثر را معاونت بهره برداری و مديريت منابع آب وزارت نيرو تهيه و در سال 1369 منشر کرده است . اين کتاب دارای دو جلد و يک اطلس است جلد اول به گزارش هيدروژنی و جلد دوم به گزارش هيدروژئولوژی  اختصاص دارد . نقشه های اطلس منابع آب هم در دو قسمت است. قسمت اول نقشه های هيدرولوژی و همباران است و قسمت دوم به نقشه های هيدروژئولوژی و بهرهبرداری آبهای زير زمينی و کيفيت آب اختصاص دارد .

در زبان انگليسی چند اطلس اختصاصی و موضوعی جغرافيايی وجود دارد که مهمترين آنها عبارت است اطلس اقيانوس (شناسی) تايمز که در سال 1983در 272صفحه منتشر شد و مورد استقبال کتابداران و منتقدان قرار گرفت .

نمونه ديگر اطلس اختصاری در زبان انگليسی اطلس خلاصه تاريخ جهان تايمز است. از مهمترين و معتبرترين اطلسهای تاريخی در زبان انگليسی می توان اطلس تاريخی تأليف ويليام شفرد نام برد که ويرايش نهم آن در سال 1964منتشر شده است . اين اطلس براساس گاهشماری وقايع و حوادث تاريخی از سال 1450پيش از ميلاد مسيح تا سال 1964ميلادی تنظيم شده است ، اما نقشه های آن از سال 1929 به بعد را در بر می گيرد . نمايه بسيار خوبی دارد . در سال 1969، مارتين جيلبرت پيوستی برای اين اطلس تهيه کرد، با عنوان اطلس تاريخ اخير : از 1870تا عصر حاضر . اين پيوست حاوی 120نقشه سياه و سفيد است به علاوه مبتنی برخلاصه و مختصر ، حوادث جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم ، جنگ کره و ويتنام را نيز در بر می گيرد . رقيب اطلس شفرد ، کتاب اطلس تاريخی جهان رند مک نالی است که در سال 1981 منتشر شده است ، اين اطلس، همانند اطلس شفرد ، از روزگاران خيلی قديم تا کنون را در بر می گيرد . ممکن است اطلس اختصاصی بر اساس موضوعات علوم يا علوم اجتماعی تهيه و تنظيم شده باشد ،مانند اطلس تجاری و راهنمای بازاريابی رند مک نالی که از سال 1976 انتشار آن به صورت سالانه ادامه دارد . اين اطلس بيشتر اطلاعات مربوط به ايالات متحده و کانادا را در بر می گيرد و به علت آنکه هر ساله ويرايش جديد و روز آمد آن منتشر می شود با اقبال کتابدارن و متخصصان روبرو است . منبع بسيار خوبی برای آمار های جاری است . حدود 20 صفحه اول کتاب حاوی مطالب زير است.

1)نقشه های مناطق و شهرهای بزرگ

2)داده ها و اطلاعات درباره اطلاعات و حمل و نقل

3)اطلاعات اقتصادی

4)اطلاعات جمعيت شناسی

اين اطلاعات براساس ايالات و سپس شهرهای بزرگ آمريکا مرتب شده است . نمونه ديگر اطلس موضوعی، اطلسهای نجومی و عکسهای هوايی است . مهمترين نمونه اطلس نجومی در زبان انگليسی اطلس عکس از سيارات کمبريج است که در سال 1982منتشر شده است . زيرا با پيشرفتهايی که بشردر تسخير فضا انجام داده ، ديگر نمی توان نقشه هاو اطلسهايی راکه در ارتباط با فضا و علوم فضايی هستند ناديده گرفت . اين اطلس حاوی نقشه های  دقيقی از سيارات ، ماهواره ها و مناطق جهان است . متن اين اطلس بسيار روشن و روان و غير فنی نوشته شده تا هر کس بتواند از آن استفاده نمايد .

2 . از نظر دامنه اطلاعات . اطلسها را مي توان به سه گروه تقسيم كرد .

الف . اطلسهاي جهاني . اين نوع اطلسها مي كوشند تا نقشه و اطلاعات در بارة همة كشورها و مناطق كره زمين ، و امروزه در حد متعارف اطلاعاتي در بارة فضا و سيارات را داشته باشد . نمونة آن در صفحات پيش معرفي گرديد ، مانند اطلس معاصر گيتا شناسي ، اطلس جهاني تايمز ، اطلس جهاني نيويورك تايمز .

نشرية نشنال جئوگرافيك يك اطلس جهاني منتشر كرده است كه از اعتبار زيادي برخوردار است و براي عموم مردم ، بخصوص كودكان ، جذاب است اين اطلس داراي تعداد زيادي نقشه هاي موضوعي است و بر حسب مناطق جهان تقسيم بندي گرديده و ذيل هر منطقه اسامي كشورهاي آن منطقه – مانند يك دايره المعارف آمده است . ويرايش پنجم اين اطلس در سال 1981 منتشر شده است . چند نكتة منفي نيز بر اين اطلس وارد است : اولاً پيش از اندازه بر آمريكا و كشورهاي قارة آمريكا تكيه كرده است ، ثانياً ديسك نماية آن كه حاوي 155 هزار مدخل است فاقد مشخصات طول و عرض جغرافيايي و در نتيجه بازيابي اطلاعات بسيار مشكل است . در سالهاي اخير نشنال جئوگرافيك اقدام به مكانيزه كردن اين اطلس كرده است و كلية اطلاعات آن را بر روي صفحات فشرده ضبط كرده است . با كمك كامپيوتر و نمايه اي كه براي بازيابي اطلاعات – براساس نام كشورها – ساخته شده ، براحتي مي توان به اطلاعات لازم در بارة هر كشور  دست يافت . در ابتدا پرچم كشور برروي صفحه مونيتور تصوير مي شود و سرود رسمي آن كشور نواخته مي شود و سپس نماية موضوعهايي كه در ارتباط با آن كشور در حافظة كامپيوتر وجود دارد ، برروي صفحه مونيتور نقش مي بندد و مراجعه كننده مي تواند هر قسمت از اطلاعات را كه بخواهد انتخاب نمايد .

ب . اطلسهاي ملي . اين نوع اطلسها حاوي اطلاعات طبيعي ، سياسي ، اجتماعي و اقتصادي در بارة يك كشور بخصوص است . در هر كشوري ، عموماً ، يك سازمان يا مؤسسه مسئول تهية نقشه هايي از تمام نقاط آن كشور است .  اين مؤسسه يا سازمان مي تواند با كمك نقشه هايي كه تهيه مي كند ، اقدام به انتشار اطلس ملي بنمايد . در ايران سازمان نقشه برداري كشور مجموعة كاملي از نقشه هاي ايران تهيه كرده است . ليكن اين مجموعه – يا گزيده اي از آن – هنوز به صورت اطلس مجلد شده منتشر نشده است . چند اطلس ملي توسط مؤسسة جفرافيايي و كارتوگرافي سحاب و مؤسسة ليتوگرافي و كارتوگرافي گيتا شناسي منتشر شده است .

پ . اطلسهاي محلي . اين اطلسها به يك شهر اختصاص دارد . مانند اطلس تهران ، تجهيزات شهري و اوقات فراغت كه در سال 1348 در 93 صفحه توسط مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران انتشار يافت . نمونة ديگر آن اطلس فرهنگي شهر تهران است كه آن را شوراي عالي فرهنگ و هنر ، در 218 صفحه ، در سال 1355 منتشر كرد و جلدهاي بعدي آن انتشار نيافت . در سال 1364 مؤسسة گيتا شناسي ، اطلس كامل شهر تهران در مقياس 1:10000 ، را در 303 صفحه منتشر كرد .

ارزيابي اطلسها

در ارزيابي اطلسها ، به نكات زير بايد تو جه داشت :

1 . عموماً اطلسها – داراي اطلاعات جنبي ، جدولهاي آماري ، فهرستي از پرچمهاي كشورها و عكسهايي از مناطق مختلف هستند . مراجعه كننده نبايد در بررسي اطلس تحت تأثير اين عكسها ( بخصوص در اطلسهاي جهاني ) كه از نقاط مختلف تهيه شده اند قرار بگيرد و از چند و چون نقشه هاي اطلس غفلت نمايد . اين انتقاد به پاره اي از اطلسهاي جهاني كه در آمريكا منتشر شده وارد است . زيرا هم جا و فضاي زيادي را اشغال مي كند و هم بر نقشه هاي نقشه هاي اطلس مي چربد و توجه مراجعه كننده يا كتابدار مرجع را به عكسها بيشتر جلب مي نمايد يا نقشه ها.

2 . ميزان جا و فضايي كه در يك اطلس – به خصوص در يك اطلس جهاني – به مناطق جغرافيايي داده مي شود ، از اهميت خاصي برخوردار است . مثلاً اگر يك اطلس جهاني ، به نقشه هر كشور يك صفحه را اختصاص بدهد ، براي اكثر كشورهاي خاورميانه و كشورهاي اروپايي كه مساحتي چندان بزرگ ندارند ، مشكلي به وجود نمي آيد و مي توان اطلاعات لازم را در يك صفحه منظور كرد . اما در مورد كشورهايي مانند آمريكا ، كانادا ، چين و هندوستان ،كار با مشكل روبرو مي شود و گاه به ناچار پاره اي از اطلاعات از قلم مي افتد . در مورد اطلس ملي نيز مي توان چنين مشكلي در نظر گرفت . مثلاً استان خراسان و استان چهار محال و بختياري را نمي توان به يك اندازه و با يك ميزان اطلاعات دريك اطلس آورد و به نقشه هركدام يك صفحه را اختصاص داد .

3 . نكتة مهم ديگر رنگ آميزي نقشه است . به كمك رنگ است كه قسمتهاي يك نقشه ( استانها در يك نقشه ملي و كشورها در يك نقشه جهانما ) تفكيك مي شوند . پاره اي از رنگها – امروزه – به صورت استاندارد شده براي نشان دادن ويژگيهاي خاص نقشه ها در آمده اند . مثلاً رنگ آبي براي نشان دادن درياها و درياچه ها ( به طور كلي آب ) و رنگ قهوه اي براي نشان دادن برجستگيها و كوهها و امثال آنها به كار مي روند . به هر حال انتخاب رنگها از اهميت زيادي برخوردار است . اگر نقشه اي رنگ آميزي مناسبي نداشته باشد و خطوط مرزي در آن مشخص نشده باشد هر جند كه نقشه دقيق و صحيح باشد ، باز هم نمي تواند اطمينان و اعتماد مراجعه كننده را به خود جلب نمايد .

4 . نشان دادن برجستگي ها و فرورفتگي ها در يك نقشه مهم است  . زيرا ، كوشش نقشه كش ( كارتوگراف ) اين بوده كه مشخصات جغرافيايي يك منطقه را برروي يك سطح صاف نشان دهد و اين كار به راحتي امكانپذير نخواهد بود . او ناچار است به كمك رنگها ( از كم تا پررنگ ) ، سايه زدن ها يا هاشور زدنها اين مهم را انجام دهد. نشان دادن برجستگيها و فررورفتگيها ، از سده هاي پيشين تا كنون مشكل عمدة كارتوگرافي ها بوده است . هر چه منطقه اي كه در يك نقشه نشان داده مي شود ، بزرگتر باشد ، اين مشكل نيز بزرگتر خواهد بود . در سده ها بيستم ، در تهية نقشه هاي انفرادي توانسته اند ، نقشه را به صورت برجسته تهيه نمايند و كوهها را به صورت برجسته و دره ها را با سايه زدن ها به صورت فرورفتگي نشان دهند . همچنين ، همانطور كه گفته شد ، با استفاده از سايه و روشنها و استفاده از رنگ ها – به صورت خطاي باصره – نقشه را برجسته نشان دهد . علاوه بر يك مؤسسه كارتوگرافي آمريكايي و يك مؤسسة كارتوگرافي آلماني كه اقدام به تهيه و چاپ نقشه هاي برجسته نما كرده اند ، مؤسسه كارتوگرافي سحاب در ايران – سومين مؤسسه كارتوگرافي در جهان است – كه اقدام به تهيه وا نتشار نقشه هاي برجسته نما كرده است .

5 . با لاخره نكتة مهم در بازيابي اطلاعات در يك اطلس است . اگر چه اطلس مجموعه اي صحافي شده از يك گروه نقشه است ، ليكن بازيابي اطلاعات در يك نقشه با بازيابي اطلاعات در يك اطلس متفاوت است . در يك نقشه اگر به دنبال محلي مي گرديم بايستي – لااقل –حدود جغرافياي آن محل را بدا نيم . مثلاً اگر به دنبال (( تايباد)) هستيم بايد بدانيم كه اين شهر در شرق ايران ودر نزديكي مرز قرار دارد ، و چه بهتر كه بدانيم كه در استان خراسان ودر نزديكي مرز افغانستان واقع شده است . در غير اين صورت ، ناچاريم همة نقشه را بگرديم . اما در اطلس ، نماية اطلس به ما كمك مي كند تا به سهولت منطقه يا مكان مورد نظر را پيدا كنيم . كلية اسامي به صورت الفبايي در آخر اطلس آمده است ودر مقابل هر نام علاوه بر شماره صفحه دو كه اطلاعاتي ديگر ، يكي به حرف وديگري به عدد ، آمده است . اين دو نشانه ، علامت محورهاي مختصات نقشه هستند كه در طول وعرض نقشة آن صفحه ياد داشت شده اند وبا امتداد آنها نقشه به تعدادي مربع تقسيم شده است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        چهارشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٥ - vahidaghaahmadi

شناخت منابع و انواع مراجع جغرافیایی قسمت سوم

4 . فرهنگهاي جغرافياي 

در اين جا واژه فرهنگ به معناي اخص آن يعني واژه نامه به كار گرفته شده است . نخستين فرهنگ جغرافي به زبان فارسي در سال 1338 با عنوان فرهنگ اصطلاحات جغرافيايي منتشر گرديد . مؤلفان اين فرهنگ ( احمد آرام ، صفي اصفيا ، حسين گل گلاب ، غلامحسين مصاحب ، مصطفي مقربي ) . اين فرهنگ حاوي متجاوز از هفتصد اصطلاح است كه بعضي از آنها كمابيش سابقة استعمال دارد ، ليكن اكثر آنها را مؤلفان خود ساخته اند وبرخي نيز الفاظي هستند كه در كتابهاي لغت فاسي يافت مي شودند ، ليكن در اين واژه نامه براي بيان معاني دقيق و صريحي تخصيص داده شده است مانند واژه (( تيماس )) كه بجاي واژه ((بيشه ))در مقابل واژة bush  در نظر گرفته شده است .

فرهنگ اصطلاحات جغرافيايي ( در 59 ص+ 16  ) از سه قسمت تشكيل گرديده است . بخش اول مقدمه اي است كه مؤلفان نوشته اند ، همراه با توضيحي دربارة علامات و ضبط تلفظها و مآخذ . در اين بخش ،در دو ستون ، واژه هاي فارسي الفبايي شده است . علاوه بر اين معادل انگليسي ( يا فرانسه ) واژه ها در پايين صفحه آمده است . بخش سوم حاوي لغتنامة انگليسي به فارسي است . در اين قسمت واژه ها داده نشده است .

نمونة ديگر ، فرهنگ بزرگ گيتاشناسي است كه به همت عباس جعفري تدوين و تأليف شده ودر سال 1366 ، انتشارات گيتاشناسي آن را در 408 صفحه منتشر كرد . اين فرهنگ اصطلاحات جغرافيايي در سه قسمت فارسي به فارسي ، فارسي به انگليسي ، انگليسي به فارسي تدوين شده است و فرهنگي است مصور ، همراه بانقشه ، جدول و نمودار .

 

5 . كتابشناسيها و مقاله نامه ها  

در سال 1341 ، دانشكدة ادبيات دانشگاه تهران ، فهرست مقالات جغرافيايي را منتشر كرد . اين كتاب را محمد حسن گنجي با همكاري جواد صفي نژاد تهيه و تدوين كرده اند . اين كتاب نخستين فهرست مقالات تخصصي جغرافي است كه در زبان فارسي منتشر مي گردد . تا اين تاريخ فهرستي از مقالات جغرافيايي در فهرست مقالات فارسي ايرج افشار آمده بود .

علاوه بر سياهه و صورتي از مشخصات كتابشناختي كتابهايي كه در زمينة جغرافي منتشر شده اند كه در كتابشناسيهاي عمومي آمده ، چند كتابشناسي نيز به صورت اختصاصي در حوزة جغرافيا در زبان فارسي تهيه و تدوين شده اند كه در كتابشناسيهاي عمومي آمده ، چند كتابشناسي نيز به صورت اختصاصي در حوزة جغرافيا در زبان فارسي تهيه و تدوين شده است . از آن جمله است كتابشناسي جغرافيا ( چاپي  - خطي ) كه توسط خانم صديقه سلطاني فر تهيه و تدوين شده و مركز اسناد و مدارك علمي در سال 1364 آن را در 227 صفحه منتشر كرد . همچنين چند كتابنامة محلي يا منطقه اي به زبان فارسي منتشر شده است كه عبارتند از :

آقابخشي علي . كتابشناسي گيلان . تهران : مركز مطالعات و هماهنگي فرهنگي ، 1360 . 174 ص .

پاكدامن ، ناصر ، عبدالحسن آذرنگ . كتابشناسي اصفهان . تهران دفتر مطالعات و برنامه ريزي فرهنگي وزارت فرهنگ و هنر ، 1354 .

رائين ، اسماعيل . كتابنامه خليج فارس . تهران پژوهشگاه علوم انساني ، بي تا . 130 ص .

عباسي ، شهريار . كتابشناسي فلسطين ، به ضميمة فهرستي از كتابهاي مربوط به عرب ، اسراييل غاصب ، خاور ميانه و لبنان . تهران : شركت سهامي انتشار ، 1361 . 45 ص .

 در زبان انگليسي كتابشناسي هاي جاري و گذشته نگر زيادي در حوزة جغرافيا منتشر شده و مي شود . پاره اي از اين كتابشناسيها جغرافيايي از اهميت ويژه اي برخودار است . از آن جمله است فهرست انتشارات جاري جغرافيا كه انجمن جغرافيايي آمريكا در نيويورك آن را از سال 1938 به طور ماهانه منتشر مي كند .

در زمينة مقاله نامه و چكيده در حوزة جغرافيايي ، بخش جغرافياي دانشكدة اقتصاد لندن در سال 1966 اقدام به انتشار نشرية چكيدة جغرافيايي كرد . اين نشريه دوماه يك بار در چهار بخش زير منتشر مي گرديد : الف . شكل شناسي جغرافيايي ، ب . جغرافياي زيستي ، آب و هوا و كارتوگرافي ، ج . جغرافياي اقتصادي ، و بالاخره ، د . جغرافياي اجتماعي . اين نشريه داراي نمايه اسامي افراد ، موضوع و مناطق جغرافيايي است . انتشار اين نشريه در سال 1971 متوقف گرديد و دانشگاه ايست انجليا ، در شهر ناريج انگلستان ، ادامة كار را به عهده گرفت . اين نشريه اكنون دو ماه يكبار در شش قسمت منتشر مي گردد ، اين بخشهاي ششگانه عبارتند از : الف : تغييرات سطح زمين از دوران سوم ؛ ب . جغرافياي زيستي و آب و هوا ؛ ج . جغرافياي اقتصادي ؛ د . جغرافياي اجتماعي و كارتوگرافي ؛ ه . تهنشست شناسي ؛ و . برنامه ريزي منطقه اي . نماية سالانه اين نشريه در دو قسمت مجزا منتشر مي گردد . قسمت اول ويژة بخشهاي الف ، ب ، ج ، است و قسمت دوم به بخشهاي د، ه ، و ، اختصاص دارد .

 

6 . جاينامه هاي جغرافيايي

واژة جاينامه هاي جغرافيايي برايGazetteer در نظر گرفته شده است . همانطور كه گفته شد ، نماية هر اطلس در حكم يك جاينامة جغرافيايي است كه سياهه و صورتي از اسامي ، همراه با اطلاعاتي ، هرچند بسيار مختصر است . جاينامة جغرافيايي ، در مقابل ، حاوي اطلاعات زيادتري است ، ولي عموماً فاقد نقشه است . از اين رو يك كتابدار مرجع با تجربه مي كوشد تا در پاسخگويي هم از اطلسها استفاده نمايد و هم از جاينامه ها .

جاينامه ممكن است جهاني ، ملي يا منطقه اي باشند . نمونة جاينامه هاي جغرافيايي جهاني در زبان فارسي عبارتند از:

جاويد فر ، جعفر . دايره المعارف جغرافيايي جهان . تهران سحاب ، 1355 .

جهان معاصر : شامل اطلاعات جغرافيايي ، سياسي ، اقتصادي و اجتماعي كليه كشورهاي جهان . تأليف گروهي از دانشمندان شوروي . ترجمه غلامحسين متين ، چاپ دوم ، تهران : جاويدان ، 1361 ، 695 ص .

سعيديان ، عبدالحسين . كشورهاي جهان از آرژانتين تا يونان . تهران : علم و زندگي ، 1365 . 938 ص .

در زبان انگليسي دو جاينامه جغرافيايي از اعتبار خاصي برخوردار هستند . يكي  فرهنگ نوين جغرافيايي وبستر است . كه ويرايش جديد آن در سال 1985 ، در 1408 صفحه منتشر گرديد . اين اثر حدود چهل و هفت هزار مدخل و متجاوز از دويست نقشه را در بر مي گيرد . علاوه بر مدخلهاي جغرافيايي جاري ، اسامي دوران كتاب مقدس ، عصر يونان و روم باستان ، اروپاي قرون وسطي و جنگهاي جهاني اول و دوم و امثال آنها را نيز در بر مي گيرد .

همتاي اين اثر ، جاينامة جهاني كلمبيا ليپين كات است كه ، در سال 1952 منتشر گرديد . پيوست اين اثر در سال 1962 انتشار يافت . ويرايشهاي قبلي اين كتاب در سالهاي 1855 تا 1931 با عنوان جاينامة نوين ليپين كات منتشر گرديد . در اين اثر اسامي جغرافيايي جهان – از نظر سياسي و جغرافيايي – به صورت الفبايي آمده است .

در زبان فارسي جاينامه اي كه اطلاعات نسبتاً كاملي در بارة كشورهاي جهان داشته باشد ، گيتا شناسي كشورها : جغرافياي طبيعي ، سياسي ، اقتصادي و تاريخي است كه محمد محجوب و فرامرز ياوري آن را تهيه و تدوين كرده اند و در سال 1362 از طرف گيتا شناسي در تهران در 484 صفحه منتشر گرديد . اين اثر بار ديگر تجديد چاپ شده است .

در سطح ملي ، در ايران ، جاينامه هاي زيادي منتشر شده كه مي توان از نمونه هاي زير نام برد :

ايران . وزارت جنگ . سازمن جغرافيايي كشور . فرهنگ جغرافيايي ايران ( آباديها )  تهران : دايرة جغرافيايي ستاد ارتش ، 1330 .

اين اثر در 9 جلد منتشر شده و كليه آباديهاي ايران را به صورت الفبايي در بر مي گيرد .

مفخم پايان ، لطف الله . فرهنگ آباديهاي ايران . تهران امير كبير ، 1339 ، 512 ص .

مركز آمار ايران . اسامي نقاط روستايي و شهري از هزار نفر به بالا به تفكيك استان ، شهرستان ، بخش و دهستان بر اساس تقسيمات كشوري ، 1348.

مفخم پايان ، لطف الله . فرهنگ كوه هاي ايران ، شامل بخشي از نامها ، جايگاه ، پاره اي از ويژگيهاي كوههاي ايران . تهران : سازمان جغرافيايي كشور ، 1352 . 117 ص .

ايران وزارت دفاع ملي . ادارة جغرافيايي ارتش . فرهنگ جغرافيايي آباديهاي كشور (اقليد) . تهران : 1361 .

اين اثر در چندين جلد است و هر جلد به يك شهر يا منطقه اختصاص داده شده است . مثلاً اقليد ، راور و ...

در سال 1370 انتشارات سروش فرهنگ جغرافيايي آذربايجان شرقي ( مناطق مهم جغرافيايي ) را منتشر كرد .

 

7 .  راهنماها   

راهنماهاي مسافرتي عموماً براي استفادة مسافران تهيه و تدوين شده اند . از چه نقاطي ديدن يا خريد كنند ، با چه وسايلي مسافرت نمايند ، در كجا مي توانند هتل ارزان قيمتي پيدا كنند و امثال اين سؤالها را مي توان به كمك اين كتابها پاسخ داد . حتي از نظر اندازه و قطع ، اين كتابها به گونه اي چاپ و صحافي مي شوند كه مسافران بتوانند آنها را به راحتي در جيب خود بگذارند و در اتومبيل خود از آنها استفاده نمايند . اطلاعات اين كتابها – برخلاف دايره المعارفها و جاينامه ها – بسيار عميق نيست و بيشتر جنبة عملي دارد .

در زبان فارسي مي توان چند نمونه راهنما را به اين شرح معرفي كرد :

فهرست بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايران . تهران : سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران ، 1345 .

اين كتاب نخستين نشرية سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران است كه در 257 صفحه منتشر گرديده است و اطلاعات لازم در بارة 433 بناي تاريخي و 132 محل باستاني ( مانند تپه ها و اماكن باستاني ) را در بر دارد . كتاب بر اساس نام استانها و فرمانداريهاي كل كشور ( در سال 1345 ) تنظيم گرديده و ذيل هر استان نام شهرهاي آن استان به صورت الفبايي آمده است . وذيل هر شهر بناها و تپه هاي تاريخي آن شهر معرفي شده اند . اين نشريه حاوي 235 تصوير از بناها و آثار تاريخي است .

در پايان كتاب صورتي از كلية بناها و آثار تاريخي همراه با اطلاعات مختصري در بارة آنها ( محل و تاريخ بنا ) درج شده است .

كتاب سبز ، 1359 – گرد آورنده ايران سبز ، 1359 . اين كتاب راهنماي شهر شيراز است .

راهنماي مشاغل گنجينه ، 1365 – گرد آورنده شركت گنجينه مشتاق . 1365 .

راهنماي شهر هاي اصفهان و تهران اين مجموعه منتشر شده است .

نيازمنديها ، 1360 – گرد آورنده سازمان زرد ، 1360 .اين كتاب راهنماي شهر تهران است .

 

ارزيابي منابع جغرافيايي

1 . ناشر . تهيه و انتشار نقشه واطلس به دقت ، مهارت و صرف هزينه زيادي نياز دارد ،  و هر ناشري قادر نخواهد بود كه اقدام به تهيه و انتشار نقشه واطلس نمايد . از اين رو ، ناشر ، يكي از عوامل مؤثر در ارزيابي وقبول ويا رد نقشه و اطلس محسوب مي شود . در ايران ، مؤسسة كارتوگرافي سحاب و گيتاشناسي از اهميت ويژه اي برخوردارند . مؤسسة سحاب سه نسل متوالي است كه با كارتوگرافي و انتشار نقشه هاي ايران و جهان سرو كار دارد و كارهاي ارزنده اي منتشر كرده است . مؤسسة گيتاشناسي اگر چه سابقة سحاب را ندارد ، ليكن چون از آن مؤسسة برخاسته و جدا شده ، با ظرايف كار آشنايي كافي دارد و كارها و آثار ارزشمندي كه منتشر كرده گواه اين امر است . سازمان نقشه برداري كشور و سازمان جغرافيايي ارتش – به دليل حساسيت وظايفي كه بر عهده دارند -از اعتبار خاص و ويژه اي برخوردارند و كارهاي آن ها مورد قبول است و كتابخانه ها مي توانند از آنها استفادة زيادي بنمايند .

2 . اعتبار كارتوگراف و تهيه كنندة نقشه . تعداد معدودي تهيه كنندة نقشه در جهان وجوددارند كه از اعتبار و حثيت خاصي برخوردارند و براي دايره المعارفها و كتابهاي معتبر نقشه تهيه مي كنند . مثلاً جان بارتولومو كه كارتوگرافي دو اطلس مهم،يعني اطلس جهاني تايمز و اطلس جهاني نيويورك تايمز را انجام داده از اعتبار ويژه اي               

برخوردار است ونام او در حاشية نقشه يا در شناسنامه كتاب اطلس مي تواند عامل مهمي براي انتخاب و مراجعه به آن اثر باشد .

3 . دامنه و ميزان اطلاعات ، ميزان اطلاعات و حدود دامنة منابع جغرافيايي – به طور كلي – از اهميت ويژه اي برخوردار است . كتابدار مرجع بايستي مقدمة اطلس يا ساير منابع جغرافيايي را به دقت مطالعه كند و با بررسي دامنه و ميزان اطلاعاتي راكه ارائه مي دهد ارزيابي و بررسي كند . در يك اطلس جغرافيايي بايد فضايي كه براي كشور در نظر گرفته مي شود ، متناسب با وسعت جغرافيايي آن كشور باشد . در حالي كه بسياري از اطلسهاي جغرافيايي منتشره در آمريكا ، وزنة اطلاعاتي را براي ايالات متحده بسيار سنگين گرفته اند و در نتيجه بسياري از نقاط جهان ناديده گرفته شده است . كيستر خاطر نشان مي كند ، در حالي كه آسيا حدودتقريباً 30% مساحت كرة زمين 60% جمعيت جهان را به خود اختصاص داده، در بسياري از اطلسهاي آمريكايي عنايت چنداني به آن نشده است . ممكن است استدلال شود كه اين اطلسها بيشتر جنبة اطلسهاي ملي را دارا هستند و براي استفادة كتابداران و مراجعه كنندگان آمريكايي تهيه شده اند در چنين ايرادي به اطلسهاي اروپايي نيز وارد است .

4 . روز آمد بودن . در مورد منابع جغرافيايي – به خصوص در مورد نقشه ها و جاينامه ها – عمل روز آمد بودن بسيار مهم است . مگر در مواردي كه مراجعه كنندگان با پژوهش تاريخي سرو كار داشته باشند و نياز به اطلاعات روز آمد نداشته باشند . فروپاشي اتحاد شوروي و تأسيس چندين جمهوري جديد التأسيس تقريباً از اهميت كلية اطلسها و جاينامه ها و نقشه هاي موجود كتابخانه براي پاسخگويي به مراجعه كننده ، كاسته است كتابدار مرجع قادر نخواهد بود پاسخ مراجعه كنندگاني را كه به دنبال پرچم كشورهاي جديدالتأسيس ، يا اطلاعاتي در بارة آنهاست بدهد . همچنين است تغييرات ژئوپلتيك در اروپاي شرقي و اتحاد آلمان . از موارد ديگر مي توان از كتابهايي نام برد كه حاوي اطلاعات آماري در بارة كشورهاي جهان هستند و هر ساله – عموماً – ويرايش جديد آنها منتشر مي شود .

 5 . مقياس . يكي ديگر از عوامل مهم در ارزيابي منابع جغرافيايي مقياس نقشه ها در آن منابع است . همانطور كه گفته شد ، هرچه مقياس نقشه بزرگتر باشد ، ميزان اطلاعات مندرج در آن نقشه بيشتر خواهد بود .  

6 . شكل ظاهري . شكل ظاهري – به خصوص در مورد نقشه ها و اطلس ها – يكي از عوامل مهم ارزيابي است .  مراجعه كننده در نخستين برخورد با نقشه ، اين سؤال برايش مطرح مي شود كه آيا مي تواند پاسخ سئوالش را در اين نقشه پيدا كند . رنگ آميزي نقشه مي تواند به مراجعه كننده در بازيابي اطلاعات كمك مؤثري بنمايد . رنگ آميزي بايد به گونه اي باشد كه رنگهاي كشورها مجاور به نحو چشمگيري از يكديگر متمايز باشد . پاره اي از رنگها در نقشه كشي استاندارد شده است . از آن جمله است رنگ قهوه اي براي برجستگيها و رنگ آبي براي درياها .

استفاده از رنگ ، هاشور و سايه روشنها مي تواند در نشان دادن برجستگيها و فرورفتگيها نقشه مؤثر باشد . نقشه هاي برجسته و برجسته نما ، در كلاسهاي درس و مؤسسات آموزشي از كار آيي بيشتري برخوردار هستند .

نكتة ديگري كه در شكل ظاهري نقشه ها مهم است ، استفاده از علايم و نشانه ها براي نشان دادن شهرهاي درجة اول ، پايتختها ، خطوط مراسلاتي ، راهها ، راه آهن ، مرزهاي سياسي و رودخانه ها و امثال آنهاست . لازم و ضروري است جدول اين نشانه ها و علايم در حاشية نقشه ، يا در صفحه هاي اول و آخر اطلس چاپ شود تا مراجعه كنندگان بتوانند به سهولت و راحتي از آنها استفاده كنند .

چاپ طول و عرض جغرافيايي در حاشية نقشه ها – به خصوص در اطلسها – يكي ديگر از امتيازات نقشه ها و در ارزيابي منابع جغرافيايي است .

بالاخره در مورد شكل ظاهري ، همانند ساير منابع مرجع ، چاپ و صحافي اطلسها و ساير منابع جغرافيايي و نوع كاغذي كه نقشه بر روي انها چاپ شده ، بسيار مهم است . زيرا اطلسها از گونة كتابهايي هستند كه هم زياد مورد استفاده قرار مي گيرند و هم به دليل صرف هزينه زياد ، قيمت آنها گران است . از اين رو ، دقت در چاپ ، دقيق بودن رنگها ، صحافي آنها از اهميت ويژه اي برخوردار است .

7 . نمايه ها . در اطلسها و منابع جغرافيايي نمايه ها نقش مهمي در بازيابي اطلاعات دارند . اگر اطلسي فاقد نمايه باشد ، مراجعه كننده در بازيابي اطلاعات تا آن حد با مشكل روبرو مي شود كه احتمال دارد از مراجعة به آن اطلس صرفنظر كند . همچنين در مورد جاينامه ها و راهنماها .

ضروري است كه ارجاعهاي لازم در نمايه ساخته شود . در صورتي كه املاي نام شهري متفاوت باشد ( مثلاً تهران و طهران يا پكن و بجينگ) مي بايستي از يكي از صورتها به ديگري ارجاع ( نگاه كنيد ) وجود داشته باشد . كتابدار مرجع بهتر است چند سئوال فرضي را با منابع جغرافيايي كه در دست ارزيابي دارد پاسخ دهد تا از ميزان كارايي ، دقت و روز آمد بودن آن منابع آگاهي يابد .

 

 

             

                          

 

منابع و مأخذ:

 

1 . مرادي ، نورالله . مرجع شناسي شناخت خدمات و كتابهاي مرجع . تهران : فرهنگ معاصر ، چاپ دوم 1374 . از ص 246 تا ص 284 .

 

2 . انوار ((استعلامي )) ، پروين . مأخذشناسي و استفاده از كتابخانه . تهران : كتابدار ، ويرايش 6 . 1382 . ص 65 و 66 .

 

3 . صافي ، قاسم . مرجع شناسي عمومي فارسي و عربي . تهران : مؤسسه فرهنگي تكوك زرين ، چاپ اول 1381 . ص 11 تا ص 13 .

 

4 . سايت : http://virast.persianblog.ir/1384_5_virast_archive.html

  

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        چهارشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٥ - vahidaghaahmadi

سؤالات طرح شده در كتابخانه ( مر بوط به واحد مرجع شناسي )

بسمه تعالي

سؤالات طرح شده در كتابخانه ( مر بوط به واحد مرجع شناسي )

1 . اولين زير دريايي توسط چه كسي اختراع شد ؟

2 .(( ADONIS)) چيست و در چه حوزه اي كاربرد دارد ؟

3 . به دنبال منبعي هستيم كه علاوه بر معناي اصطلاح(( جاينامه ها )) اطلاعاتي در خصوص نخستين جاينامه ها ، بزرگترين جاينامه ، و يكي از قديمي ترين جاينامه هارا نيز به ما ارائه دهد .

4 . روز جهاني كتاب را نخستين بار چه اتحاديه اي پيشنهاد كرد و كدام فدراسيون عنوان حق مؤلف را به آن افزود و دليل انتخاب اين روز چيست ؟

5 . به دنبال اطلاعاتي در خصوص شخصي به نام (( آتَشْ )) هستيم چه منبعي مي تواند در اين مورد به ما كمك كند ؟ 

6 . به اطلاعات مختصري در مورد (( طوفان مغناطيسي )) نياز داريم به نظر شما چه منبعي مي تواند پاسخگوي نياز ما باشد ؟

7 . (( ابن نصوح كيست )) ؟ چه منبعي براي معرفي او مناسب است ؟

8 . در زمينة (( تحصيلات غير سنتي آموزش )) به اطلاعاتي نياز داريم چه منبعي را معرفي مي نماييد ؟  

9 . ((مثلث برمودا )) كجاست ؟

10 . به توضيحات مختصري در خصوص كلمة (( مباهله )) نياز داريم اين حادثه ميان چه كساني اتفاق افتاد ؟

( طراحان سؤلات آقايان - آقااحمدي ، پاشايي و خانم ها ، كركبودي ، ملكوتي و ايزدي )

(دائره المعافها )

مورخ 21/9/85

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        چهارشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٥ - vahidaghaahmadi

تمرين شماره ۵ واحد مرجع شناسی

Aبسمه تعالي

سوالات واحد مرجع شناسي (5)

استاد : جناب آقاي جعفر بيگلو

محمدرضاآقااحمدي دانشجوي كتابداري و اطلاع رساني

راهنماي پاسخ به پرسش ها

الف. پرسش را تحليل كنيد.

ب. با توجه به گستره پاسخ مورد نياز، منبع يا منابعي را برگزينيد.

ج. در خصوص پاسخ ها با ساير دانشجويان بحث و گفت و گو كنيد.

د. بهترين منبع را برگزينيد.

ه. پاسخ صحيح از منبع غير صحيح مورد تاييد نمي باشد.

و. اطلاعات كتابشناختي منابع را به همراه توصيف گزارماني مفيدي براي خود تهيه كنيد.

 

1 . در صورتي كه آماري در سالنامه ي آماري منتشره توسط مركز آمار ايران گردآوري نشده باشد و يا آمار ذاتاً وجود نداشته باشد چگونه از آن مطلع مي شويم؟ آمارهايي كه ارقام آن جنبه تخميني داشته باشد چگونه مشخص مي شود.

-  آمار گرد آوري نشده است .

*** آمار در دسترس نيست

*  ذاتاً يا عملاً وجود ندارد

**  جمع و محاسبه غير ممكن يا بي معني است

//  رقم كمتر از نصف واحد است

رقم  (نيست ) ناچيز و قابل صرفنظركردن است

* رقم غيرقطعي است .

** رقم جنبه تخميني دارد

منبع : سالنامه آماري كشور 1379 تاريخ انتشار : تابستان 1380 ، مركز آمار ايران   

 

 

2 . در حال تحقيق بر روي جغرافياي انساني استان اردبيل بعد از تشكيل استان اردبيل هستيم. آيا آماري وجود دارد كه تعداد بخش‌ها، شهرها و دهستان هاي استان را در سال 83 ارايه كرده باشد.

منبع : اطلس گيتاشناسي استانهاي ايران ، زير نظر سعيد بختياري

منبع: سالنامه آمار كشور ، 1382    

3 . براي آگاهي از سير حوادث، تصميم گيري‌ها و اخبار مهم اقتصادي سال 79 به صورت روزشمار چه منبعي را معرفي مي كنيد؟

منبع : كتاب سال همشهري

منبع : كتاب سال اطلاعات 

4 .  "تنوره ديو" چيست؟ آيا صحراي كالاهاري مركز "تنوره ديو" مي باشد. يا اين مورد در ساير مناطق نيز حادث مي‌شود.

چرخش محلي گرد و غبار كه قطر آن معمولاً از چند متري تجاوز نمي كند و در آن تكه هاي گرد و غبار همچنان بدور مركز روئيده شده و تا ارتفاعات قابل ملاحظه بالا مي روند ، علت گرم شدن محلي فوق العاده بوسيله خورشيد در يك ناحيه خشك است . منبع : فرهنگ جغرافيايي ترجمه وتأليف دكتر پريدخت فشاركي . تهران : امير كبير 1374. ص 106 و107  

 5 . براي بازديد از جاذبه‌هاي گردشگري استان چهارمحال و بختياري در ايام نوروز نياز به منبعي داريم كه همراه با نقشه، اماكن، تاريخچه استان، تفرجگاه هاي طبيعي، زيارتگاه‌ها و ساير مراكز ديدني آن را معرفي كرده باشد؟ ضمنا به اطلاعاتي در خصوص منطقه بن Ben و پل زمانخان براي اقامت نياز داريم.

منبع : گردشگري و ميراث فرهنگي استان چهار محال و بختياري تأليف ايرج افشار . تهران نشر قلم آشنا . 1382

 

6 . براي برنامه ريزي صادرات در شركت تجارتي خود مي بايستي به يك سري آمار و ارقام و اطلاعات در خصوص صادرات كشور در سال 82 دسترسي داشته باشيم؟ آيا شما مي توانيد كمك كنيد.

منبع : سالنامة آماربازرگاني خارجي – مؤسسه مطالعات وپژوهشهاي بازرگاني

7 . به منظور نصب، راه اندازي، كاربري و رفع اشكال مداوم سيستم عامل منبع باز Linux Red Hat Fedora چه منبعي را توصيه مي‌كنيد؟

Linux redhat (fedora) ‍‍‍‌‌[لينوكس ردهت فيدورا ] مؤلف محمد مصدري . تهران . انتشارات ناقوس 1384 . 648ص

راهنماي جامع Red hat Linux9 [ردهت لينوكس 9‍] مؤلف جان هال ، پل سري . ترجمه سيد امير حسين رضوي ، مليحه دهقان ، معصومه حزين . تهران نشر اصال : شايگان 1382 . 455 ص 

8 . مدير مسوول انتشارات "زنجان زرنگار" كيست؟ آدرس دقيق ناشر چيست؟

مدير مسئول : سارا رهبري . نشاني : زنجان دروازه ارك ، خ طالقاني ، جنب مجتمع آسمان پلاك 3-176 طبقه همكف ص.پ.364-45195

منبع : راهنماي ناشران و كتابفروشان ايران 1383 : فهرست ناشران و كتابفروشان فعال در سال هاي 1380-1382 . با اهتمام مجتبي تبريزي نيا ، تهران : خانه كتاب ، 1383 صفحه 145  

9 . محل فعلي "شوراي كتاب كودك" كجا است؟ آيا اطلاعاتي در خصوص نام مسوول آن، تعداد كاركنان، ساعات و ايام فعاليت و ... در دست مي باشد؟

تهران خيابان انقلاب ، خيابان ابوريحان ، خيابان شهيد وحيد نظري پلاك 69

مسئول شهلا افتخاري  ساعات كار از ساعت 9 صبح تا 19 عصر

منبع : راهنماي كتابخانه ها ، كتابخانه هاي تخصصي و دانشگاهي ايران تآليف  شيرين تعاوني ناشر كتابخانه ملي ايران – تهران: 1382 -398 ص 

 

10 . حتما نام مترجم زبردست، توانا و مشهور كشور "نجف دريابندري" را شنيده‌‌ايد. كتاب "چنين كنند بزرگان" او را خوانده‌ايد. اگر تاكنون اين كتاب را نخوانده‌ايد حتما به فكر تهيه يك نسخه از آن براي چندين بار خواندن و خواندن باشيد. آيا "دست‌پخت" ايشان خوشمزه است؟ شما فكر مي كنيد ايشان توانايي پخت انواع غذاهاي خوشمزه را دارند؟ نظر شما چيست؟

منبع : كتاب : مستطاب آشپزي از سير تا پياز ، تأليف ذنجف دريابندري ؛ ا همكاري فهيمه راستكار ؛ مدير هنري محمد زهرايي ؛ عكس ها احمد رضا پناهي ....و ديگران . تهران : نشر كارنامه 1379. 2 جلد . 1965 ص

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        سه‌شنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸٥ - vahidaghaahmadi

پاسخ سولات مربوط به واحد مرجع شناسی۴

بسمه تعالي

مربوط به واحد مرجع شناسی

استاد : جناب آقای جعفر بیگلو

محمد رضا آقااحمدی دانشجوی کتابداری و اطلاع رسانی

تمرين ۴

راهنماي پاسخ به پرسش ها

الف. پرسش را تحليل كنيد.

ب. با توجه به گستره پاسخ مورد نياز، منبع يا منابعي را برگزينيد.

ج. در خصوص پاسخ ها با ساير دانشجويان بحث و گفت و گو كنيد.

د. بهترين منبع را برگزينيد.

ه. پاسخ صحيح از منبع غير صحيح مورد تاييد نمي باشد.

و. اطلاعات كتابشناختي منابع را به همراه توصيف گزارماني مفيدي براي خود تهيه كنيد.

 

1 .در جست و جوي شباهت هاي و تفاوت هاي سبك شاعران قرن 13 و اوايل قرن 14 هستيم. براي اين كار مي بايستي ضمن آگاهي بر خصوصيات فردي به شرايط زندگي، آثار و شرحي از زندگي ادبي شاعران نيز دسترسي داشته باشيم . چه منبعي را معرفي   مي كنيد.

·        عنوان كتاب : از صبا تا نيما ، تاريخ 150 سال ادب فارسي (3 ) جلد . تاليف يحيي آريان پور.ناشر ، انتشارات زوار . تهران : چاپ پنجم 1372

 

   2 . آيا نمايشنامه نويسي به نام آخوند زاده مي شناسيد؟ درباره او چه مي دانيد؟

·        ميرزا فتح ا... آخوند زاده به عنوان مورخ ، فيلسوف ، مصلح اجتماعي و نويسنده نمايشنامه و داستان بود

منبع : كتاب از صبا تا نيما ، تاريخ 150 سال ادب فارسي 3 جلد ، تاليف يحيي آريان پور ، ناشر : انتشارات زوار . تهران ، چاپ پنجم 1372 ص 432 .

- ادبيات نمايشي در ايران ج1 نويسنده جمشيد ملك پور  نشر طوس تهران 1363

 

3        . جاناتان سوئيفت كيست؟ شهرت اصلي او در چيست؟

·        در سال 1667 ميلادي در دوبلين از پدر و مادر انگليسي متولد شد

منبع : دايره المعارف مشاهير جهان . نويسنده سروش قرباني . نشر ميلاد : 1375 

 

 

4 . آيا مي دانيد ابوسهل ويجن بن رستم الكوهي در چه سالي و كجا به دنيا آمده است؟ درباره او چه مي دانيد؟

·        ابوسهل كوهي ، بيژن (وَيجَن)بن رستم (شكوفايي بغداد ، حدود 360-391/970-1000 ) رياضيات و نجوم . نام و لقب كوهي ايراني تبار بودن او را نشان مي دهد ، كوهي به معني اهل ((كوه)) دهكده اي در ناحيه طبرستان . كوهي در 359/969-970 در رصد نقطه ها ي انقلاب صَيفي و شَتَوي در شيراز همكاري داشت . اين رصد ها به دستور عضدالدوله و به سرپرستي ابوالحسين عبدالرحمان بن عمر صوفي انجام شد ، و احمد بن محمد بن عبدالجليل سَجزي و دانشمندان ديگري نيز در آن حضور داشتند . شرف الدوله در 378/988 كوهي را در امر به رصد كواكب سبعه نمود ، و كوهي جهت نصب وسايلي كه خود طراحي كرده بود ، ساختماني در باغ قصر احداث كرد . اولين رصد در رجب 389 ژوئن 988 در حضور كوهي كه رياست رصد خانه را به عهده داشت و چند تن از قضات و دانشمندان حضور داشتند ، آنان ورود خورشيد را به برج سرطان ، و حدود سه ماه بعد ورود آن را به برج ميزان با نهايت دقت رصد كردند .

  كوهي كه خيام او را رياضيداني عاليمقام دانسته عمدتاً در هندسه كار كرده است .

   كوهي در رساله في استخراج مساحه الجسم المكٌافي ((( اندازه گيري جسم سهميگون))) نيز راه حلي ارائه كرده كه تا اندازه اي واضحتر و ساده تر از راه حل ارشميدوس است .

كوهي اولين كسي است كه پرگار به اصطلاح مخروطي را وصف كرده است . پرگاري كه طول يك شاخه آن متغير است و براي رسم مقاطع مخروطي به كار مي رود .

منبع : زندگينامه علمي دانشمندان اسلامي بخش اول . ترجمه احمد آرام ، احمد بيرشك ، بهاء الدين خرمشاهي ، كامران فاني ، فاضل لاريجاني . ويراستار حسين معصومي همداني . ناشر: انتشارات علمي فرهنگي ، چاپ اول 1365 . 

·        زندگينامه رياض دانان دوره اسلامي . تاليف ابوالقاسم قرباني . مركز نشر دانشگاهي

·        تاريخ ادبيات ايران . تاليف ذبيح ا... صفا

 

5 . آلبركامو كيست؟

·         آلبر كامو در هفتم نوامبر 1913 در شهر كوچك موندووي (اكنون درئان ) در جنوب بون (اكنون آنابا ) ، كه در آن زمان ، بخشي از الجزاير فرانسه بود ، به دنيا آمد . فرانسوي ها الجزاير را مستعمره ي خود نمي دانستند بلكه آن را يكي از ولايات فرانسه به حساب مي آوردند . كاموآنقدر زنده نماند تا شاهد تغييراتي شود كه در سال 1962  ، با پايان يافتن جنگ استقلال الجزاير ، اين كشور را بدل به يك جمهوري كاملاً مستقل و خود مختاركرد . پس از ستقلال الجزاير ، همه ي نام هاي فرانسوي چنانكه اشارتي بدان رفت ، با نام هاي عربي يا بربري جايگزين شدند . اجداد كامو طبق افسانه اي شايع در خانواده ، پس از خاتمه جنگ پروس – فرانسه ، از آلزاس به الجزاير آمده بودند اصليت آنها از ناحيه بوردو و گرانكوه مركزي در قلب فرانسه بود .

زندگي حرفه اي سه شاخه كامو به عنوان وزنامه نگار ، اهل تئاتر و نويسنده عملاً نه در 1942 و با نخستين اثر چاپ شده اش ، بلكه ده سالي پيشتر از آن ، در فرانسه در يك حادثه اتومبيل كشته شد ، مشغول كا برروي نسخه اول رمان تازه اي به نام آدم اول بود .

آثار او عباتند از : رمان بيگانه ، رمان طاعون ، مجموعه داستان كوتاه هبوط و ملكوت ، نمايشنامه كاليگولا ، عدل ها و شهربندان ، يك رساله با عنوان ( انسان طاغي ) ، رساله اسطوره ي سيسوفوس

منبع : نويسندگان قرن بيستم فرانسه (البر كامو) مولف ژرمن بره . مترجم خشايار ديهيمي . ناشر نشر ماهي ، تهران : 1381 ص 11 ، 15 ، 27 .   

تفسيرهاي زندگي . تاليف ويل و آريل دورانت نشر نيلوفر 1370.

6 . به شرح  نسبتا كاملي از زندگي و آثار علاء الدين ابوالحسن علي بن ابراهيم از منجمان مسلمان نياز داريم؟ آيا مي دانيد او به چه نامي مشهور بوده است؟

ابن شاطر ، علاء الدين ابولحسن علي بن ابراهيم ( متولد دمشق ، حدود 705/1305 ؛ وفات ، دمشق حدود 777 / 1375 ) . نجوم

منبع : زندگينامه علمي دانشمندان اسلامي بخش اول . ترجمه احمد آرام ، احمد بيرشك ، بهاء الدين خرمشاهي ، كامران فاني ، فاضل لاريجاني . ويراستار حسين معصومي همداني . ناشر: انتشارات علمي فرهنگي ، چاپ اول 1365 . 

 

 

7 . در حال پژوهشي در خصوص فعاليت هاي عمراني، سياسي و اقتصادي و نيز احوال شخصي نخست وزيران دوره پهلوي هستيم. آيا مي توانيد منبعي معرفي كنيد كه در اين راه بتواند موثر واقع شود.

·        بازيگران عصر پهلوي از فروغي تا فردوست ج اول . تاليف محمود طلوعي چاپ چهارم 1376 ، نشر علم

·        عنوان كتاب : از سي ضياء تا بختيار دولتهاي ايران . مولف مسعود بهنود (ويرايش 2 ) ناشر : انتشارات جاويدان . تهران 1377

8 . آيا مي توانيد تاريخچه مبارزات و روند قوام شخصيتي علي اكبر هاشمي بهرماني را در جريان شكل گيري انقلاب ترسيم كنيد؟

·        با مراجعه به كتاب – دوران مبارزه ؛ خاطرات ، تصويرها ، اسناد ، گاهشمار . زير نظر محسن هاشمي . ناشر : دفتر نشر معارف انقلاب . تهران 1376 (2 جلد )

 

 

9 . به شرح احوالي از نويسنده معروف ادبيات كودكان هوشنگ مرادي كرماني نياز داريم. آيا مي توانيد منبعي معرفي كنيد كه نويسنده اي  زندگي نامه او را فراهم كرده باشد؟                

·        عنوان كتاب (( هوشنگ مرادي كرماني )) نويسندگان مظفر سالاري ؛ علي كاشفي خوانساري . ناشر: نشر روزگار تهران 1379  . 152 ص. (6 جلد )

 

10 . نام پنج اثر به همراه اطلاعات كامل كتابشناختي آنها در حوزه خودسرگذشتنامه ها را بنويسيد؟ اين خودسرگذشتنامه ها مي بايستي شرح حال كاملي از زندگي مشاهير به قلم خودشان و به زبان فارسي باشد.  

االف . حيات يحيي يا تاريخ عصر حاضر (4 جلد) تاليف يحيي دولت آبادي ؛ ناشر امير كبير . تهران 1362. ج 1 مشتمل است بر قسمتي از تاريخ دوران جواني و تحصيل نويسنده و ايجاد فرهنگ جديد در ايران . ج2 و3 . به تاريخ مشروطيت اختصاص دارد. ج 4 . در باره مهاجرت مليون اوايل جنگ اوايل جنگ جهاني اول و انقراض سلطنت قاجاريه و دوران سلطنت رضا شاه

 ب . شرح زندگاني من يا تاريخ اجتماعي و اداري دوره قاجاريه مولف عبدا... مستوفي . چاپ دوم . ناشر : انتشارات زوار تهران (بي تا ) ( 3 جلد ).

پ . روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه با مقدمه و فهارس از ايرج افشار . ناشر امير كبير ، تهران 1350

ت . خاطرات سياسي فرخ تاليف فرخ مهدي به اهتمام و تحرير پرويز لوشاني . ناشر امير كبير ، تهران: 1347

ث .خاطرات تاج السلطنه تاليف تاج السلطنه قاجار به كوشش منصوره اتحاديه و سيروس سعدونديان . تهران : 1362 نشر تاريخ ايران .   

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        یکشنبه ٥ آذر ،۱۳۸٥ - vahidaghaahmadi

پاسخ سولات مربوط به واحد مرجع شناسی۳

بسمه تعالي

تمرين ۳ 

راهنماي حل مساله:

الف. پرسش را تحليل كنيد.

ب. بعد از درك حدود و ثغور پاسخ مورد نياز منبع مناسب را انتخاب كنيد.

پ. مقدمه منبع را مطالعه تا به روش تنظيم و حدود و ثغور مدخل ها پي ببريد.

ت. پاسخ صحيح را همراه با شماره جلد، صفحه و عنوان مدخل  به علاوه اطلاعات كتابشناختي اثر بيان كنيد.

ث. دقت كنيد پاسخ صحيح از منبع غير صحيح درست نمي باشد.                   

ج. پس از انتخاب هر منبع اطلاعات كاملي از آن براي خود تهيه كنيد.

 

  1.  در حال پژوهشي بر روي موضوع "زمينه ميكروموجي 3 كلويني" هستيم. آيا منبعي وجود دارد كه علاوه بر موضوع فوق ساير اطلاعات وابسته به حوزه كيهان شناسي از جمله "انتقال سرخ"، "قانون هابل" و " نظريه حالت پايا" را نيز در كنار هم ارايه كند.

·        دانشنامه همگاني نجوم تاليف ديويد نيوتن و ديگران مترجمان مهرداد سرمدي و ديگران . ناشر بنياد دانشنامه بزرگ فارسي ، تهران : 1382 

·         دانستنيهايي در باره نجوم ، خورشيد و همسگاينش : مطالب خواندني در باره منظومه شمسي ، كره زمين... نويسنده جين ليون . مترجم زليخا باقري . ناشر سازمان جغرافياي نيروهاي مسلح ، تهران 1381

 

  1.  معلم درس علوم از دانش آموزان كلاس دوم راهنمايي خواسته است درباره "پزشكي در اسلام " مطالبي را گردآوري نمايند. چه منبعي را معرفي مي كنيد. 

·        دايره المعارف طب اسلامي . مصطفي نوراني . ناشر مكتب اهلبيت (ع) . قم 1380  -15 جلد

·        دايره المعارف پژوهشي در تاريخ پزشكي و درمان جهان از آغاز تا عصر حاضر . ج 1  . پيشگامان و طب                       اسلامي . مولف محمد تقي سرمدي . ناشر انشارات سرمدي تهران : 1377 . 15 جلد

 

  1.  به اطلاعات نسبتا جامعي در خصوص "ابريشم" نياز داريم طوري كه علاوه بر واژه هاي مرتبط  ويژگي ها، چگونگي توليد، چرخه حيات، سنتز پروتئين ابريشم، جدول تركيبات آمينو اسيدي فيبروئين ها، آمينو اسيد سريسين ابريشم را به همراه شكل ها و جداول و نمودارها ارايه كند. ضمنا براي تكميل تحقيق طبقه بندي كرمهاي ابريشم پرورشي را نيز به صورت نموداري ترسيم كرده باشد.

  2.  دانشجوي درس مواد و خدمات مرجع رشته كتابداري و اطلاع رساني سوالي در خصوص "مدخل" مطرح نموده است. با توضيحات ارايه شده به نامبرده پي مي بريم به دنبال منبعي است كه به صورت كامل و جامع "مدخل" را توضيح داده باشد. ضمنا به كاربرد و نحوه توليد مدخل در آن منبع نيز پرداخته باشد.

  3.  به گفت و گوي زير توجه كنيد. پس از پايان مصاحبه راه حل ارايه كنيد.

مراجعه كننده: سلام

كتابدار: سلام چه كمكي از بنده ساخته است

م: ببخشيد شما مي دانيد استينفو چيست؟

ك: آيا معني لغوي آن را مي خواهيد؟

م: خير اطلاعات كاملي آز آن را مي خواهم.

ك: مي توانم از شما سوال كنم به چه منظوري يا بهتر بگويم براي چه درسي...

م: بله اين ترم واحد درسي مديريت كتابخانه هاي دانشگاهي را دارم. استاد به هر دانشجو تكليفي داده است تا يك شبكه بين كتابخانه اي را معرفي كند. تكليف من در مورد استينفو است.

ك: پ استينفو يك شبكه بين كتابخانه اي است؟

م: بله ...

ك: به عبارت ديگر شما مقاله اي كامل در خصوص نام، تاريخچه، برنامه ها، اعضاء و ... مي خواهيد.

م: بله ...بله ... كاملا صحيح است.

  1.  دانش آموزي به دنبال اطلاعات كشورهاي مختلف است. معلم درس جغرافياي عمومي كشورها از دانش آموزان خواسته است اطلاعات عمومي بيشتري از كشورها گردآوري كنند.

  • دايره المعارف جغرافيايي جهان . ترجمه جعفر جاويد فر . ناشر مؤسسه جغرافيايي و كاراتوگرافي سحاب . تهران : ؟253

 

  1.  دانشجوي رشته گياه پزشكي به دنبال اطلاعات اوليه درخصوص "موزائيك گل كلم" است تا بتواند پايه يك پژوهش كلاسي را در ارتباط با "موزائيك"  پي ريزي كند. چه منبعي را معرفي مي كنيد. 

  • دايره المعارف گياه پزشكي ايران : آفات ، بيماريها و علفهاي هرز . 4 جلد  تاليف ابراهيم بهداد . ناشر انتشارات ياد بود . اصفهان : 1375

 

  1.  آيا "ابن ميمون" فيلسوف بود. درباره او چه مي دانيد؟ 

  • ابن ميمون ، موسي بن ميمون اسرائيلي قرطبي ( 530-601 ق / 1135- 1204 م ) ، عالم و فيلسوف و طبيب يهودي كه در فقه و شرايع يهود چنان مقام والايي داشت كه يهوديان در بارة او گفته اند (( از موسي (ع) تا موسي (بن ميمون ) كسي كه مانند برنخاسته است )) ، نام ابن ميمون در كتب انگليسي و بعضي زبانهاي ديگر به صورت Maimonides و در كتب فرانسوي به صورت Maimonide آمده است و در عرف احبار يهود او را Rambam ( اختصار (( ربي موسي بن ميمون )) ) مي خوانند . ابن ميمون گرچه از علما و احبار يهود است ، ولي چون در محيط فرهنگي و علمي اسلامي پرورش يافته و در طب و فلسفه آثار خود را به عربي نوشته است متعلق به حوزه فرهنگ اسلامي نيز هست . مورخان عرب كنية او را ابو عمران نوشته اند كه شايد به جهت نام (( موسي )) به او داده شده است و گرنه او فرزند به نام عمران نداشته است تا به اين كنيه خوانده شود . موسي در شهر قرطبه از بلاد اندلس متولد شد . اين شهر از مراكز بزرگ فرهنگ اسلامي در اندلس و همچنين از مراكز بزرگ فرهنگ يهود بود . پدر موسي ، ميمون نيز از علماي بنام يهود و از شاگردان يوسف بن ميكاش و اسحاق فاسي بود و در محكمه شرعي يهود در قرطبه منصب قضا داشت .

  • منبع : صفحه 2 كتاب دايره المعارف بزرگ اسلامي ج 5 . ناشر مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي . چاپ اول تهران : 1372

    

 

  1.  منبعي معرفي كنيد كه به افراد در خصوص مطالعات اوليه در حوزه  اصول عقايد، بنيان هاي فكري، شخصيت ها، منابع و ... مذهب شيعه كمك كند. 

  • دايره المعارف تشيع . زير نظر احمد صدر حاج سيد جوادي ، كامران فاني ، بهاء الدين خرمشاهي . ناشر بنياد اسلامي طاهر . تهران . 1366

 

  1.  " اشاعه گزينشي اطلاعات" چيست؟ توضيحاتي در حد معادل انگليسي، سرنام و حداكثر ده خط توصيف نياز داريم.

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        جمعه ٢٦ آبان ،۱۳۸٥ - vahidaghaahmadi

پاسخ سوالات مربوط به واحد مرجع شناسی

بسمه تعالي

(1)

 

سؤالات مربوط به واحد : مرجع شناسي

استاد جناب آقاي جعفر بيگلو

محمد رضاآقااحمدي دانشجوي كتابداري و اطلاع رساني  

 

 

1 . اولين و آخرين مدخل لغت نامه دهخدا را بيان کنيد ؟

اولين مدخل : حرف ( آ ) حرف اول است از حروف هجا ، و در حساب جمل آنرا بيک دارند

آخرين مدخل : ( ی ی ی ی ) آوازی است که به آن گفتار کسی را به سخره تقليد کردن خواهند

  لغت نامه دهخدا ج 2 . ص1 ناشر مؤسسه لغت نامه دهخدا ،تهران : 1365

لغت نامه دهخدا ج 50 . ص 334 ناشر مؤسسه لغت نامه دهخدا ،تهران : 1365

 

2 . تفاوت شکلی و ماهوی فرهنگ معين با لغت نامه دهخدا را بيان کنيد ؟

از نظر شکلی لغت نامه معين در 6 مجلد می باشد ولی لغت نامه دهخدا از نظر تعداد جلد چند برابر می باشد مثلاً دوره 50 جلدی نظم لغت نامه دهخدا کاملاً الفبايي است ولی نظم لغت نامه معين علاوه برالفبايی ريشه کلمات ، لغاتی که از نظر هويت دستوری اختلاف دارند – کلمات بسيط يا مرکب ، اسم مصدر ، اسم فاعل ، اسم مفعول ، صفت مشبهه و … - ترتيب ثبت کلماتی که بيک صورت نوشته می شود و غيره را در بر می گيرد و در تنظيم فرهنگ معين اينچنين آمده ((روش ما در فرهنگ حاضر ممزوجی از روش فرهنگ های ذيل ، المنجد (عربی به عربی )- استينگاس (فارسی به انگليسی ) – ميلر (فارسی بروسی) – وبستر (انگليسی به انگليسی )-بروکهاس (آلمانی به آلمانی ) – لاروس ( فرانسوی به فرانسوی ) با مطابقه به فرهنگ های متداول فارسی از اين ميان عنايت و توجه ما به لاروس کوچک که مورد استقبال کامل ايرانيان قرار گرفته بيشتر بوده است ))

از نظر محتوی لغت نامه دهخدا لغات با ريشه فارسی و عربی بيشتر مورد توجه قرار گرفته ولی در لغت نامه معين علاوه بر لغات با ريشه های فارسی و عربی به ترکيبات خارجی نيز ÷رداخته شده است . لغت نامه دهخدا شامل مقدمه و متن لغت نامه می باشد ولی لغت نامه معين به سه بخش تقسيم شده است  بخش اول لغات. بخش دوم ترکيبات خارجی . بخش سوم اعلام ( اسمی اشخاص و مکانهای تاريخی و مشهور ) و همچنين در لغت نامه معين ضبط تلفظ لغات با حروف لاتينی مخصوص بکار رفته که در لغت نامه دهخدا اينگونه نيست . می توان گفت در ميان فرهنگهای فارسی لغت نامه دهخدا جامع ترين و کاملترين واژه نامه می باشد .

فرهنگ فارسی دکتر محمد معين ج 1. صفحات چهل و هشت ، چهل و نه ،  پنجاه ، هفتاد و هفت . ناشر مؤسسه اميرکبير ، تهران : چاپ اول 1342

 

3 .  مقدمه لغت نامه دهخدا به چه نکاتی می پردازد ؟

بطور کلی در جلد اول لغت نامه دهخدا ابتدا به تعريف - لغت- و زبان توسط انديشمندان مختلف ، تقسيم بندی زبان های ايرانی به سه دوره 1-کهن 2-  ميانه 3- کنونی و تقسيم بندی هر دوره به چند لهجه ، تأثير اوستا در زبان و ادبطات فارسی و تأثير نويسندگانی چون ابن سينا و شاگردانش چون حی بن يقظان ، ابو عبيد جوزجانی و بعد از ابن سينا، ناصر خسرو ، غزالی ، افضل الدين کاشانی ، نصير الدين توسی در ادبيات فارسی . تاريخچه شکل گيری فرهنگستان ايران ، نگاهی به دستور زبان فارسی و قواعد آن در سده های مختلف ، املای فارسی ، فهرست فرهنگ های فارسی و غير فارسی مانند فرهنگ جهان گيری ، مجمع الفرس سروری کاشانی و … طی قرون مختلف و در ادامه ترجمه احوال آثار و لغت نامه دهخدا و نحوه شکل گيری و نگارش و سرگذشت لغت نامه ، نظم آن و کسانی که در جمع آوری اين کتاب نويسنده را ياری نمودند و مراحل اداری و مکاتبات صورت گرفته جهت تدوين لغت نامه اشاره شده است .

لغت نامه دهخدا ج1 . ناشر مؤسسه لغت نامه دهخدا ، تهران : 1365

 

4 . قاعده فهرستنوِسی در خصوص رنگ (( کارت پستال)) چيست ؟ شماره و متن قاعده را بنويسيد ؟

-       مواد گرافيکی ( قاعده 8.5c (

رنگ ( رنگی ، قرمز قهوای ، آبی وسفيد ، سياه و سفيد و غيره )   ( برای تمامی رسانه های گرافيکی به استثناء نسخه های اصلی ، راديو گرافها و رسمهای فنی )

صفحات 87 و 88 کتاب فهرسنويسی و رده بندی / تاليف لوئيس مای چان – مترجمان زهيرحياتی، هاجر ستوده . ناشر نشر کتابدار ، تهران : 1379 

 

5 .  معادل عبارت (( ادبيات جزاير متروک )) را به زبان انگليسی می خواهيم ؟

Abandoned islands literature

منبع : فرهنگ جامع پيشرو آريان پور ج .1ص 159، ج. 2 ص 1131 ج.3 ص 2966

تأليف دکتر منوچهر آريان پور کاشانی ناشر : شرکت نشر الکترونيکی ، تهران : 1381

 

6 . به اطلاعاتی در خصوص (( مذبح تماشاخانه يونانی )) نياز داريم ؟ کدام منبع را معرفي می کنيد ؟

تاريخ تئاتر  جهان مؤلف اسکار ک. براکت ج . اول ، ترجمه هوشنگ آزادی ور  نشر نقره – انتشارات مرواريد . تهران : 1366

 

 

 

 

7 . جعل jo-al چيست ؟ وجه تسميه اسطوره ای آن را بيان کنيد ؟

جعل: گوگال ، کشک، گشتک، سرگين غلطان که جانوری است سياه و پردار از نوع مغطی الجناح و دارای دو زوج بال ، زوج فوقانی که در پرش حيوان مدخليتی چندان ندارد جهت محافظت زوج تحتانی خلق شده که مخصوص به پرش است .

منبع : لغت نامه دهخدا  ج. 16 ص 30 ناشر  مؤسسه لغت نامه دهخدا ، تهران : 1365

 

8 . ((همه )) در هنر شاعری به چه معنايي است ؟

همه : يکی از پايه هايی است که در عروض خانلری به جای افاعيل معمول در عروض قديم برای سنجش وزن بکار رود همه از دو هجای کوتاه تشکيل شده و در عروض قديم معادل سبب ثقيل است . نشانه عروضی آن چنين است  u u = همه = ت ت

منبع : واژه نامه هنر شاعری تأليف ميمنت مير صادقی ناشر کتاب مهناز . تهران : 1373

 

9 . ((حب الباقلاء المصری )) به چه معنايي است ؟ 

وزنی است معمول طبيبان و آن مقدار داوزده قيراط است . و خود  باقلاء مصری يا باقلاء قبطی  نمفه آنلمبو ، باشد .

منبع : لغت نامه دهخدا  ج . 18  ص . 193. ناشر مؤسسه لغت نامه دهخدا ، 1365

بسمه تعالي

 

سؤالات مربوط به واحد : مرجع شناسي              (2)

استاد جناب آقاي جعفر بيگلو

محمد رضاآقااحمدي دانشجوي كتابداري و اطلاع رساني  

 

 

1 . براي آغاز پژوهش در خصوص طرحي تحقيقاتي در حوزه هاي علوم دامي ، دام پروري ، دامپزشكي ، توليدات دامي و ... نيازمند بررسي ادبيات موضوع در بخش بررسي وضعيت طرح مي باشيم . چه راه حلي را پيشنها مي كنيد ؟

الف . با مراجعه به كتابشناسي ملي ايران در قسمت علوم عملي و كسب اطلاع از مشخصات كتابشناختي كتابهايي كه در خصوص دامپزشكي ، دامپروري ، توليدات دامي و ... و سپس مراجعه به اين كتابها مي توانيم به مطالب مورد نظر دسترسي پيدا كنيم . ( فصلنامه كتابشناسي ملي ايران زير نظر محمد زهري با همكاري بهرام عيلامي از زمستان 1350 تا زمستان 2536 ، ناشر وزارت فرهنگ و هنر با همكاري موسسه فرانكلين ) .  

 ب . با مراجعه به كتابنامه دامداري و دامپروري وزارت جهاد كشاورزي ، مركز تحقيقات بررسي مسائل روستايي چاپ اول بهار 1375 سلسه انتشارات روستا و توسعه اطلاعاتي در خصوص انتشارات اين حوزه كسب نماييم .  

 

2 . استاد كلاس تكنيك هاي روابط عمومي تكليفي به دانشجويان ارايه نموده است كه بر اساس آن روند توسعه كمي و كيفي انتشارات حوزه هاي ارتباطات ، روابط عمومي ، اطلاعات و ... بررسي نمايند . به نظر شما چگونه مي توان با سرعت مناسب به نتيجه دلخواه رسيد ؟

الف . كتابشناسي روابط عمومي / تهيه و تنظيم فريده قاسمي . ناشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي . تهران : 1374 .

ب . كتابشناسي اطلاعات و ارتباطات / تهيه و تنظيم محمد فرخزاد ، ناشر كتابخانه ملي ايران . تهران : 1352 . مي توان اطلاعاتي در خصوص مشخصات كتابشناختي انتشارات اين حوزه كسب نمود و با مراجعه به اين كتابها به مطالب مورد نظر دست پيدا كرد .

 

 

5 .  در جستجوي كتابي از يك نويسنده با نام خسروي هستيم . نامبرده در حوزه مسائل جامعه شناختي روستاهاي ايران فعاليت هايي پژوهشي داشته است . آيا مي توانيد اطلاعات كاملي ارايه كنيد . آيا اطلاعات ساير آثار نامبرده قابل دسترسي مي باشد ؟

با مراجعه به كتاب فهرست مقالات فارسي در زمينه تحقيقات ايراني ج 4 از 1351-1360به كوشش ايرج افشار ، شركت انتشارات علمي و فرهنگي مقاله 1823 به نام جامعه شناسي روستايي ايراني 1355 .

 

6 .  براي تحقيق در درس تاريخ ادبيات ايران با موضوع ابوريحان بيروني از كجا مي توان شروع كرد ؟

با مراجعه به كتاب كتابشناسي ابوريحان بيروني تاليف احمد سعيد خان . ترجمه عبد الحي حبيبي ناشر شوراي عالي فرهنگ و هنر . تهران : 1352 مي توان به اطلاعاتي در خصوص كتب منتشر شده در مورد ابوريحان بيروني دست يافت و با مراجعه به آنها اطلاعات مورد نظر را بدست آورد.

 

 

9 . براي سازماندهي منابع موجود در يك كتابخانه كوچك كه در سال 84 تهيه شده است و دسترسي كمي به به ابزارهاي فهرستنويسي دارد چه راه حلي را توصيه مي كنيد ؟

الف . استفاده از كتاب فهرسترگه هاي كتابخانه هاي عمومي كشور ج1 ،ج2 و ج3 ناشر دبير خانه هيات امناي كتابخانه هاي عمومي كشور، تهران : 1371  

ب . لوح فشرده كتابشناسي ملي ايران

10 . به سياهه نسخ خطي موجود در كتابخانه مجلس نياز داريم . راه حل شما چيست ؟

مراجعه به كتاب فهرست نسخه هاي خطي كتابخانه مجلس شوراي اسلامي ، به كوشش علي صدرايي . ناشر مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم ، قم : 1376 . 38 ج .

 

 

 

 

پايان

 

       

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        دوشنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٥ - vahidaghaahmadi

دوره های مختلف سواد آموزی در ايران موفقيتها و ناکاميها

 

چکيده

   نخستين فرمان پيکار با بی سوادی در ايران , به نام تعليمات اکابر در سال 1315 خورشيدی توسط رضا خان صادر شد که هدف آن فقط آموزش خواندن و نوشتن و دورة آن دو سال بود با شروع جنگ جهانی دوم اين برنامه متوقف گرديد و با پايان جنگ برنامة ديگری تحت عنوان آموزش سالمندان در فاصلة 1335-1332  اجرا گرديد . اين دو برنامه به علل مختلفی از جمله نداشتن آموزشهای لازم از سوی آموزگاران , نبود کتاب های مناسب , آموزش های دست جمعی به بی سوادان و ... موفقيت چندانی در پی نداشت . در سال 1335  فرمان پيکار با بی سوادی توس محمد رضا پهلوی صادر شد و هفته ای به نام (( هفته پيکار با بی سوادی )) از سال 1344 گرامی داشته شد . پيکار با بی سوادی از سال 1343 شکل ديگری به خود گرفت در اين سال محمد رضا پهلوی پيام هايی برای سران همة کشور ها فرستاد و از آنها خواست تا در راه ريشه کنی بی سوادی تلاش بيشتری نمايند . در شهريور 1344 نخستين کنگرة مبارزه با بی سوادی به سرپرستی يونسکو و ميزبانی ايران در تهران برگزار شد . در اين کنگره محمد رضا پهلوی پيشنهاد داد که کشور ها بخشی از اعتبارات نظامی سالانه خود را برای مبارزه با بی سوادی در اختيار يونسکو قرار دهند که اين پيشنهاد به تصويب رسيد و مبلغ 700هزار دلار از سوی ايران در اختيار يونسکو قرار گرفت . آخرين سازمانی که پيش از انقلاب اسلامی در راه سواد آموزی تلاش کرد , جهاد ملی سواد آموزی نام داشت که در خرداد 1355شکل گرفت و شعار اين سازمان ريشه کنی بی سوادی تا سال 1366 در ايران بود . نهضت سواد آموزی از سال 1358 به فرمان امام خمينی جهت ريشه کنی بی سوادی تشکيل گرديد , وظية اصلی سازمان نهضت سواد آموزی , آموزش خواندن و نوشتن و آموختن حساب با استفاده از ابزارهای هنری و تشويق بی سوادان در يادگيری بيشتر تعيين گرديد . باتوجه  به موفقيت های کسب شده در غالب طرح های سواد آموزی و دريافت دو تقدير و جايزه از سازمان يونسکو در سال های 1988و1999سازمان نهضت سوادآموزی با مشکلات زيادی در امر سواد آموزی مواجه می باشد از جمله مهمترين مشکلات می توان به اين موارد اشاره نمود . 1. سيات گزاری نادرست آموزشی در سطح ملی 2. عدم گسترش و تثبيت آموزش به واسطة هزينه های بالای آموزشی 3. عدم اتخاذ روش ها و متد های صحيح آموزشی مطابق با تنوع نيازهای سواد آموزان 4. تشکيل سهم عمده ای از کلاس های آموزشی در محوطة خارج از مدارس 5. محدوديت نيروی انسانی و کمبود نيروی انسانی ماهر و متخصص 6. محدوديت های مالی 7. ضعف ساختار سازمانی  به واسطة وجود فقر در ميان خانواده های بی سواد و کم سواد و وجود موانع و تعصبات فرهنگی , ضعف همکاری ساير سازمان ها , حقوق نا کافی معلمين , کمبود کتاب های درسی مناسب و طولانی شدن دوره های آموزشی  .

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        سه‌شنبه ٢ خرداد ،۱۳۸٥ - vahidaghaahmadi

 

این وبلاگ متعلق به vahidaghaahmadi می باشد

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        سه‌شنبه ٢ خرداد ،۱۳۸٥ - vahidaghaahmadi